سيد قطب پدر خوانده‌ی‌ القاعده؟ (3)

اوت 27, 2012

(بخش سوم)

پول برمن

نيويورك تايمز

برگردان: علی محمد طباطبايي

تاریخ انتشار اولیه شنبه ۱۶ فروردين ۱۳۸۲

دستاوردهای علمی و فنی اروپا به آنها امكان داد تا بر جهان تسلط يابند و اروپايی‌ها « دوگانگی شنيع » خود را بر مردم و فرهنگ‌های ديگر در هر گوشه از جهان تحميل نمودند. اين بود آغاز فلاكت مدرن. تشويش و اضطراب در جامعه‌ی‌ معاصر، منطق سرگشتگی، بی‌هدفی، و تمنا برای خوش‌های دروغين. بحران زندگی مدرن را هر شخص صاحب انديشه در غرب مسيحی حس می‌كرد. اما برای بار ديگر پيشوايی اروپا آن بحران را به هر انسان اهل فكر در جهان اسلامی نيز تحميل نمود. در اينجا قطب به چيزی بديع اشاره می‌كند. در نظر او مسيحی‌های جهان غرب بحران زندگی مدرن را به عنوان پيامد سنت دينی خودشان تجربه می‌كنند – نتيجه‌ای حاصل از تقريباً ۲۰۰۰ سال خطای كليسايی. اما به تعبير قطب مسلمانان با همان تجربه در شرايطی مواجه می‌شوند كه توسط مسيحی‌های جهان خارج از خودشان به آنها تحميل شده است، يعنی حالتی كه می‌تواند اين تجربه را برای آنها دوبرابر دردناك تر كند – يك بيگانگی كه در عين حال يك سرافكندگی و شرمساری نيز هست.

اين تجزيه و تحليل قطب بود. او در بررسی زندگی معاصر انگشت خود را بر روی چيزی می‌گذارد كه هر انسان اهل فكری می‌تواتد تصديق كند، حتی اگر شده به تقريب – اين احساس كه طبيعت انسانی و زندگی مدرن با يكديگر در نزاع و كشمكش هستند. اما قطب اين احساس را در شيوه‌ای اسلامی در خاطر زنده می‌كند. تصور اين قضيه چندان دشوار نيست كه در تشريح اين موضوعات در بازگشت به سال‌های دهده‌ی‌ ۵۰ و ۶۰ قطب آن قسم از رنج و اندوه فردی را تشخيص داده است كه محمد عطا و مبارزان اننحاری واقعه‌ی‌ ۱۱ سپتامبر نيز می‌بايست در زمان ما تجربه كرده باشند. اين درد و رنج زندگی كردن و مقيم شدن در جهان مدرنی است از انديشه‌های ليبرال و دستاوردهای آن به همراه اين احساس كه زندگی حقيقی در جای ديگری قرار دارد. اين اندوه و رنج انسانی است در حال قدم زدن در خيابانی مدرن در اين دنيا اما هم زمان رويای جهانی به كلی متفاوت را در سر داشتن، جهانی كه در گذشته‌ی‌ دينی و قرآنی نهفته است – درد و رنج جذب شدن به اين مسير و به آن مسير، به زمان حال و به زمان گذشته. به عرفی و به مقدس. به انتخاب كردن آزادانه و به آنچه دين انتخابش را فرمان می‌دهد (۱) – و بطور خلاصه آنگونه كه قطب جرأت گفتنش را به خود می‌دهد اين زندگی است مبتنی بر سرگشتگی تا سر حد جنون كه توسط خطای مسيحيت بوجود آمده است.

قطب در حالی كه توسط جانيان احاطه شده است در زندان نكبت بارش در مصر نشسته و تفسيرهای قرآنی خود را به رشته‌ی‌ تحرير در می‌آورد. هم زمان نفير آزارنده‌ی‌ سخنرانی‌های عبدالناصر در فضای زندان توسط ضبط صوتی كلافه كننده طنين انداز است، با اين حال او می‌داند كه چه كسی را مورد نكوهش قرار دهد. او مسيحيان نخستين را مقصر می‌داند. او ميراث مسيحيت مدرن را مورد سرزنش قرار می‌دهد كه همان انديشه‌ی‌ ليبرال است مبتنی بر اين كه دين بايد در اين گوشه و زندگی عرفی در گوشه‌ی‌ ديگر قرار گيرد. او يهودی‌ها را به باد ملامت می‌گيرد. در تفسير قطب يهودی‌ها در عمل نشان داده اند كه تا ابد نسبت به خداوند ناسپاس هستند. او اعتقاد دارد كه يهودی‌ها در عنفوان تاريخ و طی اسارتشان در مصر خصلت برده وارانه كسب كرده اند. در نتيجه آنها هنگامی كه در ضعف و سستی قرار دارند بزدل هستند و بی‌مرام و وقتی نيرومنداند شرور هستند و خودبين. و اين ويژگی‌های آنها ابدی است. يهودی‌ها بخش‌های وسيعی از تفسيرهای قطب را به خود اختصاص داده اند – خيانت و پيمان شكنی آنها، طمع ورزی و نفرت انگيز بودنشان و هوس‌های اهريمنی آنها، تبانی‌هايی كه هرگز پايانی ندارند و دسيسه‌هايشان بر عليه (حضرت) محمد و اسلام. در باره‌ی‌ اين موضوعات قطب همه جا مصمم و سرسخت است. او صهيونيسم را به عنوان بخشی از عمليات ابدی می‌پندارد كه يهودی‌ها توسط آن قصد نابودی اسلام را دارند.

و البته قطب گروه ديگری را نيز مستحق ملامت تشخيص می‌دهد. او مسلمانانی را كه با خطای مسيحيت همراه شده اند به باد سرزنش می‌گيرد – مسلمان‌های خيانت پيشه كه « دوگانگی » مسيحيت را به جهان اسلام تحميل كردند. و چون او مشتاق سرزنش كردن است قادر است كه روش مشخصی را نيز پيشنهاد كند – برنامه‌ای انقلابی برای خنثی كردن فشار روانی زندگی مدرن و برای در تفاهم قرار دادن انسان با جهان طبيعی و با خداوند.

۵
تجزيه و تحليل قطب عاطفی و صميمانه است و اين پژوهشی است مربوط به الهيات، اما در توجه و تاكيد خاص فرهنگی خود سبك فلسفی قرن بيستم را منعكس می‌سازد. تجزيه و تحليل قطب بعضی پرسش‌های از روی خلوص متحير كننده و پيچيده را مطرح می‌كند – پرسش‌هايی در باره‌ی‌ تقسيم مابين ذهن و بدن در تفكر غربی، دشواری‌های حفظ تعادل ميان تجربه‌ی‌ حسی و ارزيابی معنوی، غير انسانی بودن قدرت مدرن و نوآوری فنی و بالاخره بی‌عدالتی اجتماعی. اما هرچند كه قطب به روشنی بعضی جريان‌های اصلی فلسفه و نقد اجتماعی قرن بيستم در غرب را پی می‌گيرد، انديشه‌های خود را از طريق صافی تفسيری قرآنی جاری می‌سازد و اين صافی به تفسير او بافتی برجسته و جديد می‌بخشد، بافتی به طور موثق اسلامی كه او را قادر می‌سازد مجموعه‌ای از نكته‌هايی را مطرح كند كه هيچ متفكر جهان غرب هرگز امكان طرح آنها را نداشته است.

يكی از آن نكته‌ها به نقش زنها در جامعه مربوط می‌شود – و اين فراز‌ها از نوشته‌های قطب به اعتقاد من در بعضی از تفسيرهای غربی آثارش مورد سوء تعبير قرار گرفته است. اگر نگرش او را از چشم انداز امروزی غرب مورد قضاوت قرار دهيم خشكه مقدس است در افراطی ترين شكل ممكن. اما زهد فروشی انگيزه‌ی‌ اصلی قطب نيست. او به روشنی درك می‌كند كه در جامعه‌ی‌ ليبرال زنها برای مراجعه به خواسته‌های قلبی خود و پی گرفتن پيشه جهت رسيدن به ثروت مادی آزاد هستند. اما از اين نقطه نظر آنچه گفته شد فقط می‌تواند به اين مفهوم باشد كه زنها مسئوليت خود را برای شكل بخشيدن به شخصيت انسان از طريق پرورش كودك كنار گذارند. انديشه‌ی‌ غربی در باره‌ی‌ آزادی زنان فقط معنی اش اين است كه خداوند و نظم طبيعی زندگی به سود اعتقاد به منابع ديگر اقتدار مثلاً خواسته‌های قلبی ناديده گرفته شوند. اما اين به چه مفهوم است كه وجود بيشتر از يك منبع اقتدار مورد تصديق قرار گيرد؟ جواب آن روشن است، الحاد و بی‌دينی – زندگی بدون تصوری از رضايت مندی و خشنودی. و چرا جوامع آزاد غرب نسبت به همانگی طبيعی نقش جنس‌ها و جايگاه زنان در خانواده و خانه نابينا شده اند؟ علت آن همان « دوگانگی شنيع » زندگی مدرن است – نگرش غرب كه انسانها را وامی دارد كه قلمروی خداوندی را در يك طرف و داد و ستد معمول زندگی روزمره را در طرفی ديگر به تصوير كشند.

قطب با سختی و تلخكامی بسيار از امپرياليسم اروپايی می‌نويسد كه او آنرا به عنوان چيزی نه بيشتر از استمرار جنگ‌های صليبی قرون وسطی بر ضد اسلام تلقی می‌كند. او سياست خارجی امريكا را به باد انتقاد می‌گيرد و از تصميم آمريكا در زمان‌هاری ترومن در حمايت از صهيونيسم شكوه می‌كند، تصميمی عجيب كه او آنرا تا حدی ناشی از فقدان ارزش‌های اخلاقی می‌داند. اما بايد اشاره كنم كه در نوشتار قطب، لااقل در بسياری از آثارش كه من خوانده‌ام شكوه از سياست خارجی آمريكا نسبتاً اندك و كوتاه است. سياست‌های خارجی در مجموع و آشكارا دلمشغولی اصلی او نيستند. گاهی او از رياكاری در لاف زنی‌های بی‌پايان آمريكا در مورد آزادی و دموكراسی می‌نالد. او انقراض سرخ پوستان توسط آمريكايی‌ها را متذكر می‌شود و تبعيض نژادی عليه سياه پوست‌ها را مورد توجه قرار می‌دهد. اما اينها جملگی موضوعات اصلی قطب نيستند. رياكاری آمريكايی فقط به شكل جزيی او را به خود مشغول می‌كند. جدی ترين كشمكش او با ناكامی آمريكا در تاييد از اصول اساسی اش نيست و نه حتی به اين خاطر كه آمريكا در ليبرال بودن واقعی خود ناكام مانده. در ارزيابی او از زندگی آمريكايی عنصر واقعاً خطرناك سرمايه داری يا سياست نژادپرستی يا كيش تاسف انگيز استقلال زنان نيست. عنصر واقعاً خطرناك در جدايی آمريكايی كليسا و دولت نهفته است – ميراث سياسی مدرن از تقسيم ديرين مسيحيت بين مقدس و دنيوی. نقد قطب نقدی سياسی نيست بلكه نقدی است مربوط به الهيات – هرچند كه قطب يا حداقل مترجمين آثارش واژه‌ی‌ « عقيدتی » را ترجيح داده اند.

نزاع بين كشورهای ليبرال غرب و جهان اسلام آنگونه كه قطب تبيين می‌كند « در ذات خود نزاعی عقيدتی باقی خواهد ماند، هرچند كه در طی ساليان دراز اين نزاع در ظاهر‌های مختلف نمودار شده است، و گاهی البته پيچيده تر يا مخفيانه تر بوده ». جامه‌ی‌ مبدل پوشيدن، مخفيانه تر و پيچيده تر شدن به سوی دنيوی شدن گرايش دارد – استتاری كه قصدش ظاهری سياسی، اقتصادی يا نظامی بخشيدن به نزاع و كشمكش بين كشورهای ليبرال و جهان اسلام است و نيت از آن اين است كه مسلمانان را مانند خود او جلوه دهند يعنی وقتی كسی در دين مصر است به نظر برسد كه فردی « متعصب » يا انسانی « عقب افتاده » است. اما آنگونه كه قطب توضيح می‌دهد « در واقع رويارويی از جهت كنترل بر سرزمين يا منابع اقتصادی يا برای سلطه‌ی‌ نظامی نيست ». رويارويی واقعی، جدی ترين رويارويی ممكن در باره‌ی‌ اسلام است و نه چيزی غير از اين. دين موضوع اصلی مناقشه است. قطب به زحمت می‌توانست واضح تر از اين در باره‌ی‌ اين موضوع صحبت كند. رويارويی از تلاش صليبيون و صهيونيست‌ها برای نابودی اسلام بر خاسته است. صليبيون و صهيونيست‌ها می‌دانستند كه مسيحيت و يهود پايين تر از اسلام قرار دارند. آنها می‌بايست كه اسلام را نابود كنند تا آموزه‌های خود را از نابودی نجات دهند. و بدين ترتيب بود كه صليبيون و صهيونيست‌ها دست به تهاجم زدند.
اما اين تهاجم اساساً نظامی نبود. حد اقل اين كه قطب نيروی خود را برای هشدار در باره‌ی‌ چنين خطری هزينه نكرد. او همچنين زمان زيادی برای نگرانی در باره‌ی‌ زير و بم كشمكش اسراييل با فلسطينی‌ها مصرف ننمود. منازعات مرزی توجه او را به خود جلب نمی‌كرد. كانون توجه او بر چيزی به مراتب عظيم تر متمركز شده بود. به جای آن او نگران اين مسئله بود كه انسان‌هايی با انديشه‌های ليبرال نبردی (سياسي) و سترگ عليه اسلام ندارك ببينند – « تلاش برای محدود كردن و محبوس كردن اسلام به كانون‌های عاطفی و آيينی و بازداشتن آن از شركت در فعاليت‌های زندگی و جلوگيری از برتری تمام و كمال اسلام بر هر فعاليت سكولار انسان، يعنی آن تفوقی كه اسلام به موجب طبيعت و كاركردش سزاوار آن است ». قطب برای چنين تلاشی بود كه از خشم می‌لرزيد. و او نشانه‌های تاريخی سودمندی برای اين خشم شاهد می‌گرفت. تركيه كشوری اصالتاً اسلامی، انديشه‌های سكولار را در سال ۱۹۲۴ پذيرفت. كمال آتاتورك رهبر انقلابی تركيه در آن زمان آنچه از نهاد‌های خلافت باستانی باقی مانده بود را ملغی اعلام كرد – خلافتی كه قطب مشتاقانه رويای احيای مجدد آن را در سر داشت. بديت ترتيب بود كه ترك‌ها سعی نمودند هر انديشه و خاطره از حكومت اسلامی را منسوخ كنند. قطب نگران اين واقعيت است كه اگر اصلاح طلبان لائيك در ديگر كشورهای اسلامی به موفقيتی برسند اسلام از حكومت جدا شده و به گوشه‌ای نهاده شود. از نظر قطب البته سرانجام اسلام واقعی خاتمه دادن به اسلام محدود و مختصر است و چنين اسلام ناقصی در ديدگاه او جايی ندارد.
اصلاح طلبان لائيك « همين حالا هم كار خود را در سرتاسر جهان اسلام آغاز كرده اند. آنها مشغول راه انداختن تهاجم خود هستند – « تهاجمی نهايی كه در واقع در كشورهای اسلامی عملاً در حال روی دادن است… اين تلاشی است برای متفرق كردن اين مذهب در مقام مذهب و اعتقادی مبنايی و جايگزين كردن آن با مفاهيم و قالب‌های دنيوی كه دارای كاربرد‌ها، ارزش‌ها، نهاد‌ها و سازمان‌های مربوط به خود هستند ». « ريشه كن كردن » اصطلاح مخصوص قطب است. حمله‌ی‌ عصبی (هيستريك) از هر هجای واژه‌های او فرياد می‌كشد. اما او البته نمی‌خواهد كه هيستريك باشد. او می‌خواهد كه پاسخ گويد. چگونه؟

ادامه دارد…

ـــــــــــــــــــــــــــــ
۱: به قول دكتر سروش انتخاب ميان حق و تكليف. مترجم

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: