تاریخ مختصری از نوگرایی و مدرنیته (ساختار اجتماعی، بخش پایانی)

سپتامبر 12, 2012

ساختار اجتماعی

برگردان علی محمد طباطبایی

منبع دانشنامه بریتانیکا

با فرض اهمیت نهادهای اقتصادی به طور كل و استخدام به طور اخص، پی بردن به این نكته نباید تعجب آور باشد كه چرا جامعه ی صنعتی گرایش به ایجاد مبناهای جدیدی در سامان دهی و مقام اجتماعی بخشیدن به افراد دارد. موقعیت و روابط اقتصادی به راه حلی برای جایگاه اجتماعی و طبقاتی تبدیل شدند. چنین چیزی، حد اقل در یك چنین ابعادی، مورد كاملاً جدیدی بود. در حالی كه دارایی یا فقدان آن درتعیین جایگاه اجتماعی فرد همیشه مورد بسیار مهمی بود، اما آنها معمولاً یگانه عامل تعیین كننده و اصلی نبودند. در تمامی جوامع غیر صنعتی، ویژگی های وابستگی فرد به قبیله، نژاد، دین و جنسیت دارای اهمیت برابر و اغلب بزرگتری در منصوب كردن افراد برای موقعیت های مهم در سلسله مراتب اجتماعی بودند. برای مثال در نظام سنتی در هند سنتی، شهرت دینی حتی فقیر ترین برهمن او را به عنوان عضوی از بالاترین و محترم ترین كاست متمایز می ساخت.

خصلت جامعه ی صنعتی تابع قرار دادن تمامی اصول و مبناهای پیشاصنعتی و رتبه دهی بر مبناهای اقتصادی است. جایگاه فرد در نظام تولید یا به طور كل در بازار، فرد را به یك طبقه یا گروه خاص منصوب می كند. مالكیت و ثروت ، سطح تحصیلات و نوع درجه ی آموزشی همگی موقعیت فرد را در بازار مورد تاثیر قرار   می دهند. كارل ماركس متقاعد شده بود كه سرمایه داری در مسیر پیشرفت و تكامل خود، وی تنا همین یك شكل از صنعت گرایی را نام می برد ـ سرانجام فقط دو طبقه ی اصلی اقتصادی را به دست خواهد داد، كارگرانی كه مالك چیزی نیستند، یا هم پرولتاریا، و مالكان سرمایه دار یا بورژوازی.

یك علت آن كه پیش بینی ماركس در جوامع پیشرفته تحقق نیافت آن بود كه، روابط اقتصادی هرچند شاید در طولانی مدت نقش غالب را در جامعه داشته باشد، اما در غیر آن صورت منابع قدیمی تر هویت همچنان به واردآوردن نیروی قابل توجه خود ادامه دادند. گروه های مبتنی بر پیوندهای قومی، دینی و محلی گاه و بیگاه روابطی را كه صرفاً بر علائق و منافع اقتصادی استوار بود در خود فرو بردند. از این رو طبقه ی كارگر ایرلند شمالی، هویت پروتستانی خود را بر هویت پرولتاریایی اش ترجیح داد. كارگران و سرمایه داران در مناطق باسك و كاتالانیای اسپانیا در یك جبهه ی مخالف طولانی مدت در برابر دولت مركزی مادرید با هم متحد شدند. در ایالات متحده هویت از طریق نژاد همچنان ادامه یافت و هرگونه هویت دیگر مبتنی بر درآمد یا شغل را تجت الشعاع خود قرار داد.

این هم البته راهی بود كه روشن گردانید حتی دگرگونی های نژادی ضرورتاً تمامی پیوندهای دیگر را از هم نمی گسلد. در مسیر تغییرات همیشه افرادی سود می برند و بعضی دیگر هم متضرر می شوند، و آنها كه دچار ضرر و زیان شده اند كاملاً مستعد بازگشت به شیوه ها و ارزش های گذشته هستند. صنعتی شدن در حالی كه از شكل های پیشین جامعه به طور بنیادی جدا شد، اما تمامی عناصر جامعه ی سنتی را منسوخ نكرد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: