خوش خیالی و سادگی لنین پس از شورش رزمناو پوتمکین

دسامبر 4, 2012

از کتاب « زندگی و مرگ لنین »

رابرت پاین

ترجمه عبدالرحمن صدریه

battleshipp

زمانی که لنین از خبر شورش در ناو جنگی پوتمکین بار خبر شد یکی از یارانش به نام میخائیل واسیلیف را که تازه از روسیه آمده بود فراخواند و گفت: « رفیق بنا بر تصمیم کمیته ی مرکزی تو در اولین فرصت به اودسا سفر خواهی کرد، فردا خیلی خوب است ».

واسیلیف گفت: « آماده ام که همین امروز حرکت کنم. در آنجا چه باید بکنم »؟

– این مأموریتی بسیار مهم است. می دانی که ناو جنگی پرنس پوتمکین اکنون در اوسا است. ما نگرانیم که یارانمان در اودسا نتوانند از این شورش سود برند. به هر صورت می خواهم که تو بروی روی کشتی. ملوانان را وادار کن که فوراً و با روشی ثابت اقدام کنند. متوجه باش که آنان گروهی را به ساحل بفرستند و در بمباران ساختمانهای دولتی تعجیل نکنند. ما باید شهر را اشغال کنیم، پس از آن بدون وقفه کارگران را مسلح سازیم و زارعان را قویاً تحریک کنیم. حد اکثر تعداد ممکن از یاران اودسا را بسیج کن. زارعان را به کمک کلام و به کمک نوشته ها برای گرفتن زمین ها از مالکان و وابسته شدن به کوشش های کمون های کارگری ترغیب کنید. تو باید برای اتحاد کارگران و دهقانان اهمیت بسیار زیادی قائل گردی ».

بنابر اظهار واسیلیف که مذاکره ی خود را با لنین در خاطراتش نقل می کند، لنین به نحوی غیر معمول هیجان زده بود، بخصوص وقتی برنامه ای را شرح می داد که بر اساس آن قرار بود واسیلیف بیست و نه ساله به تنهایی انقلاب را به حرکت اندازد. اما لنین، به هر حال در این مرحله برای انجام این برنامه شخصاً هیچ کاری نداشت.

لنین ادامه می دهد: « پس از آن شایان اهمیت است که سایر ناوگان را در ختیار گیریم. مطمئن نیستم که اکثریت کشتی ها به پرنس پوتمکین بپیوندند اما تو باید جسور و قاطع عمل کنی. سپس بدون وقفه یک ناو اژدرافکن برای من بفرستید. من به رومانی خواهم رفت ».

واسیلیف شگفت زده از این تهور، از او می پرسد: « واقعاً فکر می کنید همه ی این کارها ممکن است »؟

لنین پاسخ می دهد: « مسلماً ممکن است، تنها کاری که لازم است این است که جسور و قاطع عمل کنی ».

این مذاکرات سال ها بعد از واقعه نوشته شده است اما طنین اصالت از آن شنیده می شود. این مذاکره لنین را نشان می دهد که بر کاهی چنگ انداخته و آن را خنجری باور دارد، ذهنش به نحوی عصبی درگیر غیر محتمل ها است. اکنون با گستاخی که نفس ها را در سینه حبس می کند، می پذیرد که یک مرد، یعنی واسیلیف یک کشتی را اشغال خواهد کرد، پس از آن تمامی ناوگان در اختیار او قرار خواهد گرفت، و سپس نوبت اودسا و جنوب روسیه خواهد رسید. در نهایت سن پترزبورگ تسلیم خواهد شد و تزار سقوط خواهد کرد.

صفحه 200 و 201 کتاب.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: