مدرسه های اسلامی

دسامبر 18, 2012

از کتاب تاریخ علم و فن آوری

جیمز مک کلیلن و هرولد درن

ترجمه ی عبدالحسین آذرنگ و نگار نادری

انتشارات سخن

New York Metropolitan Museum of Art, April 2003.

درعالم اسلام عموماً برای خودِ علوم دنیوی ارزش قائل نبودند، بلکه به فایده ی آن ها ارج می نهادند. دانش دنیوی را فیلسوفان طبیعی منفرد به سان هدفی فی نفسه، مانند فیلسوفان هلنی یا بعد ها در اروپای مسیحی دنبال نمی کردند. [ . . . ]

مدرسه که در سراسر عالم اسلامی پراکنده بود در وهله ی نخست مدرسه ی پیشرفته ای برای آموزش « علوم اسلامی » بود – فقه، نه علم کلام، در اسلام علمی برجسته شد. مدرسه را با دانشگاه جدید اروپایی نباید برابر دانست، مدرسه موسسه ای مستقل نبود. برنامه ی درسی یکسانی نداشت و درجه نمی داد. به معنای فنی، موقوفه ای بود که با وقف نامه اش به دقت محدود می شد و از آموزش هر چیزی که با اصول اصلی اسلام مغایرت داشت منع می شد، و بیش تر به صورت تشکلی از علمای مستقل اداره می شد که طلاب بر پایه ی شیوه های فردی نیز در آن ها تحصیل می کردند. موقوفات از استادان حمایت و شهریه، حجره و مجموعه طلاب را تأمین می کرد.

علوم دنیوی در این نهادهای آموزشی عالی پناه گاهی یافت. برای مثال منطق از سنت های یونانی گرفته شد و حساب برای مقاصد آموختن فرایض، از جمله تعیین سهم الارث ها، تحصیل می شد. به همین ترتیب هندسه، مثلثات و اخترشناسی، اگرچه نظارت اکید بر آن ها برقرار بود، به حوزه ی مطالعات اسلامی راه یافت زیرا برای تعیین دقیق اوقات نماز و جهت قبله نیاز مذهبی وجود داشت.

صفحه ی 160،159 و 161.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: