از دوران کودکی (2)

دسامبر 11, 2012

هرمان هسه

بخش دوم و پایانی

برگردان علی محمد طباطبایی

5950569535_74b6a45bd1_b

در آن شب من تحت تأثیر بسیاری خاطرات و احساسات گیج کننده خوابم برد و شاید در روز بعد تحت تأثیر و فشار تجربه های تازه، خاطره ی آن همبازی که مدت ها بود به فراموشی رفته و هنوز هم برایم محو و ناپیدا مانده بود، دوباره نیز در ذهنم گم و گور می شد و هرگز نیز به همان زیبایی و تر و تازگی که شب قبل در ذهنم جان گرفته بود باز نمی گشت. اما درست همان روز سر صبحانه مادر از من پرسید: « آیا بروسی را یادت می آید که همیشه با شما ها بازی می کرد »؟

ادامهٔ مطلب »

Advertisements

از دوران کودکی (1)

دسامبر 8, 2012

هرمان هسه

بخش اول

برگردان علی محمد طباطبایی

6549287347_dc25a61857_b

جنگل قهوه ای در دوردست از همین چند روز پیش به این طرف سوسویی بانشاط از رنگ سبز برگهای تازه را نشان می دهد. در منطقه ی لترسبرگ من امروز اولین گلهای نیمه باز پامچال را مشاهده کردم. در آسمان کاملاً صاف و مرطوب ابرهای مهربان ماه آوریل در عالم رویا سیر می کنند، و زمین های زراعی که بسیاری شان هنوز شخم درستی نخورده اند چنان قهوه ای براقی دارند و خود را در مقابل هوای ملایم مشتاقانه می گسترانند، که گویی آرزو دارند بذرها را در خود بپذیرند و گیاهان را از دل خود بیرون دهند و از نیروهای خاموش خود هزاران جوانه ی سبز و ساقه های رو به بالا رشد کننده را به محک آزمون گذارند، حس کنند و بذل و بخشش نمایند. همه چیز در حال انتظار است، همه چیز خود را آماده می کند، همه چیز در رویا است و در تب تبدیل شدنی ظریف، که با ملاطفت مصرانه ای جوانه می زنند – بذر به سوی خورشید، ابر در مقابل زمین زراعی و علف تازه روئیده در برابر بادها.

ادامهٔ مطلب »

برگردان علی محمد طباطبایی

تکه ای از کودکی که در بیشتر انسان ها به طور کامل از دست می رود، به باور من همان فشاردرونی برای [جستجوی] حقیقت در انسان ها است، به سخن دیگر اشتیاق شدید برای [بدست آوردن] دیدگاهی کلی نسبت به چیزهای جهان و علت های وجودی آنها، آرزو برای [یافتن] هماهنگی و مایملکی مطمئن و معنوی. در دوران کودکیِ خود چه مقدار زیاد که از نداشتن پاسخ برای بیشمار پرسش هایم رنج کشیدم و آنگاه به مرور پی بردم که آن بزرگترهایی که مورد پرسش قرار داده بودم سوال های مرا کم اهمیت تلقی می کرند و کمترین درک و احساسی برای نیازشدید و پریشانی ام [از نداشتن پاسخ های مناسب] نداشتند. پاسخی که من آن را به عنوان نوعی گریز یا حتی تمسخر [از سوی بزرگترهایم] تشخیص می دادم، چه بسا اغلب دل و جرئت را از روح من می گرفت و او را به ساختمان به تدریج در حال لرزیدنِ اسطوره هایش باز می گرداند.

ادامهٔ مطلب »

برگردان علی محمد طباطبایی

هر انسانی نه فقط خودش به تنهایی است، که او در عین حال نسخه ای منحصربه فرد است، چیزی کاملاً  ویژه در جهان ودر هر حال نقطه ای با اهمیت و اسرارآمیز که در آن پدیده های جهان با هم تلاقی کرده اند. امری که [در جهان] فقط یک بار اتفاق افتاده و دیگر تکرار نمی شود. به همین خاطر است که چرا سرگذشت یک انسان مهم، جاودانی و ربانی است. از همین رو هر انسانی تا زمانی که به نوعی زندگی می کند و خواست طبیعت را اجابت، بی نظیر است و سزاوار هر توجهی. در هر انسانی روح به شکل تبدیل شده است، در هر کدام از ما موجودی در حال رنج است، در وجود هر انسانی رستگاری دهنده ای به صلیب کشیده می شود . . .

ادامهٔ مطلب »