چگونه خدایان جهان را استفراغ کردند

ژانویه 26, 2013

ریچارد داوکینز و کتاب جدیدی که برای نوجوانان نوشته است

برگردان علی محمد طباطبایی

19047647_19047647_xl

کتابی جدید از بالاترین مقام معتقدین به بی خدایی: زیست شناس بریتانیایی ریچارد داوکینز به نحو خوشایند و سرگرم کننده ای برای ما تعریف میکند که چگونه زمین و تمامی جانوران بوجود آمده اند – از کرگدن و عنکبوتیان گرفته تا کنه هایی به اندازه ی غبار.

مطابق با اسطوره ی قبیله ی بانتو در کونگو، در آغاز خدایی به نام بومبا که دچار دل درد بسیار شدیدی شده بود، خورشید، ماه و ستارگان را استفراغ کرد. در نهایت این خدا جانوران و انسان را نیز از درون معده اش بالا آورد.

در تاسمانی مردم ابتدا دمی شبیه به کانگرو ها داشتند و روی پایشان زانو نبود. خدایی که چنین کاری را موجب شده بود تازه از آسمان افتاده بود و در حالی که به شدت زخمی شده بود می خواست هر چه زودتر کار خوبی انجام دهد، بنابراین تصمیم گرفت بهتر است یک انسان ناقص بسازد تا این که هیچ انسانی را خلق نکند. یک خدای دیگر بعداً می بایست خراب کاری های او را درست می کرد. آنچه از انجیل به ما رسیده از یک تاریکی نخستین سخن می گوید که در بالای آن احتمالاً روح خدای بدون درد معلق بوده است و سپس همه چیز را با نظم و ترتیب و با دست و نفسش خلق کرده است.

زیست شناس تکاملی ریچارد داوکینز در کتاب خود می نویسد که تمامی این قبیل داستان ها در یک نقطه با هم مشترک هستند: « این که چگونه این خالق جهان (که معمولاً یک مرد است) خودش به وجود آمده است »؟ و چگونه است که در باره ی کنه های کوچک اندام در کتاب های دینی هیچ اسطوره ای گفته نشده است؟

از نظر او این ها همگی اسطوره های نارسایی هستند که بشر در باره ی آغاز و ماهیت جهان مرئی ساخته است. آن گونه که به نظر داوکینز در کتاب پر از تصاویرش « جادوی واقعیت » می آید مثل آن است که بخواهیم قصه های کاپیتان بلوبر (شخصیتی کارتونی و محبوب) را به معرض نمایش بگذاریم، داستان هایی که گاهی جنبه ی مضحک و خنده آور دارند و گاهی حالتی هیولاوار و البته همیشه به شکل شگفت انگیزی غیرعادی.

از این روی در هر دوازده فصل کتاب، او که به تبیین عمومی جهان می پردازد اغلب برای آن که خواننده را [برای مباحث علمی ] آماده کند با یک نگاه کوتاه و گذرا به اسطوره ای که با موضوع این فصل از کتاب مناسبت دارد آغاز می کند، و آنگاه خواننده ای که اغلب توسط نویسنده « تو » خطاب می شود پی می برد که ما در موقعیت کنونی تا چه حد در باره ی موضوع این فصل کتاب اطلاعات درست علمی داریم: در باره ی اولین انسان ها، به وجود آمدن و منشأ جانوران، زلزله و رنیگن کمان – و در باره ی معجزه. و این که انسان ها به آنها باور دارند، در نهایت به واقعیتی که قابل بررسی و درک علمی است تعلق دارد.

این که منظور نویسنده از « جادوی » آنها چیست را در تصویر روی جلد کتاب می توان مشاهده کرد: کتابی که در حالت بازشده قرار دارد از پرسش های خود مانند « چرا شب و روز، تابستان و زمستان  وجود دارد »؟ یا « « خورشید چیست »؟ پرده برمی دارد. از سمت چپ تصویر روی جلد، رنگین کمانی به سرعت وارد می شود و به شکل گستاخانه ای از میان برگ های بازشده ی کتاب می گذرد، در سمت راست تصویر ملکولها و رشته ها را می بینیم که در حال پروازند – و شاید هردوی این ها دارند به داخل کتاب هجوم می آورند. شاید نویسنده و مصورسازش می خواسته اند به این ترتیب بگویند که کتاب ها نیز برای خود دارای خودآگاهی هستند، و همیشه به عنوان ماده و شئی باقی می مانند. درست مثل خود ما. و این دقیقاً همان چیزی است که داوکینز آن را هیجان انگیز و آنچه ارزش شگفتی ما را دارد  می داند.

او توضیح می دهد که چرا هرگز چیزی به عنوان اولین انسان وجود نداشته است، و ما را با اجداد خود از 185 میلیون سال پیش که شبیه ماهی هستند آشنا می کند. او نشان می دهد که چرا فضای میان اتم ها خالی است، ولی ما علی رغم آن نمی توانیم از میان دیوارها عبور کنیم. و یا این که چگونه یک شایعه به وجود می آید و به چیز احتیاج دارد تا با وجود تمامی غیرمحتمل بودن ها به یک « روایت » معتبر تبدیل شود: فقط باید زمان لازم برای آن سپری شود. آن چه به باور او برای تبیین تمامی این سازوکارهای شگفتی آور نیازی به آن نیست، طرح و نقشه ی یک خالق است.

البته چنانچه موضوع بحث کتابی از ریچارد داوکینز است نمی توان خدا را کنار گذاشت. مگر نه این که داوکینز آن گونه که یک بار کسی او را نامیده بود بالاترین مقام روحانی نزد خداناباوران است؟ دو سال پیش بود که او می خواست ترتیب دستگیر شدن پاپ را بدهد (به علت رسوایی لاپوشانی شده ی سوء استفاده ی جنسی در کلیسای کاتولیک).

البته باید متوجه بود که داوکینز به هیچ وجه وجود خدا را به طور کامل انکار نمی کند، بلکه وجود چنین چیزی را بسیار نامحتمل می داند. انتقاد او بیشتر متوجه دین های مبتنی بر یکتاپرستی بنیادگرایانه است که او آنها را برای درکنار هم بودن انسان ها به هیچ وجه لازم و مفید نمی داند. نظریه های او در این خصوص را می توان در کتاب هایش مانند « توهم خدا » و « بزرگترین نمایش روی زمین: شواهدی برای تکامل داروینی » مشاهده کرد.

کتاب « جادوی واقعیت » را می توان در عین حال یک متن جدلی که با شوخ طبعی نوشته شد است دانست، و البته یک کتاب آموزشی برای تازه کردن دانش دبیرستانی که دیگر سالهاست از یاد بزرگسالان رفته است. خواننده ی کتاب خیلی زود به « تو » خطاب شدنش توسط نویسنده عادت می کند، زیرا در عمل داوکینز در خواننده اش فرد پا به سن گذاشته اما همچنان کودک مانده را در نظر گرفته، که هنوز هم پرسش های بی پاسخ بسیاری را در ذهن خود همراه دارد، اما با جواب های ابتدایی و سطحی قانع نمی شود.

انسان هنگامی که به دنیا آمد، با چیزهای بسیاری مواجه می شود که برایش پرسش برانگیزاند و دیگرانی هم هستند که می خواهند این معما ها را برایش توضیح دهند. آنگاه آن فرد کمابیش از محیط پیرامون خود و معماهایش سردرمی آورد و بر حسب خلق و خویی که دارد، در بقیه ی ایام زندگانی اش یا شاد است و یا هراسان. و شاید با علاقه ای فزاینده اینجا بودن، ناگزیری مرگ و اندیشیدن را مورد توجه قرار داده و دریافت های خود را به انسان های دیگر منتقل کند، هرکس البته بر اساس شیوه ی که مختص خود اوست. و داوکینز را هم باید یکی از همین ها به حساب آورد، که اکنون کتابی آموزشی نوشته است، کتابی به سهولت قابل درک و سرگرم کننده.

و در اینجا لازم است که به تصاویر بسیار زیاد و جالب توجه کتاب نیز اشاره ای شود که کار دیو مک کین است، یعنی همان هنرمندی که پیشتر شاهکارهایش را در فیلم های هری پوتر شاهد بوده ایم.

 نشریه دی ولت

Advertisements

یک پاسخ to “چگونه خدایان جهان را استفراغ کردند”

  1. لینک کتابی کامل از مجموعه فوق:

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: