دیو حسادت

سپتامبر 15, 2012

حسادت ارزش رشک بردن ندارد

یوزف اپشتاین

واشنكتن مانتلی 2003 (1)

برگردان: علی محمد طباطبایی

در میان هفت گناه كبیره فقط حسادت است كه مفرح نیست. کاهلی و خشم به نظر نمی رسد كه چندان لذت بخش باشند، اما خود را به تنبلی سنگین سپردن مسرت بخش است و بیان كردن خشم با خود آسودگی می آورد كه خالی از شعف نیست. در عوض حسادت به احتمال بسیار زیرکانه ترین و بلكه باید گفت كه موذی ترین در میان هفت گناه كبیره است. مطمئناً حسادت گناهی است كه كمترین احتمال را دارد كه مردم بخواهند داشتن آن را به گردن بگیرند، زیرا اعتراف كردن به آن به این معنا است كه شخص بپذیرد نظر تنگ، ناخن خشك، گدامنش، و از گذشت و فداكاری بی بهره است. همچنین می توان گفت كه حسادت میان انسان ها بسیار متداول است. جدا از سقراط، عیسی، ماركوس اورلیوس، سنت فرانسیس، مادر ترزا و چند تایی دیگر ما همگی بالاخره گاهی پیش آمده است كه جرقه ی حسادت را در خود احساس كرده ایم، ولو اینكه در شدت های متغیر، از آن سوزش ناچیز گرفته تا آن زخم دردناك روح فرسا و جریحه دار كننده. از آنجا حسادت بسیار شایع است ـ من خوانده ام كه در تمامی زبان های شناخته شده ی جهان واژه ای برای حسادت وجود دارد ـ پذیرفتن این ادعا كه حسادت ورزیدن بخشی از طبیعت انسان است ابداً دشوار نمی باشد.

 

گفته می شود در حوزه ی سیاست، حسادت یا به هر تقدیر امید برای محو كردن آن اصل حاكمی است از سوسیالیسم، درست به همانگونه كه ادعا می شود حرص و طمع اصل حاكمی از سرمایه داری است (هرچند كه البته تبلیغات تجاری در سرمایه داری را می توان تقریباً معادل تحریك دائمی حسادت بشری دانست). در صحنه ی بین المللی بسیاری از جنگ ها، اگر چه نه همه ی آنها به علت حسادت یك ملت به قلمروی دیگری یا همه ی آنچه آنها از این خاک بدست می آورند آغاز شده است و یا به خاطر احساس خطر ثروتمندانی است كه از روی حسد محتاط شده اند، یعنی با این بهانه كه ملت ثروتمندی احساس می كند توسط كسانی كه مال و منال كمتری دارند در معرض خطر قرار گرفته و احتمال می رود كه آنها به موقعیت ممتازش حسادت می ورزند. در همین رابطه دشوار است نپذیرفتن اینكه بیشتر احساسات ضدآمریكایی پس از 11 سپتامبر كه برخی از آنها با تمام وجود كینه توزانه هستند حد اقل تا حدی از حسادت ناشی شده اند. نویسنده ای هندی به نام راماچاندرا گوها در نشریه ی گرانتا (Granta) می نویسد: « از دیدگاه تاریخی علت ضدآمریكاگرایی در هندوستان بیزاری زیباشناسانه از بزرگترین استعداد آمریكایی، یعنی پول در آوردن است ». اما آیا « انزجار زیباشناسانه » می تواند در اینجا چیزی بیشتر باشد از نام مستعاری برای حسد كه به خوبی هم جامه ی مبدل نپوشیده؟

آیا حسادت نوعی از « احساسات بشری » است، بخشی از « عواطف »، یک « گناه »، یک « سرشت درونی و فطری » یا یک « جهان بینی » است؟ یا حتی می توان آن را نوعی از آزمون رورشاخ (تعبیر لكه های جوهر) دانست: بگو به چه حسادت می ورزی و بدین ترتیب مطالب بسیاری در باره ی خودت افشا خواهی كرد. البته می تواند همه ی اینها باشد ـ و بلكه بیشتر. هیچ كس شك ندارد كه حسد هر چه هست واژه ای است حاكی از اتهام: یكی از معدود واژه های باقی مانده در زبان انگلیسی كه قدرت خود را در مبهوت كردن دیگران همچنان حفظ كرده است. اغلب ما می توانیم چنانچه در خصوص یكی از شش گناه كبیر دیگر مورد اتهام قرار گرفته باشیم به خوبی بخوابیم، اما متهم شدن به حسود بودن چنان شدیداً رنج آور است که می تواند به عنوان بخشی از شخصیت فرد مورد اتهام مطرح بشود. هرچند كه هیچكدام از تمامی گناهان كبیره ی دیگر مورد تایید ادیان نیستند، اما به طور كامل یك شخص را حقیر نمی كنند، بی ارزش و كوچك جلوه نمی دهند و فاقد صلاحیت اعلام نمی كنند. کمترین لکه ی ننگ متهم شدن به حسادت تنگ نظری ضمنی در آن است.

یافتن معنای حسادت در واژه نامه ی وبستر ( Webster ) پاسخ روشنی به ما نمی دهد: معادل اولی كه در آنجا برای این واژه در نظر گرفته شده « بدخواهی یا همان خباثت » است و معنای دوم « آگاهی دردناك یا رنج آور از امتیازی كه شخص دیگری از آن بهره مند است و شخص حسود آرزوی برخورداری از همان مزیت را دارد » . فرهنگ آكسفورد كمی بهتر است: در آنجا حسد ابتدا به معنای « احساس شریرانه یا خصمانه، خصومت، بدخواهی، دشمنی و عداوت » در نظر گرفته شده و سپس « بدجنسی، آسیب، شرارت » آمده است. هردوی این معادل ها گنگ و پراز ابهام هستند. اما فرهنگ بزرگ اكسفورد در سومین معنای در نظر گرفته شده است كه به طور جدی دست به كار می شود. در آنجا حسد به « احساس خجالت و شرمساری و خصومتی كه به هنگام تأمل از امتیازی برتر كه دیگری از آن بهره مند است در انسان ایجاد می شود » معنا شده است. كاربرد حسد در این معنای سوم سرو و كله اش در حدود سال 1500 پیدا می شود. یك معنای چهارم هم افزوده شده است، معنایی كه در آن این واژه بدون داشتن « قصد بد » (یا بار منفی) مورد استفاده قرار گرفته و در رابطه قرار داده شده است با (اول) اشتیاق برای هم تراز شدن با دیگری در موفقیت، تفوق، رقابت و معنای (ب) از « اشتیاق برای مزیت هایی كه شخص دیگری از آن ها بهره مند است » می گوید. ارسطو در « فن بیان » از هم چشمی و تقلید به عنوان حسادت خوب اشاره می كند یا حسادتی كه به ستایش و بنابراین به تلاش برای تقلید از كیفیت هایی می انجامد كه شخص با حسادت ورزیدن به آنها مبادرت می كند. با این وجود باید اضافه شود كه حسادت معمولاً بدین شكل عمل نمی كند. كمی حسادت ورزیدن بد نیست اما انباشته شدن از آن، همانگونه كه هركس آن را عمیقاً احساس كرده باشد می داند عاقبت خوبی نخواهد داشت.

معانی كه در هر دو فرهنگ لغت آكسفورد و وبستر آمده به تمایز حساس بین حسادت ورزیدن و  رشک ورزیدن مبتنی بر غیرت  بی توجه است (2). اغلب مردم كه در تفاوت گذاری فایده بخش مابین این دو معنا  ناتوان هستند به خطا هر دو واژه را به طور مترادف استفاده می كنند، هرچند باید گفت که استثناهایی نیز وجود دارد. H.W.Fowler در كتاب بی نظیر خود « Modern English Usage » در 1926 برای هیچ كدام از دو واژه مدخلی در نظر نگرفته است، كه حكایت دارد از این كه در گذشته در این مورد سردرگمی وجود نداشته است. Brayan A. Garner در كتاب خود Dictionary of Modern American Usage در 1998 اشاره دارد كه نویسنده ی دقیق میان كاربرد این دو واژه اختلاف قائل است. اما خودش به شخصه به اندازه ی كافی چنین نمی كند. او می نویسد: « رشک به طور كل محدود می شود به شرایطی درگیر در روابط عاطفی و عاشقانه و حسادت به طور کل در تأمل رنجش آمیز نسبت به شخصی که سعادتمند تر است استفاده می شود ».

با شادی فضل فروشانه ای كه انسان به هنگام پیشی جستن در كاربرد مورد تایید یك اهل فن می برد مایلم بگویم كه او « تقریباً اشتباه می كند » . تمایز اصلی این است كه  انسان رشک می برد به آنچه خودش دارد و حسادت می ورزد به آنچه دیگران دارند. رشک ورزیدن همیشه دارای بار منفی نیست. انسان می تواند به شأن و منزلت انسانی، به حقوق شهروندی و به نیك نامی خوش رشک بورزد. حسادت ورزیدن به استثنای كاربرد در مفهوم هم چشمی و تقلید ارسطویی آن دارای بار منفی است. اگر رشک در عرف عام به عنوان هیولای سبز چشم خوانده می شود، حسادت باید دیو چپ چشم با چشمانی اشک گرفته و اصطلاحاً دیوی سرخ چشم باشد. اگرچه بین حسادت ورزیدن و رشک بردن این مورد دومی است كه غالباً با شدت بیشتر احساس می شود اما همچنین می تواند مورد واقع نگرانه تر هم باشد: به هرحال گاهی احساس رشک ورزیدن برای یك نفر كاملاً معقول و درست است. و نه همه ی رشک ها همیشه همان نقش حسادت عاشقانه را دارد. شخص می توان رشک بورزد ـ باز هم به درستی ـ به نیك نامی، به صداقت و درستی خودش و سایر چیزهای خوب. احساس حسادت داشتن در هیچ موردی عمل درستی نیست. حسود بودن فی نفسه (ipso facto) خطاست.

با صرف نظر از حسادت مبتنی بر هم چشمی وتقلید تنها جنبه ی حسادت كه به نظر من دارای بار منفی نیست نوعی از آن است كه من به شخصه حس كرده ام، و گمان می كنم دیگرانی كه این مقاله را می خوانند نیز حس كرده باشند: این حسادتی است كه من آن را به عنوان حسادت ایمانی است. این حالت حسودانه ای است كه یك انسان نسبت به كسانی احساس می كند كه دارای ایمانی دینی، حقیقی، عمیق و حاكی از هوشمندی هستند. ایمان دینی كه آنها را در تیره ترین بحران ها از جمله مرگ مشایعت می كند. چنانچه فردی به شخصه بی ایمان است اما آرزو دارد كه هیجان ایمان دینی را در خود احساس كند، در این صورت من نمی توانم از نامه ی فلانری او كانر (Flannery O’Conner) مطلب بهتری را به او توصیه كنم. در آنجا پی به وجود خانمی می بریم كه در دهه ی سوم زندگی خود است، هنگامی كه قریحه ی تابناك در او شكوفه داده اما می داند كه پیش از وقت خواهد مرد و در حالیكه توسط مذهب كاتولیك روحیه گرفته، بدون ترس و بدون برزبان آوردن حتی شكایتی با پایان زندگی خود مواجه می شود. در زمانی نه چندان دور من در وین اجرای بسیار فوق العاده ای از سمفونی نهم بتهوون را شنیدم و بی اندازه توسط آن به هیجان آمدم، اما نمی توانم جلوی شگفتی خودم را بگیرم از این فكر كه چنانچه من در حالتی از ایمان مذهبی می بودم چقدر بیشتر به هیجام می آمدم زیرا سمفونی نهم به نظر من از بسیاری جهات اثری است مذهبی. حسادت ایمانی دریغا كه حسادتی است كه شخص هیچ كاری در این باره از دستش ساخته نیست، فقط اینكه می تواند آن را بی سر و صدا درون خود نگه دارد.

حسادت همچنین باید از حسرت چیزی را خوردن متمایز گردد.انسان دیگرانی را می بیند كه از آسودگی و فراغت اجتماعی قابل توجهی برخوردار هستند و آرزو می كند كه مانند آنها باشد، یا اینكه مشتاقانه احساس می كند چقدر خوب می بود كه برای بار دیگر می توانست جوان شود. یا چقدر دلش می خواهد است كه ثروتمند تر باشد، یا برای آن كه قد بلند تر، لاغر تر، عضلانی تر، كمتر دستپاچه یا به طور كل زیبا تر باشد روز شماری  می كند. همه ی اینها حسرت چیزی را خوردن است. حسادت هرگز جنبه ی عمومی ندارد بلكه به طور كامل متوجه افراد بخصوص است ـ حد اقل آن نوع حسادتی كه انسان شدیداً در خود احساس می كند.

شخص حسود گرایش دارد به اینكه یك تحصیلدار بی عدالتی باشد. به قول ویلیام هازلیت « حسادت در میان سایر تركیباتش علاقه ی خاصی به عدالت دارد. ما نسبت به آن نوع از خوش بختی كه به نظرمان بی مورد یا دور از انصاف می آید شدیداً خشمگین می شویم اما نه در مقابل خوش بختی سزاوار و به حق ». در این مورد من فقط تا حدی حق را به جانب هازلیت می دهم. حسادت اغلب احساساتی را بیان می كند كه بیشتر شخصی هستند تا اینكه حاكی از علاقه ای برای عدالت باشند. در تمایز مفید دیگر كیركگارد (Kierkegaard) در « بیماری تا به هنگام مرگ » می نویسد: « دیگران را تحسین كردن همان چشم پوشی سعادتمند است و حسادت ورزیدن به آنها از خود راضی بودن تاسف انگیز ».  در هر حال حسادت یك پرسش اصلی را مطرح می سازد: پس من چه؟ چرا آن مرد یا آن زن زیبا است، ثروتمند است، قدرتمند است، همه ی جهان او را دوست دارند، و خیلی هنرهای دیگر دارد و یا در هر حال در هر چیزی نسبت به من سر است؟ چرا من نباید آن گونه باشم؟ دوروتی سییرس (Dorothy Sayers) در كتاب كوچكی در باره ی هفت گناه كبیره می نویسد: « حسادت مساوات طلب كبیر است. اگر نتواند همه چیز را با بالا آوردن در یك سطح قرار دهد می تواند هم سطح بودن  را با پائئن آوردن سطوح انجام دهد. حسادت در بهترین حالت مثل یك آدم جاه طلب است و یك آدم پر افاده و در بدترین حالت مانند یك ویران كننده ـ به جای آن كه كسی را از خودش سعادتمند تر ببیند حاضر است كه همه یكجا درمانده و مفلوك باشند » .

حسادت مسموم کننده ی ذهن حسود است و معمولاً كمتر به این كه یك نفر چه چیزهایی را ندارد می پردازد بلكه بیشتر به این موضوع كه دیگران چه چیز هایی را بیشتر دارند. عنصر تندی از تنگ نظری در حسادت جا خوش كرده است. در نتیجه حسادت شخص حسود را آن گونه كه امانوئل كانت در  « متافیزیك اخلاق » می گوید « مصمم به بر باد دادن سعادت دیگران می كند » .

انسان ممكن است كه شخصی یا چیزی را ـ زندگی خانوادگی، سلامت یا خوشبختی دیگری را ـ حسادت برانگیز بخواند بدون این كه كمترین قصد كینه یا عداوتی داشته باشد. به همین نحو، یك نفر می تواند بگوید: « من به دو ماه تعطیلات و مسافرت تو به جنوب فرانسه حسودیم می شود » بدون آن كه در ذهن گوینده نقشه ی شومی برای آن كه خودش به جای آن دوست به آن تعطیلات برود باشد. یا شخص دیگری ممكن است بگوید: « من به مسئولیت هایی كه او در شغل خودش دارد حسودیم نمی شود » كه در اینجا منظور گوینده خرسند بودن از نداشتن چنین دردسر های شغلی است. واژه ی دیگری حد فاصل میان حسادت و ستایش می بایست وجود می داشت كه ندارد، همان گونه كه لازم بود واژه ی دیگری میان استعداد و نبوغ می بود. زبان در این گونه موارد بی كفایت است.

همچنین حسادت را نباید با بگومگوهای عمومی اشتباه گرفت. شخص ممكن است چیزی داشته باشد كه دیگری نیز همان را بخواهد ـ مشتری های زیاد، منصبی دولتی و بلند پایه یا پر اهمیت، موقعیتی با اختیارات بسیار زیاد ـ و شخص برای بدست آوردن این ها كمتر یا بیشتر به شكل پرخاشجویانه مبارزه یا رقابت می كند، اما در هر حال به صورت علنی و آشكار. صراحت طبیعت بازی را تغییر می دهد. حسادت هرگز به صورت علنی بروز نمی كند بلكه به صورت مرموز، همراه با توطئه و پنهانی است. هلموت شوك (Helmut Schoeck) در « حسادت: نظریه ای برای رفتار جمعی » كه جامع ترین كتاب در باره ی این موضوع است اشاره می كند كه: « حسادت جریانی است بی صدا و مرموز و نه همیشه اثبات شدنی » . حسادت برای آنكه حسادت باشد لازم است كه در پشت حسی پررنگ از بدخواهی و خباثت مخفی شده باشد ـ گاهی البته بیش از فقط یك حس. La Rochefoucauld  هنگامی كه نوشت: « در بدبختی و مصیبتی كه برای بهترین دوستان خودمان پیش می آید همیشه چیزی را پیدا می كنیم كه برای خودمان به شخصه ناخوشایند نیست » باب موضوع حسادت را با ظرافت تمام به عنوان دشنه ای سیمین گشود. بله، در حقیقت آن چیزی كه ابداًَ ناخوشایند نیست. حسادت، این نازنین دیرینه ی ما.

ـــــــــــــــــــــ

1: ‏The Washington Monthly, July/August 2003

2 : نویسنده مقاله میان دو واژه ی انگیسی که در فارسی برای هر دو یک معنا در نظر گرفته شده تفاوت می گذارد. در اینجا من برای envy حسادت و برای jealousy رشک ورزیدن مبتنی بر غیرت را در نظر گرفته ام.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: