طبیعت بی جان: لیموترش ها، نارنج ها و یک گل رز (1633)

نوامبر 28, 2012

سورباران (1664 – 1598)

طبیعت بی جان: لیموترش ها، نارنج ها و یک گل رز (1633)

ادوین مولینز

برگردان علی محمد ططباطبایی

 

لیموترش ها، پرتقال ها و یک گل رز (1633)

به سهولت می توان تصور نمود که چرا یک نقاش می خواهد یک چهره پردازی یا یک منظره را نقاشی کند، یا تصویری را بکشد که انسان را به یاد یکی از داستان های انجیل یا رویدادی از تاریخ می اندازد. اما چرا طبیعت بی جان؟ در هرکشوری از جهان غرب بالاخره در زمانی نقاشانی به وجود آمده اند که تمامی هنر و مهارت خود را به کار انداختند تا چنین موضوعات به ظاهر خسته کننده از طبیعت بی جان را نقاشی کنند. برای مثال می توان به تعداد بیشمار تابلوهای طبیعت بی جان از میوه های نقاشان بلژیک از قرن هفدهم اشاره کرد. به سهولت می توان تصور نمود که بازرگانانی بودند که چنین تابلوهایی را برای آویختن در اتاق غذاخوری خود به نقاشان سفارش می دادند. و حالا برای مقایسه تابلویی را در نظر گیریم که می خواهیم در اینجا آن را مورد بررسی قرار دهیم و تقریباً در همان عصر تابلوهای بلژیکی نقاشی شده است، البته در اسپانیا. در این تابلو دوباره خوراکی جات به تصویر درآمده اند، حد اقل بخشی از آنها. هرچند آنها با چنان صرفه جویی و چنان دقیق مرتب شده اند که هر میوه ای، هر شئیی یک معنای جدید کسب می کند. موضوع این تابلو این نیست که ویترین یک میوه فروشی را مورد تحسین قرار دهیم، بلکه در واقع می خواهیم که به نوعی از محراب توجه کنیم.

این تصویر از سورباران دارای چنان کیفیتی است که تمامی تابلوهای مهم از طبیعت بی جان در آن شریک هستند، یعنی اشیاء بسیار عادی از زندگی روزمره با نوعی از معنا بار شده اند، به عبارتی با نوعی از پژواک که آنها در زندگی هر روزه ی خود فاقد آن هستند. دقیقاً به این دلیل که ما هر روز با آنها سر و کار داریم و به آنها خو گرفته ایم، این لوازم مورد استفاده در خانه می توانند با معناهای بسیاری تجهیز شوند. یک مثال ساده: یک گل رز در یک باغ چیزی بیشتر از یک گل نیست، و با این وجود یک گلِ تنها، هنگامی که به کسی هدیه داده می شود، می تواند از هر کلام عاشقانه ای بیشتر از عشق سخن گوید.

در تابلوی مورد نظر از سورباران فقط یک گل بیشتر دیده نمی شود. این گل با دقت بسیار زیاد در کناره ی یک بشقاب فلزی قرار داده شده است. در روی همان بشقاب یک فنجان پر از آب نیز قرار دارد –  گرچه محتوای آن می تواند شراب سفید هم باشد. در میانه ی تابلو سبدی که بسیار ظریف بافته شده و در آن نارنج گذاشته شده است به چشم می خورد، نارنج های تند و تیز در سویلا ( این تابلو در سویلا نقاشی شده، جایی که سورباران بیشتر عمر خود را در آن سپری کرده بود). در پشت سبد شاخه ای از درخت نارنج همراه با گلهای معطرش دیده می شود که از همین گلها میوه های سال بعد باید بوجود آیند. این همزمانی گل ها و میوه ها به گلهای نارنج زیبایی ویژه شان را می بخشد. در سمت چپ این طبیعت بی جانِ سه قسمتی با یک بشقاب فلزی دیگر تکمیل می شود که با بشقاب سمت راستی در حالت تعادل قرار گرفته است. در روی این بشقاب چهار لیمو ترش دیده می شود، که تصویرشان در فلز صیقل داده شده منعکس گردیده، و در نور شدیدی که به روی آنها افتاده، در برابر سیاهی شدید زمینه ی تابلو به نظر می رسد که می درخشند.

