دشواری های زندگی یک انقلابی در تبعید!

دسامبر 3, 2012

از کتاب « زندگی و مرگ لنین »

رابرت پاین

ترجمه عبدالرحمن صدریه

tumblr_ljgkm5O6M91qiixnho1_500

لنین روزهایش را در لندن عیناً چنان گذراند که باقی مانده ی سالهای زندگانی اش را می گذراند: آرام، متواضع، تمام صبح مشغول کار در کتابخانه، بعد از ظهر ها ملاقات با انقلابیون، مطالعه در ساعات شب. این زندگی بود بی حادثه، که تنها تنوع آن گردشهای گاه گاه در طبقه ی بالای اتوبوسی دو طبقه برای تماشای شهر لندن یا رفتن به یکی از کلیساهای سوسیالیست ها بود. در این کلیساها اغلب روحانی واعظ، کارگری بود که جبه ای کتابی بر تن داشت و آتش و گوگرد بر سر ثروتمندان فرو می دمید و در دعای اختتامیه ی خود برای ستمدیدگان بیچاره دعا می کرد. گاهی نیز به هایدپارک برای شنیدن سخنرانی سخنرانان هوای آزاد می رفت که بنا بر سنت از آزادی کامل در اظهارات خود بر خوردار بودند. در این محل نفی کنندگان خدا، علیه خدا نعره می زدند، قشون نجات آماده بود تا هر که را که تمایلی داشته باشد با خون بره تعمید کند و سوسیالیست ها وفاداری خود را به کارگران عرق ریز تسجیل می کردند. لنین کاملاً نزدیک به سخنران می ایستاد، نه آن که کمترین علاقه ای به آنچه گفته می شد داشته باشد، بلکه به دلیل آن که می خواست حرکات لبهای آنان را از نزدیک بنگرد. این یکی از روشهایی بود که او برای آموختن زبان انگلیسی از آن استفاده می کرد.

صفحه ی 165 کتاب.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: