مفهوم مقدس در زمانه ی مدرن

دسامبر 30, 2012

آینده ی ناسزا گویی به مقدسات

سخن گفتن از امر مقدس در عصر حقوق بشر

امیر طاهری

برگردان علی محمد طباطبایی

The Future of Blasphemy

چندین دهه بود که ناسزا گویی به مقدسات به عنوان مفهومی مبهم و شاید حتی کنارگذاشته شده تلقی می گردید، هرچند که اکنون شاهد بازگشت تماشایی آن به مثابه موضوعی داغ و با ابعاد جهانی هستیم. در سازمان ملل تلاش هایی صورت گرفته است تا به زودی با امضای یک معاهده ی جهانی به ناسزا گویی به مقدسات جنبه ی غیرقانونی داده شود. سازمان کنفرانس اسلامی (OIC) و واتیکان تبدیل به شرکای واقعی در لابی گری برای انجام این معاهده شده اند.

دادگاه اروپایی حقوق بشر نیز در شیوه ی پیچیده ای که دارد، این فکر را مورد حمایت قرار داده است. در سال های اخیر، مفهوم ناسزا گویی به مقدسات در عین حال در مرکز پرونده های قضایی درحال تعقیب در فرانسه قرار دارد که توسط روحانیان کاتولیک و مسلمان به جریان افتاده اند.

اما منظور از ناسزا گویی به مقدسات چیست؟

این همان پرسشی است که استین دکی فیلسوف و فعال حقوق بشری سفر خود به درون این موضوع پیچیده را با آن آغاز می کند.

ناسزا گویی به مقدسات که منشأ آن به موسی باز می گردد، در مبنای یهودی – مسیحی خود به معنای بی احترامی نسبت به نام خداوند و در معنایی وسیع تر معادل با بی احترامی نسبت به امر الهی است.

انجیل یهودی ها واژه ی ناکوب (به صراحت گفتن) و کیلل (نفرین کردن و دشنام دادن) را مورد استفاده قرار می دهد تا دو تخطی متفاوت اما در نهایت مرتبط با هم را نسبت به امر الهی توضیح دهد. ناکوب به معنای بر زبان آوردن نام ممنوعه ی خداوند است در حالی که کیلل یعنی توهین کردن به خداوند و آنچه با او مرتبط است. یونانی ها این دو واژه را به کلام کافرانه و رنجاندن با سخن ترجمه کردند. جریمه ی آنها مرگ به توسط سنگسار کردن بود.

بعضی از فضلای مسیحی در باره ی کل موضوع راحت تر بودند. آکویناس به شوخی می گفت که یک کلمه ی توهین آمیز کله ی خداوند را خراش نمی دهد.

تجدیف یا قرائت اسلامی از ناسزا گویی به مقدسات هرگز در مقایسه با کفر که به معنای رد « حقیقت الهی » و گناهی غیر قابل بخشش تلقی می شد توجهات را به خود جلب ننمود.

توهین به مقدسات در آخرین تجلی خود فرزندی است از اظهارات سیاست پسند (political correctness). سازمان ملل و دادگاه های اروپایی بسیاری که بر آن مسلط هستند این واژه را به عنوان « ناکامی در احترام به باورهای دینی یک فرد یا یک گروه دینی » تلقی می کنند. گویی که در اینجا امر الهی از بحث خارج شده است.

استین دکی نشان می دهد که توهین به مقدسات مدت هاست که دیگر مسئله ی مورد توجهی که صرفاً در انحصار ادیان ابراهیمی باشد نیست. بعضی از هندو ها و سیک ها نیز خود را با سیاست های مسلط در جهان همساز کرده و این واژه را به دین خود منتقل کرده اند.

برای مثال، نقاش هندی و مسلمان زاده اف.ام. حسین پس از یک دهه مزاحمت و تعقیب قانونی توسط محافظه کاران هندو به زور وادار به ترک موطن خود گردید و علت آن نیز در اصل نقاشی های برهنه ای بود که هنرمند از خدایان زن هندو میکشید و باعث خشم آنها می شد.

خانه به دوشی حسین در تبعید ادامه یافت. حتی در انگلستان دموکراتیک، او توسط بنیادگرایان مورد آزار قرار گرفت. نمایشگاهی از آثارش در لندن تنها چند روز  پس از افتتاحیه اش به دلیل تهدید به انجام خشونت بسته شد. ستیزه جویان سیک از به روی صحنه رفتن تئاتری که یک نمایشنامه نویس سیک بریتانیایی در لندن نوشته بود جلوگیری کردند، و چپگرایان به مسلمانان ملحق شدند تا انجام اپرایی ازموتزارت در برلین را مانع شوند. در سرتا سر جهان، فهرست نمایشنامه ها، نمایشگاه های نقاشی و کنسرت هایی که به دلایل مفهوم تازه ی توهین به مقدسات (blasphemy) متوقف شده است روز به روز طولانی تر می شود.

در سال 2008، دادگاه عالی هند در دهلی این هشدار را اعلام نمود: « یک پاک دینی (puritanism) جدید در نام پاکدامنی فرهنگی به مرحله ی عمل درآمده است، و تعداد انبوهی از مردم جاهل در حال تخریب هنر و بازگرداندن ما به دوره ی پیش از رنسانس هستند ».

در بسیاری از موارد، کسانی که توهین به مقدسات را به عنوان سلاح به کار می برند، خودشان بی دین هستند. ادعای آنها این است که به نمایندگی از جامعه ی دینی عمل می کنند که ادعا می شود توسط یک رمان، یک نمایشنامه یا حتی یک کاریکاتور احساساتشان جریحه دار شده است.

همانگونه که دکی نشان می دهد، دفاع از « پاکیزگی فرهنگی » تنها انگیزه ی کسانی که بر اساس درک جدیدی از توهین به مقدسات اسیر تاریکی شده اند نیست. آنچه نیرومند تر و خطرناک تر می باشد، توسل جستن به « احترام » برای هرگونه تعبیر از « جامعه ی » واقعی یا خیالی یا « هویت دینی » است.

اما آیا این درست است که کسی، به چیزی احترام گذارد که به باور او ارزشی برای احترام گذاردن ندارد؟ و آیا این کافی خواهد بود که به نام آزادی بیان با استفاده و سوء استفاده از توهین به مقدسات مخالفت کنیم؟

دکی بر این باور است این قضیه را نمی توان با توسل به عهدنامه های جهانی که توهین به مقدسات را ممنوع می سازند و یا به کمک قوانینی که در یک کشور به مورد اجرا گذارده می شوند فیصله داد.

برخی برآورد ها از آن حکایت دارند که در جهان بیش از 5000 هزار دین متفاوت و یا قرائت هایی از آنها وجود دارد. آیا سازمان ملل باید انتقاد نسبت به تمامی آنها را ممنوع سازد و یا لازم است که بعضی از جوامع دینی به عنوان درجه ی دو تلقی شده و در برابر توهین به مقدسات بی دفاع رها شوند؟ مشکل دیگر روشن کردن این قضیه است که چه کسی در هر دوره ای سخنگوی یک دین محسوب می شود و این چه کسی است که باید تصمیم بگیرد آیا توهینی به مقدسات انجام گردیده یا نه؟ و قضیه ی مهم تر این که آیا می توان فردی را که به دینی باور ندارد با معیار های همان دین به توهین به مقدسات محکوم کرد؟

نه چندان مدتی طولانی پیش از این، تعداد اندکی می د انستند که توهین به مقدسات چیست و تعداد به مراتب کمتری به چنین چیزی اهمیت می دادند. هرچند امروزه، دیگر به موضوع همایش های مراجع بالا تبدیل شده است که از جمله ی آنها برخی نیز توسط سازمان ملل حمایت می شوند.

در نیجریه، چه مسلمانانی که به قتل عام مسیحی ها می پردازند و چه مسیحیانی که مسلمانان را می کشند، هرکدام دیگری را به توهین به مقدسات متهم می سازند.

دکی بر این باور است که با پرداختن به این برداشت جدید از توهین به مقدسات، ما از پرسش آزادی بیان فراتر رفته ایم. او می گوید: « احترام و توجه به شهروندان مستلزم یک گفتمان عمومی است که نسبت به تمامی دیدگاه ها گشوده باشد ». پیشنهاد او « اصل عدم پیروی » است که منظور از آن اجازه ندادن به هر شخصی است که بتواند به نام دین آزادی بیان دیگری را انکار کند.

برای دکی « انجام خشونت تلافی جویانه » بر علیه کسانی که به مقدسات توهین می کنند معادل است با انجام خشونت توسط تروریست هایی که به دنبال اهداف سیاسی خود هستند، و یا آنچه آدم ربایان و اخاذی کنندگان برای منافع مالی خود انجام می دهند. دکی می گوید: « دولت ها و مقاماتی که وظیفه شان اجرای قوانین است در همه جا موضعی عمومی اختیار می کنند که مطابق با آن با تروریست ها و گروگان گیران مذاکره ای به عمل نمی آید ». علت آن این است که آنها می خواهند نشان دهند که خشونت وسیله ای بی فایده برای رسیدن به اهداف سیاسی یا شخصی است.

همین اصل را هنگامی باید به مورد اجرا گذارد که توهین به مقدسات به عنوان بهانه ای برای انجام  خشونت مورد استناد قرار گرفته است. دکی بر این نظر است که اگر « اصل عدم پیروی » در همه جا پذرفته شده و مورد استفاده قرار گیرد آن کسانی که در اثر توهین به مقدسات جریحه دار شده اند و یا فقط چنین وانمود می کنند، با هنر، ادبیات و استدلال مقابله به مثل خواهند کرد و نه با بمب یا خنجر. اصل عدم پیروی تضمین می کند که « از انجام هرگونه اقدامات قانونی معنی دار توسط تهدید به انجام خشونت جلوگیری نشده است ».

کتاب دکی که در باره ی موضوعی مناقشه برانگیز نوشته شده از جهت بررسی های علمی قانع کننده بوده و سهمی بزرگ در مطرح ساختن این بحث بسیار مهم ایفا خواهد کرد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: