اعتقاد به خراقات در پیکاسوی عضو حزب کمونیست

نوامبر 28, 2012

از کتاب زندگی با پیکاسو

فرانسوا ژیلو

ترجمه لیلی گلستان

به لطف پابلو با علمی آشنا شده بودم که تا آن وقت از آن خبر نداشتم. در کنار او من این دانش را کامل فرا گرفتم: اگر کلاهی را روی تخت می انداختم – که اغلب این اتفاق به دلیل بی توجهی یا شلختگی می افتاد – این به آن معنا بود که کسی از اهل خانه تا آخر آن سال می میرد. یک روز چتری در اتاق باز کردم، چه فاجعه ای! مجبور شدیم دومین انگشت هر دست را روی شستمان بگذاریم و بعد دست هایمان را تکان تکان دهیم و با فریاد بگوئیم: « لاگارتو! لاگارتو! » تا روح خبیث را از خود دور کنیم. نباید نان را از پشت روی میز می گذاشتیم وگرنه یک بدبختی دیگر گریبان مان را می گرفت. پابلو به این خرافات کاملاً اسپانیایی اش سنت بسیار غنی روسی الگا را هم اضافه کرده بود. هر با که به سفر می رفتیم . . .

از صفحه ی 260 کتاب.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: