تاریخ مختصری از نوگرایی و مدرنیته (6 – انفجار جمعیت)

سپتامبر 8, 2012

انفجار جمعیت

برگردان علی محمد طباطبایی

منبع دانشنامه بریتانیکا

 

تكامل اجتماعی انسان با دو افنجار عظیم طبیعی مواجه بوده است. در اواخر عصر دیرینه سنگی جمعیت انسانی جهان میان 5 تا 6 میلیون برآورد می شود (یعنی به ازاء هر 1/0 تمستم یك میال مربع یا به ازاء هر 04/0 انسان یك كیلومتر مربع از سطح خشكی های جهان). در نتیجه ی انقلاب نوسنگی یا كشاورزی كه بعداً به وقوع پیوست، جمعیت جهان اولین جهش بزرگ خود را از سر گذراند. بدین ترتیب طی دوره ی كوتاه 8000 سال، جمعیت جهان در حوالی 1000 قبل از میلاد رسید به میزان 150 میلیون انسان. سپس برای دو و نیم هزاره ی بعدی تغییرات مهمی رخ نداد. در اواسط قرن هفدهم جمعیت جهان به مرز 500 میلیون رسید. طی این دوره هرگونه تمایل برای رشد بیشتر جمعیت توسط موانع مالتوسی گرسنگی و طاعون مجارات می شد. فقط به كمك انقلاب صنعتی در قرن هژدهم بود كه افزایش جمعیت دوباره از زنجیرهای مالتوسی اش گریخت.

در حدود سال 177 میلادی یك انفجار جمیت دوم كه از سرعتی بیشتری نسبت به انفجار اولی برخوردار بود به وقوع پیوست. از اواخر قرن هفدهم جمعیت جهان بیش از هشت برابر افزایش یافت و در اواسط دهه ی 1980 به بیش از 8/4 میلیارد رسید. در سال 2000 با جمعیتی بالغ بر 6 میلیارد، به طور نسبی در كیلومتر از خشكی های جهان 142 انسان زندگی می كردند. این افزایش دوم جمعیتی مقیاسی است از تفاوت میل دو انقلاب جمعیتی كه در تاریخ بشر به وقوع پیوسته: از زمان صنعتی شدن نه فقط بشر با تسریع فوق العاده جمعیت كه همچنین با شتاب چشمگیر در نرخ افزایش آن مواجه بوده است. میان 1650 و 1850 معدل نرخ سالیانه ی افزایش جمعیت جهان دوبرابر شد. برای بار دیگر در دهه ی 1920 باز هم دوبرابر قبلی شد و بار دیگر در دهه ی 1970 دوبرابر افزایش یافت.

اگر فاصله ی زمانی برای دوبرابر شدن جمعیت جهان را طی 350 سال گذشته به عنوان یك مقیاس در نظر گیریم، آنگاه به نظر می رسد كه زمان لازم برای دوبرابر شدن به سرعت كاهش می یابد. تا سال 1825 حدود 200 سال طول كشید كه جمعیت جهان از 500 میلیون به یك میلیارد افزایش یابد با دوبرابر شود. برای دوبرابر شدن بعدی جمعیت فقط به 100 سال زمان نیاز بود كه در حدود 1930 به 2 میلیارد رسید. وباز هم فقط به 45 سال برای دوبرابر شدن بعدی جمعیت جهان در 1975 برابر با 4 میلیارد انسان. شواهدی وجود دارد كه نشان می دهد از بیست سال آخر قرن بیستم جمعیت به كندی كاهش می یابد. در حقیقت آهنگ شناب رشد جمعیت نمی توانست به طور نا محدود ادامه یابد. با این همه بسیاری از كارشناسان و اهل فن جمعیت جهان را دراوایل قرن بیستم در حدود 8 میلیارد برآورد كرده اند، یعنی كاهشی در زمان لازم برای دوبرابر شدن در حدود 40 سال.

اما این در اورپا بود كه به همراه انقلاب صنعتی، دومین انقلاب جمعیتی آغاز گشت. طی قرن هژدهم جمعیت اروپا دوبرابر شد، یعنی از 100ئمیلیون به 200 میلیون رسید، و دوباره طی قرن نوزدهم دوبرابر قبلی گردید، یعنی حدود 400 میلیون. این نیز در اروپا بود كه برای اول بار الگویی پدیدار گشت كه با عنوان « تحول جمیعت شناختی » معروف گشت. جمعیت كشور های غیر صنعتی معمولاً ثابت (و اندك) است زیرا نرخ بالای زادوولد با نرخ بالای مرك و میر متعادل می شود. به همراه صنعتی شدن، پیشرفت در دانش پزشكی و بهداشت عمومی در همراهی با تامین و تدارك منظم تر مواد خوراكی نرخ مرگ و میر شدیداً كاهش یافت، اما در نرخ زادوولد كاهشی كه با آن برابر باشد رخ ننمود. نتیجه ی آن انفجار جمعیت بود كه در قرن نوزدهم در اروپا تجربه شده بود. اما با گذشت زمان همانگونه كه جموامع اروپایی دراوایل قرن بیستم نشان دادند، جمعیت شهرنشین جوامع صنعتی داوطلبانه نرخ رشدش را كاهش داده و از شدت رشد جمعیت كاسته شد. یك شتاب جدید در وضعیت جمعیت به دست آمد. ژاپن كه حدود 50 سال دیرتر از غرب صنعتی شد، تقریباً همان نمونه ی برجسته از الكوی تحول جمعیت شناختی را نشان داد. جمعیت ژاپن به سرعت پس از 1870 رشد كرد، یعنی طی دوره ی صنعتی شدنش، و پس از جنگ جهانی دوم به همان سرعت نیز كاهش یافت. در الگویی حتی سریع تر از این، اتحاد شوروی در دوره ی صنعتی شدنش كه در دهه ی 1880 آغاز شده بود، صنعتی شدن را با رشد جمعیت پیوند زد.

آیا تحول جمیعت شناختی برای جوامع در حال توسعه (معروف به جهان سوم) همچنان از اعتبار خود برخوردار است؟ تقریباً تمامی این كشورها رشد سریع جمعیت را پس از جنگ جهانی دوم تجربه كرده اند، حتی با نرخ رشدی بیشتر از هركجای دیگر جهان غرب. مساعدت غرب و دانش پزشكی به طرز شگفت اوری نرخ بالای مرگ و میر را كاهش داد، غالباً با بیش از 50 درصد. لیكن، بر خلاف جهان غرب، نرخ بالای زادوولد تمایل اندكی به كاهش نشان داد. تلاش های قاطع در چند كشور، مانند سنگاپور، سریلانكا و چین در دهه ی 1980 بالاخره به نتایجی رسید. لیكن در مجموع تلاش های دولت ملی و آژانس های بین المللی برای قانع كردن مردم جهان غیر غربی برای نیل به خانواده های كوچك تر موفق نبود. یكی از نتایج افزایش جمعیت در این بخش از جهان تداوم عمدتاً جمعیت جوان در جوامعی بود كه امكانات چندانی برای از عهده برآمدن تحمل فشار تهیه خوراك و تعلیم و تربیت جوانان غیر مولد خود را نداشت. انسان های جوان تر از 15 سال بیش از 40 درصد جمعیت جهان سوم را تشكیل می دهند، در مقایسه با 20 تا 30 درصد جهان صنعتی.

ادعا شده است كه بالاماندن سرسختانه ی نرخ زادوولد در این جوامع تا حدی به این خاطر است كه در جهان سوم صنعتی شدن بسیار كند بوده و از آن گذشته به صورت جسته و گریخته به وقوع پیوسته است. علاوه بر آن، آنجا هم كه توسعه ی قابل توجهی محقق شده، مانند برزیل یا مالزی، فقط یك قشر برگزیده ی كوچكی را شامل گردیده و توده ی اصلی مردم از نعمات آن همواره محروم مانده اند. از این رو دلایلی كه مردم جهان صنعتی مایل به داشتن فرزندان كمتر هستند در كشروهای در حال توسعه قدرتی ندارد. برای توده ی اصلی جمعیت همواره منطقی و عاقلانه بود كه همچنان به داشتن خانواده ی بزرگ ادامه دهد، هم از جهت تدارك نیروی كار یدی و هم برای امنیت لازم والدین در سنین سالخوردگی. بنابر همین ادعا، زایندگی كمتر هنگامی روی خواهد داد كه ثروت به طور عادلانه تری تقسیم شود و یك نظام امنیت اجتماعی در جامعه مستقر گردد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: