BRITAIN-ENTERTAINMENT-ART-AUCTION-EMIN

( به مناسبت برپایى دومین نمایشگاه هنر مفهومى در تهران )

علی محمد طباطبایی

انتشار اول در روزنامه نوروز، پنج شنبه 15 آذر 1380.

مقدمه:
در 20 اكتبر 2001 بخش هنری روزنامه های بریتانیا خبر بسیار جالب توجهی را به اطلاع عموم ‎رساندند: «یكی از چیدمان‎های هنرمند جوان و مشهور انگلیسی آقای دامین هیرست در گالری Eystorm در لندن توسط نظافت‎چی گالری اشتباهاً و به عنوان آشغال به زباله‎دانی ریخته شد» خبرنگار زیرك روزنامه ی گاردین كه گوئی خود از مخالفین هنرمفهومی (conceptual Art) است با قلمی طنزپردازانه می‎نویسد: «اغلب گفته می‎شد كه هنر معاصر آشغال است، اما این اظهار نظر هرگز تا بدین اندازه نزدیك به واقعیت نبوده است».

ادامهٔ مطلب »

نگاهی انتقادی به یك سخنرانی در دانشگاه امیركبیر (بخش دوم و پایانی)

علی محمدطباطبایی

سه شنبه 19 شهریور 1381

 

مراسم آیینی، هنر، شعر، درام، موسیقی، رقص، فلسفه، علم، اسطوره و دین برای انسانها همچون نان شب او غیر قابل اجتناب هستند. زندگی واقعی انسان فقط حاصل آن كار و زحمتی نیست كه غذای روزانه ی او را تهیه می كند، بلكه همچنین حاصل آن فعالیت های نمادینی است كه  به فرآیند های عملی و همچنین تولیدات حاصل از این فعالیت ها و كاربرد آنها معنا و مفهوم می بخشد.

                                       لویس مامفورد، در مقدمه ی كتاب اسطوره ی ماشین

اما از میان همه ی آرمانهای سیاسی، آرمان خوشبخت كردن مردم شاید از همه خطرناكتر باشد، زیرا برای اینكه دیگران را وادار به اعمالی بكنیم كه به نظر ما شرط سعادت آنهاست و برای اینكه باصطلاح از گمراهی نجاتشان دهیم و رستگارشان كنیم، بدون استثنا باید كار را به تحمیل ارزشهای والاتر خودمان به ایشان برسانیم. آرمان خوشبخت كردن دیگران راهی است كه به ناكجاآبادگرایی و رمانتیسم ختم می شود.

                                                        سر ریموند كارل پوپر، جامعه باز و دشمنان آن

ادامهٔ مطلب »

نگاهی انتقادی به یك سخنرانی در دانشگاه امیركبیر (بخش اول)

علی محمدطباطبایی

چهارشنبه 13 مهر 1381

 

پیش درآمد:

 

غالباً در اینترنت و یا نشریات كاغذی به مقالاتی برمی خوریم كه ما را به دلیل غیر عادی بودن و یا همسخنی با عقاید بسیار منسوخ شده و قدیمی و یا نظریه های گمراه كننده به سختی می رنجانند و  سرخشم می آورند، اما اگر نویسنده ی آنها شخصیت معروفی نباشد معمولاً واكنش دیگری از خود بروز نمی دهیم و موضوع را به دست فراموشی می سپاریم. لیكن چنانچه نویسنده ی آنها شخصیت شناخته شده ای باشد مسئله برایمان كمی فرق می كند.

ادامهٔ مطلب »

نگاهی انتقادی به عقده ی ادیپ

( پنجمین و آخرین بخش )

علی محمد طباطبایی

انتشار اول سال 81

ادامهٔ مطلب »

نگاهی انتقادی به عقده ی ادیپ

بخش چهارم

علی محمد طباطبایی

 

ادامهٔ مطلب »

(افتضاحی در حد یک استعفا)

علی محمد طباطبایی

iraneaziz@gmail.com

لابد می پرسید این دیگر چه عنوانی برای یک مقاله است. سزار گربه ها و سموم جزیره سه آ . . . ؟ باورکنید خود من هم معنا و مفهوم آنها را نمی دانم. شاید بد نباشد که منظور از این کلمه های به ظاهر رمزی را از مقامات وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بپرسیم. آخر می دانید، این ها (و بسیاری چیزهای عجیب دیگر) در کتابی آمده است که قرار بود سالها پس از ترجمه و انتشار تاریخ تمدن ویل دورانت بار دیگر به زبان فارسی و با نگاهی بسیار ژرف بینانه تر و علمی تر تاریخ اروپا از رنسانس تا قرن بیستم را برای ما بازگو کند.

ادامهٔ مطلب »

علی محمد طباطبایی

(تاریخ انتشار اول: سال 81)

 

  

یكی دو هفته پیش از این مقاله ای انتقادی از صادق هدایت و بوف كور نوشتم كه در سایت ایران امروز درمعرض قضاوت عموم قرار گرفت. هنگامی كه در لحظات آخر مقاله را از طریق پست الكترونیك ارسال می كردم تصورم بر این بود كه به زودی ده ها نامه ی الكترونیكی كه مقاله ی مرا به نقد كشیده اند و همچنین و مقالات متقابلی از علاقمندان مرحوم هدایت دریافت خواهم كرد زیرا عقیده ی عموم بر این است كه نقد بزرگان فقط توسط بزرگان جایز است و نه توسط افراد گمنام و هدایت نیز چنان قله ی رفیعی است كه دست یازیدن به آن گناهی غیر قابل بخشش محسوب خواهد شد. حقیقت ماجرا آنكه چنین نشد.

ادامهٔ مطلب »

نگاهی انتقادی به عقده ی ادیپ

بخش سوم

علی محمد طباطبایی

(تاریخ انتشار اول: سال 81)

ادامهٔ مطلب »

نگاهی انتقادی به عقده ی ادیپ

بخش دوم

علی محمد طباطبایی

در آغاز بخش دوم این مقاله اجازه دهید اعتراف كنم كه آنچه در درجه ی نخست باعث نوشتن این مقاله شد نه صرفاً اعتراض من به بوف كور یا ادعای فروید بر وجود عقده ی ادیپ در انسان كه بیشتر موضع گیری در برابر نوعی بیماری سازی دروغین توسط روشنفكران ما است. گوئی به هر طریقی كه هست باید كاری كرد تا داستان عقده ی ادیپ و تمنا برای زنان لكاته كه منظور از آن همانا چیزی جز تصویر اثیری از مادر نیست درست از آب درآید، به عبارت دیگر بخشی غیر قابل تفكیك از وجود واقعی خود ما باشد نه مثلاً چیزی كسب شده از بیرون یا نوعی رفتار فرهنگی منتقل شده.

ادامهٔ مطلب »

نگاهی انتقادی به عقده ی ادیپ

بخش اول

علی محمد طباطبایی

(تاریخ انتشار اول: سال 1381)

ادامهٔ مطلب »