آیا باید هزار سال عمر کنیم؟

دسامبر 17, 2012

پتر سینگر

برگردان علی محمد طباطبایی

premature-ovarian-aging

تحقیقات علمی در رشته های پزشکی و زیست شناسی باید خود را بر کدام معضلات بشری متمرکز سازند؟ استدلال های قانع کننده ای وجود دارد مبنی بر آن که باید به بیماری هایی بپردازند که باعث کشتن بیشترین تعداد از انسان ها می گردد – بیماری هایی مانند مالاریا، سرخک، و اسهال، که میلیون ها انسان را در کشورهای در حال توسعه از پای درمی آورند، اما در کشورهای توسعه یافته چندان قربانیانی ندارند.

هرچند که کشورهای توسعه یافته، بیشتر بودجه ی تحقیقاتی خود را صرف بیماری هایی می کنند که شهروندانشان به آنها مبتلا هستند و به نظر نمی رسد که در آینده ی قابل پیش بینی تغییری در این رویکرد به وقوع بپیوندد. با توجه به چنین محدودیت هایی، کدام پیشرفت های پزشکی خواهند بود که بیشترین سهم را در بهبود زندگی ما به عهده خواهند داشت؟

اگر اولین فکر شما « درمان سرطان » است و یا مثلاً « درمان بیماری های قلبی »، یک بار دیگر هم شده به فکر فرو روید! اوبری د گری (Aubrey de Grey) که محقق بسیار مطرحی در بنیاد SENS است و در عین حال برجسته ترین مدافع تحقیقات برای جلوگیری از سالخوردگی، بر این نظر است که به مصرف رساندن بیشترین حجم از تحقیقات پزشکی برای مبارزه با بیماری های سن پیری تلاشی بیهوده خواهد بود، مگر آن ما به جنگ خود پیر شدن برویم. اگر ما یکی از این بیماری ها را معالجه کنیم، آن کسانی که ممکن بود مغلوب این بیماری شوند، می توانند این احتمال را بدهند که چند سال دیگر یک بیماری دیگر باعث مرگ آنها گردد. بنابراین فایده ی چنین روشی اندک است.

در کشورهای پیشرفته علت مرگ 90 درصد مردم سالخوردگی است. از این رو درمان پیری شیوه ای از پیشگیری پزشکی برای تمامی بیماری های ناشی از سن بالا است. علاوه بر آن، حتی قبل از آن که سالخوردگی باعث مرگ ما بشود، توان و ظرفیت ما را از لذت بردن از زندگی و شرکت مثبت در زندگی دیگران کاهش می دهد. بنابراین، به جای هدف قرار دادن بیماری های بخصوصی که احتمال بیشتری دارد در سنین بالا انسان را مبتلا کنند، آیا راه کار بهتری نخواهد بود که کوشش به عمل آید تا از صدماتی که به بدن ما توسط فرآیند پیری وارد می شود جلوگیری به عمل آید و یا چنین آسیب هایی مرمت شوند؟

د گری (De Grey) بر این باور است که حتی کمترین پیشرفت در این عرصه در دهه ی بعدی می تواند به افزایش چشمگیری در طول عمر انسان بیانجامد. تمامی آنچه ما باید انجام دهیم، رسیدن به چیزی است که او آن را « سرعت فرار طول عمر » می نامد و منظور از آن مرحله ای است که در آن می توانیم زندگی را به اندازه ی کافی طولانی تر کنیم تا به این ترتیب برای پیشرفت های بیشتر علمی جهت امکان دادن به طول عمر بالاتر فرصت داشته باشیم – که این نیز به نوبه ی خود باعث پیشرفت علمی بیشتر و در نتیجه رسیدن به طول عمر بالاتر می شود. د گری که اخیراً در دانشگاه پرینستون سخنرانی می کرد چنین گفت: « ما نمی دانیم اولین انسانی که می خواهد 150 سال عمر کند امروز چه سنی دارد، اما این را می دانیم که سن اولین انسانی که به سن 1000 سالگی می رسد امروز یقیناً کمتر از 20 است ».

آنچه در یک چنین چشم اندازی بیش از هر چیز باعث جلب توجه د گری شده است زندگی برای همیشه نیست، بلکه افزایش طول عمر برای یک زندگی سالم و جوان مانده ای است که از درجه ای از کنترل بر فرآیند پیرشدن منتج می گردد. در کشورهای توسعه یافته، چنانچه افراد جوان یا میان سال بتوانند برای مدت بیشتری جوان بمانند، یک معضل تهدید کننده ی جمعیت شناختی کاهش خواهد یافت که منظور از آن سهم به لحاظ تاریخی بی سابقه ای از جمعیت است که به سنین سالخوردگی می رسند – و آنها اغلب نیز به کمک جوان تر ها وابسته می مانند.

از طرف دیگر، ما باید پرسش اخلاقی را نیز مورد توجه قرار دهیم: آیا آرزوی افزایش چشمگیر طول زندگی بنا به دلایل خودخواهانه انجام می گیرد؟ و اگر در چنین امری کامیاب شویم، پیامد آن برای بعضی ها خوب و برای بقیه ناعادلانه خواهد بود؟

در کشورهای ثروتمند مردم هم اکنون می توانند این انتظار را داشته باشند که حدود 30 سال بیشتر عمر کنند تا مردم کشورهای فقیر. اگر کشف کنیم که چگونه می توان فرآیند پیری را کندتر کرد، ممکن است جهانی داشته باشیم که در آن اکثریت فقیر انسان ها باید در سنی با مرگ روبرو گردند که مردمی از اقلیت ثروتمند در همان سن تازه به یک دهم از مسیر پیش بینی شده ی طول عمر خود رسیده اند.

این نابرابری یکی از دلایلی است که می تواند ما را به این باور برساند که غلبه بر فرآیند سالخوردگی باعث افزایش بی عدالتی در سطح جهان می شود. دلیل دیگر آن که، اگر انسان ها به زاد و لد ادامه دهند، آنهم در حالی که انسان های دیگر نمی میرند، جمعیت سیاره ی ما با نرخ رشد حتی به مراتب بیشتری در مقایسه با آنچه اکنون هست افزایش خواهد یافت، که این نیز به سهم خود باعث می شود تا زندگی برای بعضی ها به مراتب از آنچه هست بدتر شود.

این که بتوانیم بر این ایراد ها فائق شویم به درجه ی خوش بینی ما در باره ی آینده ی فن آوری و پیشرفت های اقتصادی بستگی خواهد داشت. پاسخ د گری به اولین ایراد این است که، در حالی که درمان جلوگیری از سالخوردگی ممکن است در عمل پرهزینه باشد، بهای آن احتمالاً کاهش خواهد یافت، به همان ترتیبی که برای دیگر ابداعات بشری نیز پیش آمده است، از کامپیوتر ها گرفته تا داروهایی که باعث جلوگیری از پیشرفت بیماری ایدز می شوند. اگر جهان همچنان به لحاظ اقتصادی و فن آوری به رشد و پیشرفت خود ادامه دهد، مردم ثروتمند تر خواهند شد و و در نهایت معالجه ی جلوگیری از سالخوردگی به سود همه خواهد بود. بنابراین چرا همین حالا به این کار آغاز نکنیم و آن را به یک اولویت تبدیل ننمائیم؟

بر خلاف آنچه بیشتر مردم ممکن است تصور کنند، می توان در برابر ایراد دوم این گونه پاسخ داد که پیروزی بر فرآیند پیری خودش می تواند باعث شود که ما از وقفه ی کوتاهی برخوردار شویم، تا بتوانیم راه حل هایی را برای معضل رشد جمعیت پیدا کنیم، زیرا با تأخیر در پیری یائسگی نیز به تأخیر افتاده یا بلکه از آن جلوگیری به عمل می آید و به این ترتیب زنها اولین کودک خود را به مراتب در سن بالاتری از امروز به دنیا می آورند. اگر پیشرفت اقتصادی ادامه پیدا کند، نرخ رشد باروری در کشور های در حال توسعه سقوط خواهد کرد، همانطور که در کشورهای توسعه یافته نیز پیش آمده بود. در نهایت، فن آوری نیز ممکن است بر غلبه نمودن به ایراد رشد جمعیت کمک نماید، آنهم از طریق فراهم آوردن منابع جدیدی برای انرژی که خروجی کربوهیدارت ما را افزایش ندهد.

ایراد به جمیعت زیاد پرسشی فلسفی و عمیق تر را باعث می گردد. اگر سیاره ی ما دارای ظرفیت محدودی برای نگهداری کردن از زندگی بشری است، آیا داشتن جمعیت کمتری که طولانی تر زندگی می کنند بهتر است یا جمعیت بیشتری که کوتاه تر زندگی می کنند؟ یک دلیل برای این که بهتر است تعداد کمتری انسان طولانی تر زندگی کنند این است که فقط آن کسانی که اکنون به دنیا آمده اند می دانند که مرگ چه چیزی را از آنها می رباید، بنابراین کسانی که هنوز وجود ندارند [یا به دنیا نیامده اند] نمی توانند بدانند که آنها چه چیزی را از دست می دهند.

د گری بنیاد SENS را تأسیس کرده است تا به پیشرفت تحقیقات در خصوص جلوگیری از سالخوردگی یاری رساند. در مقایسه با بیشتر استانداردها، تلاش های او برای جمع آوری کمک های مالیِ لازم موفقیت آمیز بوده است، زیرا بنیاد او اکنون دارای سالیانه 4 میلیارد دلار بودجه می باشد. هر چند این مقدار در قیاس با استانداردهای تحقیقات پزشکی هنوز هم بسیار اندک است. شاید د گری بر خطا باشد، اما حتی اگر احتمال کمی هم وجود داشته باشد که او درست می گوید، تحقیقات برای جلوگیری از سالخوردگی می تواند بر اساس فواید بسیاری که در پی خواهند اشت سرمایه گذاری به مراتب بهتری باشد از دیگر عرصه های تحقیقات پزشکی که در حال حاضر هزینه های بسیاری را به خود اختصاص داده اند.

http://www.project-syndicate.org/commentary/the-ethics-of-anti-aging-by-peter-singer

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: