قتل تزار و خانواده ی او به دست بلشویک ها

فوریه 2, 2013

از کتاب « زندگی و مرگ لنین »

رابرت پاین

ترجمه عبدالرحمن صدریه

TsarNicolasFamily_468x438

تصمیم قتل تزار [برکنارشده] به وسیله ی لنین و سفردلف اتخاذ شد. ظاهراً با هیچ یک از اعضای دیگر حزب مشورت نشده است. این بار هم هدف لنین « اهانت » بود، اهانتی که دشمن را از نظر روانی از پا درآورد. تزار، اطرافیان تزار، تزاریتا، دوشس های اعظم اولگا، تاتیانا، ماری و آناستازیا، تزارویج جوان، پزشک تزارویچ، خادمه ی تزاریتا، نوکر و آشپز تزار در اکاترین بورگ در خانه ی ایپاتیف زندانی بودند. در شب شانزدهم ژوئیه « تمامی تهلیل شدگان » با شلیک گلوله، به ضرب چماق و سرنیزه کشته شدند. همراه با آنان سه خادم و یک پزشک نیز به قتل رسیدند. پنج روز پس از این تاریخ گارد سفید و گروهان های چکسلواکی وارد کاترین بورگ شدند. نخست چیزی در باره ی سرنوشت خانواده ی امپراتور مشهود نگشت. کم کم، ذرات شواهد واقعه جمع آوری شد تا عاقبت ممکن گشت، جزئیات قتل مشخص شود. باقی مانده های کوچکی از این کشتارگروهی در ته چاه معدنی نزدیک دهکده ی کوپتیاکی در فاصله ی دوازده مایلی شمال غربی اکاترین بورگ پیدا شد. بین اسنادی که بلشویک ها هنگام فرار بر جای گذاشته بودند، تلگرام رمزی به امضای بلوبردروف رئیس کمیته ی اجرایی اکاترین بورگ یافت شد که متن آن چنین بود: « به اطلاع سفردلف می رساند، تمامی فامیل در تقدیر سرورشان شریک شدند ».

بلشویک ها خانواده ی امپراتوری را از دولت موقت به ارث برده بودند. فوراً پس از انقلاب فوریه تزار بازداشت شده بود. نزار تقدیری را پذیرفت که مدتها انتظارش را می کشید و احساس آرامش کرد که دیگر نباید زحمت حکمرانی بر مردمی را متحمل گردد که هرگز از دست آنان آسایش نداشت. تا حدی اندیشمند، هوشیار و ناتوان برای ابراز خشم یا اتخاذ تصمیم بود و مردی را نشان می داد که به همان ترتیب که برمسند قدرت نشانده شده بود، به زندان رانده می شد. آخرین اقدام زندگی اش این بود که دستش را برای حفاظت از پسرش به دور حفاظ قرار دهد، در همین موقع تیری به صورتش شلیک شد. تزاریتا، دوشس های اعظم اولگا، تاتیانا و ماری، دکتر، آشپز و نوکر همگی با گلوله کشده شدند، اما به علتی افراد گارد بلشویک در پایان کار برای کشتن دوشس اعظم آناستازیا و خادمه آنادمیدوفا از چماق و سرنیزه استفاده کردند.

[ . . . ] تروتسکی سالها بعد در شرح نظرات رهبران بلشویک نوشت: « اعدام خانواده ی تزار نه  فقط از نظر ترساندن، مرعوب کردن و به هراس انداختن دشمن لازم بود، بلکه برای آن که صفوف خودمان را نیز تکان دهیم، لازم بود و برای آن که نشان دهیم راه برگشتی وجود ندارد و نشان دهیم که در برابر ما یا پیروزی کامل یا نابودی کامل است نیز لازم بود. بین گروه روشنفکران حزب احتمالاً کسانی از روی عدم موافقت سرتکان خواهند داد، اما توده های سربازان و کارگران حتی یک دقیقه هم مردد نخواهند بود. آنان هیچ تصمیم دیگری را درک نمی کردند و نمی پذیرفتند. این را لنین خوب احساس کرده بود ».

بنابراین نظریه قتل تزار و خانواده اش اقدامی برای ایجاد وحشت در قلوب دشمنان بلشویک ها، اما در عین حال (و شاید با اهمیتی بیشتر) برای ایجاد وحشت در قلب خود بلشویک ها بود. امیدوار بودند با این اقدام بتوانند بلشویک ها را متقاعد کنند که هیچ راه برگشتی وجود ندارد چون آنان شریک جرم شده بودند. دلایلی که موجب این قتل گشت، به همان اندازه پیچیده بود که دلایلی که موجب قتل میرباخ سفیر آلمان شده بود.

صفحه 479- 481.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: