چرا چیزی وجود دارد؟

دسامبر 20, 2012

از کتاب پرسش های زندگی

فرناندو سوتر

ترجمه عباس مخبر

انتشارات طرح نو

god

اگر هر چیزی علتی دارد، آیا نباید » همه چیز » نیز » علتی » داشته باشد؟ اگر معقول است که بپرسیم چرا هر چیز منفردی وجود دارد، آیا معقول نیست که بپرسیم دلیل وجود کل هستی چیست؟ یا به گفته ی هایدگر در قرن بیستم، چرا به جای هیچ چیز، چیزی وجود دارد؟ علت وجود به طور کلی چیست؟

[ . . . ] ما معمولاً علتها را متفاوت با معلولها و مقدم بر آنها می دانیم. بنابراین، » علت اولیه ی » کاینات باید با کاینات فرق داشته باشد و مقدم بر آن باشد. اما آنچه ما از کاینات درک می کنیم دقیقاً جمع کل همه ی چیزهایی است که وجود دارد. اگر علت اولیه ای وجود داشته باشد آن علت نیز باید بخشی از کاینات باشد (و بنابراین می توانیم بپرسیم علت آن چیست؟). اگر وجود نداشته باشد و بخشی از واقعیت نباشد چگونه می تواند عمل کند؟ مسلماً از یک دیدگاه نظری کنار گذاشتن جست و جو برای یافتن یک علت اولیه چندان رضایت بخش نیست. ما می توانیم معقولانه فرض کینم که کاینات (یعنی سلسله ی ابدی علتها و معلولها) همواره وجود داشته و بنابراین هرگز آغازی نداشته است. در پاسخ به سؤال چرا به جای » هیچ چیز » » چیزی » وجود دارد، می توانیم به سادگی پاسخ دهیم، چرا » هیچ چیز » باید قبل از » چیزی » بیاید؟ آیا زمانی را می شناسیم که در آن » هیچ چیز » بوده است؟ از کجا این تصور را پیدا کرده ایم که زمانی » هیچ چیز » می توانسته است وجود داشته باشد؟

صفحه 130 و 131.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: