آیا سیگار را باید ممنوع کنیم؟

سپتامبر 18, 2012

پتر سینگر

برگردان علی محمد طباطبایی

 

ماه گذشته پزشک خانوادگی پرزیدنت باراک اوباما تأیید نمود که او سیگار کشیدن را ترک کرده است. او ابتدا در سال 2006 بنا به اصرار همسرش میشل اوباما تصمیم گرفته بود که سیگار کشیدن را به کمک روش جایگزینی نیکوتین ترک کند. اگر برای اوباما که مردی با اراده ی بسیار قوی است (و پس از مصمم شدن برای رسیدن به ریاست جمهوری بالاخره در این هدفش موفق گردید) به گذشت پنج سال زمان برای ترک این عادت بد نیاز بود، بنابراین تعجبی ندارد که صدها میلیون انسان سیگاری خود را از ترک این عادتشان ناتوان می بینند.

علی رغم آن که تعداد افراد سیگاری در ایالات متحده به شدت کاهش یافته است، یعنی از 40 درصد جمعیت در سال 1970 به فقط 20 در صد در حال حاضر، لیکن سهم سیکاری ها از سال 2004 همچنان ثابت مانده است. امروزه هنوز هم 46 میلیون انسان بالغ سیگاری در آمریکا زندگی می کنند، و مصرف دخانیات هرساله منجر به مرگ  443 هزار نفر می شود. در سراسر جهان سالانه 6 تریلیون نخ سیگار به فروش می رسد – که چنانچه این تعداد سیگار را کنار هم قرار دهیم برابر با فاصله ی رفت و برگشت از زمین به خورشید می گردد. سیگار سالانه منجر به مرگ شش میلیون انسان در جهان می شود – یعنی رقمی به مراتب بیشتر از مرگ و میز ناشی از ایدز، مالاریا و حوادث رانندگی بر روی هم. از میان 3/1 میلیارد مردم چین، بیش از یک دهم آنها به علت کشیدن سیگار می میرند.

مقامات وزارت مواد غذایی و دارویی ایالات متحده اوایل همین ماه به اطلاع عموم رساندند که برای مطلع ساختن مردم به خطرات ناشی از استفاده از دخانیات به 600 میلیون دلار طی پنج سال آینده نیاز می باشد. با این وجود روبرت پروکتور، تاریخ نگار علوم طبیعی در دانشگاه استانفورد و نویسنده ی کتابی پرفروش که به زودی با عنوان « هولوکاوست طلایی: منشأ بلایی به نام سیگار و مدعای الغای آن » منتشر می شود بر این نظر است که استفاده از آموزش و روشنگری به عنوان تنها سلاح بر ضد ماده ی مخدری که به شدت اعتیادآور و اغلب کشنده است به شکل غیرقابل گذشتی بسیار اندک است.

پروکتور می نویسد « سیاست ضد دخانیات اغلب بر آموزش مردم متمرکز می شود، در حالی که می بایست توجه اصلی را بر بهینه سازی یا حذف کامل آن می داد ». اشاره ی او بر این نکته است که مثلاً نه فقط باید والدین را آموزش دهیم تا اسباب بازی هایی را از دهان کودکانشان دور نگه دارند که در رنگ های بکار رفته در آنها از سرب استفاده شده بلکه باید رنگی را که در آن سرب بکار رفته به طور کل ممنوع سازیم. به نحوی مشابه، هنگامی که محققین پی بردند داروی تالیدومید بر روی جنین تاثیر سوء می گذارد، به آموزش زنان در خودداری از مصرف این دارو به هنگام بارداری اکتفا نشد.

پروکتور از وزارت مواد غذایی و دارویی ایالات متحده درخواست می کند تا برای انجام دو مورد مختلف از اختیارات تازه اش جهت کنترل محتویات موجود در دود سیکار استفاده کند: اول آن که  چون سیگار برای ایجاد و دوام اعتیاد برنامه ریزی شده است، وزارت مواد غذایی و دارویی ایالات متحده باید مقدار نیکوتین را در حدی نگه دارند که به اعتیادآوری خود خاتمه دهد. این عمل باعث می شود تا آن دسته از سیگاری هایی که خواهان ترک آن هستند با دشواری کمتری روبرو باشند.

اما مورد دومی این است که  وزارت مواد غذایی و دارویی ایالات متحده باید جنبه های تاریخی را نیز مورد توجه قرار دهد. اولین کسانی که سیگار می کشیدند دود سیگار را به ریه هایشان فرو نمی دادند. در حقیقت استنشاق کردن دود سیگار در قرن نوزدهم هنگامی امکان پذیر گردید که با رسیدن به شیوه های جدید در عمل آوری توتون دود حاصل از سوختن آن از قلیائیت کمتری برخوردار شد. این کشف تأسف بار مسئولیت مرگ 150 میلیون انسان را بر عهده دارد و چنانچه اقدامات موثر و اساسی به انجام نرسند این تعداد به مراتب بالاتر از این خواهد رفت. از این رو وزارت مواد غذایی و دارویی ایالات متحده باید خواستار آن باشد که قلیائیت دود سیگار بیشتر شود تا استنشاق دود با سهولت کمتری میسر گردد تا به این ترتیب رسیدن دود سیگار به ریه ها دشوار تر شود.

بیشتر بخش های کتاب پروکتور که در ماه ژانویه منتشر خواهد شد مبتنی است بر آرشیو عظیمی از اسناد صنایع توتون سازی که طی جلسات اقامه ی دعوا بر علیه این شرکت ها منتشر شده است. بالغ بر 70 میلیون صفحه از این اسناد از طریق اینترنت قابل دسترس می باشند.

این اسناد نشان می دهند که از همان اوایل دهه ی 1940 صنایع توتون سازی شواهدی در دست داشته است که حکایت از ایجاد سرطان توسط مصرف دخانیات می کرده. با این وجود در سال  1953 بالاترین مدیران شاخص ترین صنایع دخانیات آمریکا در نشستی مشترک یکصدا تصمیم گرفتند که مضر بودن سیگار را انکار کنند. علاوه بر آن، هنگامی که شواهد علمی مبتنی بر تحقیقات که ثابت می کردند سیگار سرطان آور است منتشر شدند، صنایع دخانیات تلاش نمود تا این احساس را ایجاد کند که دانش بشری هنوز در این مورد به نتیجه قطعی نرسیده است، درست مانند همان شیوه ای که امروزه کسانی که منکر می شوند فعالیت های بشری آب و هوا را مورد تأثیر قرار می دهد نتایج علمی را تحریف می کنند.

همانگونه که پروکتور نیز می گوید در تاریخ تمدن بشری این اسلحه ها و و بمب ها نیستند که باید به عنوان مرگبار ترین دست ساخته به حساب آیند، بلکه در واقع این مقام متعلق به دخانیات است. اگر ما خواهان جلوگیری از مرگ و میر و بهبود وضعیت سلامتی بشر هستیم، هیچ اقدامی نمی تواند موثر تر  و سهل الوصل تر از ممنوع ساختن سیگار باشد. (شاید کاهش فقر در سرتاسر جهان تنها راه کاری باشد که بیشترین جان ها را نجات می دهد، اما رسیدن به چنین هدفی به مراتب دشوار تر است).

برای کسانی که ممنوع ساختن موادی همچون ماریجوانا و اکستازی توسط اختیارات قانونی حکومت ها موردی قابل پذیرش است، جلوگیری از تولید و فروش سیگار باید به سهولت مورد موافقت قرار گیرد، زیرا در هر حال مصرف دخانیات مرگ انسان های بیشتری را در مقایسه با این مواد باعث گردیده است.

بعضی چنین استدلال می کنند که تا زمانی که ماده ای فقط به کسانی صدمه می رساند که خودشان مصرف آن را انتخاب کرده اند، حکومت باید بگذارد تا افراد در این گونه موارد خود تصمیم گیرنده باشند و حکومت باید نقش خود را در حد مطلع ساختن آنها از خطراتی که با مصرف چنین موادی به خود تحمیل می کنند کاهش دهد. لیکن سیگار با توجه به نوع مصرفی که دارد و باعث استنشاق دود آن توسط افراد دیگر می شود از آن مواد متفاوت است، به ویژه آن هنگام که افراد بالغ در خانه های خود و در کنار کودکانشان مبادرت به مصرف دخانیات می کنند.

اما حتی با صرف نظر از مضراتی که سیگاری ها متوجه افراد غیر سیگاری می کنند، استدلال انتخاب آگاهانه توسط خود مردم در خصوص ماده ای که به اندازه ی توتون اعتیاد آور است قابل پذیرش نمی باشد. به ویژه این استدلال هنگامی غیر قابل اعتمادتر جلوه می کند که به خاطر آوریم بیشتر افراد سیگاری هنگامی که نوجوان هستند به سیگارکشیدن عادت می کنند و بعدهاست که خواهان ترک آن می گردند. بنابراین کاستن از مقدار نیکوتین در دود سیگار به حدی که دیگر اعتیادآور نباشد این ایراد آخری را برآورده می سازد.

استدلال دیگر برای ادامه ی وضعیت موجود این است که ممنوع ساختن سیگار می تواند به همان قسم از ناکامی بینجامد که گریبان حکومت آمریکا را در جریان ممنوع ساختن مشروبات الکلی در نیمه اول قرن گذشته گرفته بود. فرض بر این گذارده می شود که ممنوع ساختن تولید و فروش دخانیات همچون منع تولید و فروش مشروبات الکلی باعث به جریان افتادن میلیاردها دلار به سوی جرایم سازمان یافته می شود و تبدیل به سوخت مجانی برای گرم کردن تنور فساد در دستگاه های اداری ناظر بر چنین عملیاتی آنهم بدون آن که فایده ی چندانی برای کاهش مصرف داشته باشد.

اما این مقایسه نیز می تواند گمراه کننده باشد. بالاخره مگر نه این که بسیاری از خود سیگاری ها خواهان منع فروش سیگار هستند زیرا آنها نیز مانند اوباما می خواهند که مصرف آن را ترک کنند.

Should We Ban Cigarettes? By Peter Singer.

http://www.project-syndicate.org/print/should-we-ban-cigarettes-

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: