تصور وجود یک « بهشت » از کجا به مغز انسان خطور کرد؟

سپتامبر 19, 2012

تاریخ علم و فن آوری

جیمز مک کلین و هرولد درن

ترجمه عبدالحسین آذرنگ و نگار نادری

ترک کردن بهشت

این تصویر کودکی بشر که از پژوهش باستان شناسان، پارینه شناسان، و پیشاتاریخ دانان پدیدار شده است در باب پویایی شناسی دگرگونی اجتماعی، چندین پرسش دردسرساز را پیش می کشد. دوام پایدار سامانه های اجتماعی گردآوری خوراک را به مدت 2 میلیون سال، شامل بیش از 200 هزار سال زندگی گونه ی خود ما چگونه می توانیم تبیین کنیم؟ فقدان نسبی ابداع فن آورانه را چگونه می توان توضیح داد؟ پس از آن که انسان از حیث تن کارشناختی جدید، میان 40 هزار تا 30 هزار سال پیش از نظر فرهنگی به شکوفایی رسید، چرا به سان گردآور خوراک به زندگی ادامه داد، ابزارهای سنگی ساخت و شیوه ی زند گی کوچ گرد را دنبال کرد؟ و چرا آهنگ دگرگونی در 15 هزار سال پیش شتاب گرفت و او به عنوان گردآور خوراک، سرانجام جای خود را به تولید کننده ی خوراک داد، نخست به صورت بوستان کاری و دام داری در دوران نوسنگی و بعداً پس از انقلاب فن آورانه ی دیگری به صورت کشاورزی بیشتر، زیر نظر و تحت اداره ی دولت سیاسی؟

برای تحولات اجتماعی و اقتصادی رخ داده در پایان پارینه سنگی، تبیین های مختلف ارائه شده است. ممکن است عامل آن، دگرگونی آب و هوایی و پس نشستن یخچال ها در آخرین عصر یخ، حدود 10 هزار تا 12 هزار سال پیش بوده باشد. نابودی بسیاری از جانوران بزرگ جثه همان زمان روی داد، منبع خوراک را محدود کرد و الگوهای دیگر مهاجرت حیوانات که به سمت شمال تغییر مسیر دادند شاید برخی گروه های انسانی را پشت سر گذاشت. شاید خود انسان ها بیش از اندازه شکار کردند و شرایط زیست را خودویرانگرانه تغییر دادند. نوع دیگری از استدلال که به تازگی اعتبار کسب کرده است بر این فرض است که شیوه ی زیست مبتنی بر گردآوری خوراک، مادامی ادامه داشت که جمعیت شکارگران و گردآوران خوراک، آن قدر محدود بود که از زیست گاه هایشان با سهولت متناسب بهره برداری می کردند. از آنجا که جمعیت به کندی افزایش یافت و زیست بوم های مناسب در مقیاس جهانی پرشمار بود، پیش از آن که گردآوراندگان شکارگر از راه افزایش شمار خود و در نتیجه گسترش دادن فعالیت تأمین خوراک خود به « ظرفیت های حاصل » از محیط های دست یاب خود برسند، 2 میلیون سال گذشت. این نکته در عین حال تبیین کننده ی نرخ پایین نوآوری فنی پیش از دوران پارینه سنگی پسین است: جمعیت های کوچک بهره مند از منابع فراوان، از فنونشان و مهارت های اصلاح شده شان به خوبی استفاده می کردند. اگرچه اقوام پارینه سنگی خوب می دانستند که دانه ها رشد می کنند و بوستان کاری ممکن است (و گاه آن را عملی می کردند) انگیزه ی اجباری نداشتند که در شیوه ی زندگیشان انقلاب کنند. فقط زمانی که کوچ دیگر نتوانست به تراکم جمعیت رو به افزایش کمک کند و سرانجام موازنه میان نیازها و منابع به هم خرد، کشت گیاهان و پرورش حیوانات به شیوه ی تازه ای در زندگی تبدیل شد.

نیاکان ما به میل خود از شیوه ی زیست پارینه سنگی دست برنداشتند. بر اثر فشار ناشی از فرسایش بوم شناختی، با ترک گفتن شیوه ی زندگی کوچ گردانه ی گردآوری خوراک، و برگزیدن شیوه ی تولید خوراک – با « پیشرفت » از شکارگری و گردآوری به بوستان کاری و دام پروری – آن گاه بود که بشر، از بهشت عدن به دوران نوسنگی ناخواسته هبوط کرد.

صفح های 34 تا 36.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: