فيلسوف و آيت الله

سپتامبر 14, 2012

وسلي يانگ (1)

برگردان علي محمد طباطبايي

تاریخ انتشار اول جمعه 25 تير 1384

در 1978 ميشل فوكو به عنوان يك روزنامه نگار غير حرفه اي جهت تهيه گزارش از انقلاب در حال انجام به ايران رفت. گزارشات او ـ كه اكنون به طور كامل با ترجمه ي انگليسي به بازار آمده است ـ بر توهمات روشنفكرانه ي زمانه ي ما نور تازه اي مي افكند. فيلسوف فرانسوي ميشل فوكو با اين سخنان به استقبال موج روبه افزايشي رفت كه فرمانرواي مستبد طرفدار نوگرايي ايران يعني محمد رضا شاه پهلوي را در ژانويه ي 1979 از قدرت خلع نموده و به جايش يكي از غير ليبرال ترين رژيم ها يعني دولتي شيعه به رهبري (آيت الله) خميني را قرار داد: « اين شايد اولين شورش بزرگ بر ضد نظام هاي جهاني است، يعني آن نوع طغيان كه هم مدرن ترين و در عين حال نامعقول ترين است ».

ادامهٔ مطلب »

حديث نفس داكل عباس

اوريانا فالاچی

وال استريت جورنال، چهارم آوريل ۲۰۰۳

برگردان: علی محمد طباطبايی

تاریخ انتشار اول پنجشنبه ۲۱ فروردين ۱۳۸۲

 

نام او داكل عباس بود (Dakel Abbas). وقتی به زير پرچم احضار شد ۲۱ سال بيشتر نداشت. او قبلاً در دهكده‌ای زندگی می‌كرد و به همراه زنش به كشت خيار، پياز و بادمجان می‌پرداخت. اين دهكده‌ای بود نزديك به اسماوا در مركز عراق. اگر او را می‌ديديد به جای آنكه او را يك سرباز واقعی بپنداريد فكر می‌كرديد كه بازمانده‌ای است از يك اردوگاه كار اجباری. كله‌ای داشت مانند جمجمه كه فقط رويش يك بينی، يك دهان و دو چشم كار گذاشته بودند. قفسه‌ی سينه اش همچون نقش برجسته‌ای می‌مانست از دنده‌هايش كه به دشواری توسط پوست تيره رنگش پوشيده شده بود. ماهيچه‌هايش به قدری ضعيف بودند كه مانند تيغه‌های كوچكی در كف دست يك بچه جای می‌گرفتند. و من با خود انديشيدم كه صدام سپاهيان خود را به خوبی خوراك نمی‌دهد. او در روزهای آخر جنگ خليج توسط اعضای نهضت مقاومت كويت دستگير شد و گويا آنها از روی اشتباه به گروهی كه داكل عباس در آن بود آتش گشوده بودند در حاليكه آنها قصد داشتند تا خود را تسليم كنند. او چنين به نظر می‌رسيد كه به سختی زخمی شده است و دكتر‌ها هم نمی‌دانستند آيا هرگز بهبود پيدا می‌كند يا نه. من از روی تصادف در بخشی از بيمارستان مبارك در كويت به او برخوردم، جايی كه او از ده روز قبل از آن در كنار چند زندانی ديگر از همقطارانش افتاده بود. آنها صورت‌هايشان را در زير ملحفه‌هايشان مخفی كرده بودند و از برخورد نگاهشان با چشمان من می‌گريختند. اما داكل عباس بر خلاف آنها حتی برای لحظه‌ای چشم از من بر نمی‌گرفت. نگاهش كاملاً ملتمسانه می‌نمود. بدين‌ترتيب من به او نزديك شدم و به كمك يك مترجم از او پرسيدم كه آيا می‌خواهد چيزی به من بگويد. او جواب مثبت داد. من ضبط صوتم را روشن كردم و او بلادرنگ آغاز به سخن كرد. داكل عباس برای مدت طولانی همينطور يك ريز صحبت كرد. با چنان شور و اراده و چنان هيجانی كه من در عمل قادر به دويدن به ميان سخنان او نبودم. وانگهی نيازی به طرح سوال نيز نبود. حديث نفس او تمامی پاسخ‌های لازم را در خود داشت. داستان او هيچ چيز را از قلم نمی‌انداخت.

ادامهٔ مطلب »

برگردان علی محمد طباطبایی

  

 

گفتگوی اشپیگل آن لاین با افراط گرای سابق جعفر حسین

 جعفر حسین پیشتر یکی از افراط گرایان اسلامی در حزب التحریر بود. اکنون او یکی از بسیار اسلام گرایان سابق است که با بنیادی بریتانیایی به نام Quilliam بر علیه افراط گرایی مبارزه می کند. او با اشپیگل آن لاین در باره جهان بینی اسلام گرایان و احساس خوشایند دانای کل بودن آنها به گفت و گو نشسته است.  

  ادامهٔ مطلب »

ناامیدی تقسیم شده

فوریه 10, 2009

برگردان علی محمد طباطبایی

 

گفتگوی فرانکفورتر روندشاو با نویسنده عراقی نجم والی در باره ی نقش یهودی ها در عراق و کتاب جدیدش « سفری به قلب دشمن »

  ادامهٔ مطلب »

یا: چرا اسلام یک مبارزه طلبی است

بخش سوم

استفان وایدنر

برگردان علی محمد طباطبایی

  

 نبرد فرهنگ ها چیز بدی هم نیست، نکته منفی در آن هنگامی بروز می کند که در یک طرف این نبرد یک فاتح تمام و کمال وجود داشته باشد. این که تا چه اندازه (و این که اصلاً آیا) غرب می تواند به وعده های خود پایبند باشد: این به آن بستگی خواهد داشت که نزدیکی به غرب برای مسلمانان تا چه اندازه ارزشمند می نماید. 

ادامهٔ مطلب »

یا: چرا اسلام یک مبارزه طلبی است

بخش دوم

استفان وایدنر

برگردان علی محمد طباطبایی

 

نبرد فرهنگ ها چیز بدی هم نیست، نکته منفی در آن هنگامی بروز می کند که در یک طرف این نبرد یک فاتح تمام و کمال وجود داشته باشد. این که تا چه اندازه (و این که اصلاً آیا) غرب می تواند به وعده های خود پایبند باشد: این به آن بستگی خواهد داشت که نزدیکی به غرب برای مسلمانان تا چه اندازه ارزشمند می نماید.  

ادامهٔ مطلب »

تبانی در ایران (2)

اکتبر 17, 2008

اچ . دی . اس . گرین وی

نگاهی به كتاب « تمامی مردان شاه: كودتای آمریكایی و ریشه های ترور در خاور میانه »

اثر استفان كینزر

بخش دوم

برگردان علی محمد طباطبایی

 

بدون تردید اولین مامور CIA  كه شاه را تحت تاثیر قرار داد كرمیت روزولت بود، كسی كه دوستانش وی را  « كیم » صدا می زدند. وی پسر بزرگتر تئودور روزولت بود و فارغ التحصیل Groton و Harvard كه به عنوان عضو جدیدی در كالج دفتر زمان جنگ برای خدمات استراتژیك پذیرفته شده بود، دفتری كه زیر نظر فرانك وایزنر اداره می شد، و این شخص كسی بود كه كار خود را تا سطح یكی از مقام های عالی رتبه ی CIA  ادامه داد. در حدود سال 1953 روزولت برای انجام عملیاتی در خاورمیانه به خدمت وایزنر درآمده بود. آن گونه كه كینزر می نویسد روزولت برای این به آنجا فرستاده شد تا نخست وزیر ایران مصدق را از قدرت خلع كند، یعنی كسی كه شاه از او متنفر بود زیرا مصدق را به عنوان تهدیدی برای تاج و تخت خود تصور می نمود ـ آن هم  با وجودی كه شاه مصدق را به مقام نخست وزیری منصوب كرده بود، و این هنگامی بود كه مصدق در میان مردم به طور گسترده و در مقام رهبر نهضتی برای ملی کردن شرکت نفت انگلیس محبوبیت یافت. انگلیسی ها نیز به سهم خود و دقیقاً به همین منظور از مصدق متنفر بودند. آمریكایی ها هم از این جهت با او مخالف بوند که تصور می کردند او راه تسلط یک حکومت كمونیستی را در ایران هموار خواهد كرد. روزولت در تابستان 1953 به طور مخفی به قصر شاه آورده شد، در صندلی عقب یك اتوموبیل و زیر یك پتو تا با شاه جوانی ملاقات کند که در آن زمان به مرد وحشت زده، ضعیف و شدیداً متزلزل تبدیل شده بود.

ادامهٔ مطلب »

یا: چرا اسلام یک مبارزه طلبی است

بخش اول

استفان وایدنر

برگردان علی محمد طباطبایی

 

نبرد فرهنگ ها چیز بدی هم نیست، نکته منفی در آن هنگامی بروز می کند که در یک طرف این نبرد یک فاتح تمام و کمال وجود داشته باشد. این که تا چه اندازه (و این که اصلاً آیا) غرب می تواند به وعده های خود پایبند باشد: این به آن بستگی خواهد داشت که نزدیکی به غرب برای مسلمانان تا چه اندازه ارزشمند می نماید. 

  ادامهٔ مطلب »

تبانی در ایران (1)

اکتبر 13, 2008

اچ . دی . اس . گرین وی

نگاهی به كتاب « تمامی مردان شاه: كودتای آمریكایی و ریشه های ترور در خاور میانه »

اثر استفان كینزر

بخش اول

برگردان علی محمد طباطبایی

 


در آگوست 1976 كه من در تهران به عنوان خبرنگار واشنگتن پست كار می كردم اوضاع در این كشور را به نحوی دیدم كه احتمال می دادم آخرین سال های نظامی سلطنتی در ایران باشد. اكنون روشن بود كه محمد رضا شاه كه تازه دومین (و البته آخرین) شاه در سلسه ی پهلوی بود دچار درد سر شده است. آنچه به عنوان « انقلاب سفید » معروف شده بود و هدف از آن مدرنیزه كردن سریع ایران بود با مقاومت مردمی به شدت سنت گرا روبرو شده بود. پلیس مخفی او یعنی ساواك مخالفین را به زندان انداخته و شكنجه می کرد. اما آنچه هنوز هم غیر قابل پیش بینی بود این كه متحدی كه آمریكا برای نگهداری قدرت در خلیج فارس مستقر ساخته است در شرف فروریختن قرار دارد. این فروپاشی چنان به سرعت به وقوع پیوست كه حتی نیروهایی كه شاه را سرنگون كرده بودند را نیز به تعجب واداشته بود. 

ادامهٔ مطلب »

آیا دموکراسی اسلامی هم وجود دارد؟

بخش چهارم و پایانی

دانیل استاینورت و برنارد زاند

برگردان علی محمد طباطبایی

 

 

1300 سال است که مسلمانان درگیر جستجوی شکل درستی از حکومت برای خود هستند.  در کشورهای آنها مجالس قانون گذاری وجود دارد و گاهی هم در بسیاری از کشورهای آنها گروه های مخالف سیاسی دیده می شود، اما به عنوان یک قاعده کلی تصمیم های سیاسی بر توافقات میان گروه ها و خانواده های قبیله ای استوار است.

ادامهٔ مطلب »