این تصویر ما را به یاد یک محراب می اندازد. اشیاء قرار داده شده در آن به نظر می رسد که به یک مناسک متعلق باشند. آنها با معانی نمادین بار شده اند، همچون اشایی که در عبادت های معمول کلیساهای رومی – کاتولیکی مورد استفاده قرار می گیرند. انسان می تواند دست نامرئی را تصور کند که این اشیاء را با دقت وسواس گونه ای سرجاهای خود قرار داده است، و انسان می خواهد بداند چرا چنین کرده است. این را هم می خواهد بداند که چه زمانی چنین چیزی رخ داده، زیرا به نظر می رسد که از آن به بعد این تصویر در خارج از زمان قرار گرفته است. این اشیاء می توانسته اند همیشه همانجایی که هستند بوده باشند. هیچ گونه نشانه ای از زوال یا فساد در آنها دیده نمی شود، و نه هیج حرکتی که اشاره ای به وجود یک انسان در آنجا باشد. آنها چنان واقعی هستند که به نظر غیر واقعی می آیند. این تصویر نظاره گر را به درون افسونی که در آن قرار دارد می کشاند، و رازش را به شدت در ذهن مخاطب به جای می گذارد.

چنانچه کسی در جستجوی توضیحاتی برای این اثر غنی سورباران باشد، برای او روشن خواهد شد که این تنها طبیعت بیجانی است که این نقاش بوجود آورده است. حداقل این که تنها تابلویی است که با قاطعیت می توان انجام او را به این نقاش نسبت داد و آنهم به این دلیل که زیر تابلو را امضا کرده است. تقریباً تمامی آثار سورباران به سفارش کلیسا نقاشی شده اند، و در یکی از تابلوهایی که برای یک صومعه در سویل نقاشی شده است، یک گروه بندی مشابه از بشقاب، فنجان و گل رز و اضافه برآنها یک سیب را می بینیم که همگی بر روی یک میز چوبی شبیه به همین تابلوی مورد بحث قرار داده شده اند. هرچند در اینجا طبیعت بی جان بخشی است از یک ترکیب (کمپوزیسیون) بزرگ، که شفای معجزه آسای یک مرد بیمار را نمایش می دهد. کاملاً روشن است که در این تصویر از شفای معجزه آسا، قرار دادن طبیعت بی جان « بدون هدف » هم نیست و به تغذیه مرد بیمار ارجاع داده می شود. در عیت حال اما به نظر می رسد که این طبیعت بی جان کوچک به طور نمادین به زندگی ساده ی آن مرد و به پاکیزگی روح ا نیز اشاره می کند.

 

مریم مقدس در حالت نیایش

و در نهایت این که در موزه ی متروپولیتن نیویورک یک تصور محبت آمیز از سورباران قرار دارد که مریم باکره را در شکل کودکی در حال نیایش نشان می دهد. در اینجا نیز در اطراف پیکره ی شخصیت تابلو اشیایی که به زیبایی نقاشی شده اند پراکنده است، چیزهایی که شبیه به پیش کش هایی می آیند که توسط او به این گونه نظم و ترتیب یافته اند: یک فنجان، سبد کارهای دستی او و گلهای که پخش و پلا شده اند. در اینجا نیز دوباره رزهای عشق و گلهای مریم که به اسم او نام گذاری شده دیده می شود.

این جزئیات با چنان علاقه و دقتی نقاشی شده اند که معنای این تصویر به نظر می رسد که در این جزئیات نفیس قرار داشته باشد و نه در دختری که در میانه ی تابلو نشسته است و چشمان خود را رو به آسمان گردانده.

بنابراین جای تعجبی نیست که سورباران هنگامی که یک تابلو را صرفاً از این لوازم خانگی تشکیل داده است، اثری با نیروی خارق العاده بوجود آورده. هر شئی در تابلو از نظر شکل ظاهر تمام و کمال ظاهر شده و صمیمانه توصیف گشته و در نوری چنین قدرتمند مستغرق گردیده، که درنهایت نتیجه ی کار تقریباً اثری بسیار بزرگ به نظر می رسد. شاید قصد سورباران این بوده است که طبیعت بی جان او به مثابه احترامی نمادین نسبت به باکره ی مقدس و غایب در این صحنه در نظر گرفته شود. در این صورت گل رز در اینجا نمادی از عشق است، آب نماد پاکیزگی و خلوص، نارنج و گل نارنج نمادی از پاکدامنی. و لیمو ترش ها چه؟ بعضی از فضلا اشاره کرده اند که آنها در جشن های عید پاک به عنوان حرمت گذاری نسبت به باکره ی مقدس مورد مصرف قرار می گرفته اند.

اما می توان آنها را جور دیگری نیز توصیف نمود: گل رز می تواند سنبلی از عشق انسانی باشد، فنجانی که شاید محتوی شراب است سنبل لذت بدنی، گل و میوه ی نارنج اغلب عشق این جهانی را نمایندگی می کنند –  و آیا نمی توان ادعا کرد که این لیموترش هایی که اینجا نقاشی شده شباهتی به سینه های یک زن جوان دارند؟

آیا این اهمیت دارد که ما یک تابلو را چگونه تفسیر کنیم؟ فقط تحت این شرط که یقیناً معلوم باشد که سورباران این تابلو را صرفاً برای آرایش (دکوراسیون) نقاشی نکرده است. اهمیت زیادی که او  به عنوان نقاش دارد در این واقعیت نهفته است که او موفق گردیده تا تمامی مشغولیت های انسانی را در نوعی از طبیعت بی جانِ آئینی ترجمه کند.

سالن غذاخوری راهبان صومعه ی کارتوزی ها

انسان هایی که سورباران در تابلو هایش نقاشی کرده است نیز چیزی بیش تر از پیکره هایی از جنس موم نیستند. آنها در مقایسه با اشیاء دیگر درون تابلو زندگی بیشتری در خود ندارند. در تابلوی « سالن غذاخوری راهبان صومعه ی کارتوزی ها » سورباران تلاش کرده است تا به کمک زیاده روی در ژست ها و حالت های چهره ی مردان مقدس یک افسانه ی دینی پیچیده و مبتنی بر معجزه را بیان کند. لیکن او یک داستان سرای رویدادهای تاریخی نبود و زیبایی این تصویر در نظم و ترتیب صوری پیکره ها و اشیاء و در تغییرات هوشمندانه ی بافت و رنگ های ملایم قرار دارد. و در اصل باید گفت که این تابلو نیز یک طبیعت بی جان است.

همچون بسیار دفعات و جاهای دیگر اینجا نیز این اتفاق افتاد که نقاشانی از عصرهای بعدی آثار سورباران را از نو برای خود کشف کنند حس و حالی برای هنر غریب او در خود بوجود آورند، یعنی زندگی را به عنوان چیزی خوشایند برای حس لامسه و در عین حال بی حرکت تلقی کنند که با سطح نقاشی شده برابری می کند. می توان سزان را مثال آورد که به مدل های انسانی اش دستور می داد: « مثل یک سیب سرجایت بدون حرکت بنشین ». سزان نیز میوه ها و ظروف را نقاشی می کرد که در نگاه تماشاگر تابلو در حکم بناهای یادبود به نظر می آمدند. امروز هیچ کس در این مورد دیگر تردیدی ندارد که نقاشی های بزرگ می توانند حتی کم اهمیت ترین چیزها را نیز به نمایش گذارند.

منبع مورد استفاده:

صفحات 18 الی 23 از کتاب 100 Meisterwerke aus den grossen Museen der Welt.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: