تاریخ مختصری از نوگرایی و مدرنیته (4 – ویژگی های اجمالی)

سپتامبر 5, 2012

طبیعت و سرشت جامعه ی مدرن

ویژگی های اجمالی

برگردان علی محمد طباطبایی

منبع دانشنامه بریتانیکا

مدرنیته حداقل باید تا اندازه ای در برابر زمینه ای از آنچه قبل از آن جریان داشته فهمیده شود. جامعه ی صنعتی صرفاً به صورتی ناهمگون و نامنظم از جامعه ی كشاورزی سربرآورد، یعنی از نظامی كه 5000 سال دوام آورده بود. از این رو ساختارهای صنعتی بیشتر خصلت های ظاهری و شكلی اش را از طرد ـ چه آگاهانه و چه از روی ناآگاهی ـ شیوه های پیشا صنعتی اخذ كرد. صنعتی شدن یقیناً بسیار چیز ها درخود داشت كه همگی جدید بودند، لیكن حد اقل همیشه تا اندازه ای ایده ای باقی ماند كه چه از جنبه ی نظری و چه عملی می بایست همانقدر توسط آنچه انكار می نمود فهمیده شود كه توسط آنچه مورد تائید قرار می داد. توان و قدرت مدرن همیشه تا اندازه ای یك قدرت واكنشی بود، قدرتی كه معنا و جریان خود را توسط یك مقایسه و مقابله و توسط طرد و نفی آنچه قبلاً بود استخراج می كرد.

چنانچه آن را از كلی ترین سطح خود مورد توجه قرار دهیم، این نكته دیدگاهی از نوگرایی را به عنوان جریانی از تفرد بخشی، تفاوت گذاری یا تخصصی كردن و تجرید القا می كند. به سخنی ملموس تر معنای آن این خواهد بود كه: ابتدا، ساختار جامعه ی مدرن به عنوان واحد مبنایی خود فرد را بر می گزیند، بر خلاف جامعه ی كشاورزی یا دهقانی كه گروه یا جامعه را انتخاب می كرد. دوم، نهادهای مدرن به انجام وظایف معین و تخصصی در یك نظام اجتماعی كه دارای یك تقسیم كار شدیداً توسعه یافته و بسیار پیچیده است اختصاص یافته اند. در چنین وضعیتی آنها در تند و تیز ترین تمایز ممكن با مثلاً جایگاه خانواده در جامعه ی دهقانی قرار دارند كه در عین حال واحد تولید، مصرف، جامعه پذیری و تصمیم گیری آمرانه است. سوم، نهادهای مدرن به جای آن كه برای گروه ها و اشخاص بخصوصی حقوق، اختیارات و امتیازات ویژه ای قائل شوند، و یا سنت و عرف هدایت آنها را به عهده داشته باشند، گرایش دارند به آن كه توسط قوانین و دستورالعمل هایی هدایت و حكومت شوند كه مشروعیت خود را از روش ها و یافته های علم بدست آورده اند. حد اقل آن كه آنها اساساً عاملین افراد بخصوصی نیستند، مانند مثلاً پادشاه یا روحانی، كه از نعمت اقتدار الهی یا تجویزی برخوردار است، بلكه بر طبق دستورات و احكام عقلانی و فاقد جنبه ی شخصی عمل می كنند كه توسط « اهل فن » تدوین شده اند.

این تمایزها به هیچ وجه منش نمایی جامعه ی مدرن را كامل نمی كنند. آنها ضمناً تنها تفاوت هایی هم نیستند كه می توان استخراج كرد. با این حال آنچه آمد مثالی بود از وابستگی مفهوم مدرنیته به ساختارهای گذشته كه پایه های مقایسه كردن و كنارگذاشتن را تشكیل می دادند. در واقع، چنین مجموعه ای از برابر گذاری ها است ـ كه البته ضرورتاً با دقت جدا نشده اند ـ كه اغلب مردم هنگامی كه از مدرن در تقابل با جامعه سنتی صحبت می كنند در ذهن خود دارند.

نسبت به ویژگی های مثبت تر صنعتی شدن، جامعه ی صنعتی می تواند به بهترین وجه به عنوان آنچه از هسته ای اقتصادی تشكیل یافته در نظر گرفته شود كه در اطرافش سایر ساختارهای غیراقتصادی متبلور  شده اند. در اصطلاح شناسی ماركسیستی، همین تفكر در شكلی كه حاكی از جبرگرایی بیشتر است به زیربنایی از اقتصاد كه یك « روبنای » غیراقتصادی را تحت تاثیر قرار می دهد برگردانده شده است. چنین تصویری بدون آن كه فایده ای داشته باشد انعطاف ناپذیر و گمراه كننده است. رابطه ی اقتصاد با قلمروی غیر اقتصادی دوجانبه و دارای روابط متقابل است، و می توان آن را با پرداختن به تاثیر اندیشه های عملی بر توسعه ی اقتصادی و علمی مشاهده كرد. با این حال گفتن این كه اساساً این تغییرات اقتصادی است كه بیش از هر چیز دیگر جامعه ی صنعتی را تحت تاثیر قرار می دهد سخن كاملاً درستی است.

ادامه دارد . . .

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: