سید قطب پدر خوانده ی القاعده؟ (2)

مه 26, 2009

(بخش دوم)

پول برمن

نیویورك تایمز

برگردان: علی محمد طباطبایی

(انتشار اول در فروردین 82)

 3

 قطب می نویسد كه در سرتاسر جهان انسان ها به لحظه ای از بحران غیر قابل تحمل رسیده اند. نژاد بشر رابطه با طبیعت بشری را از دست داده است. الهام، بصیرت و اخلاق به انحطاط گراییده است. كیفیت روابط جنسی به « مرتبه ای پست تر از مقام چهارپایان » نزول كرده. انسان مفلوك، مضطرب و نسبت به آینده ی خود بدبین شده و به سبكسری و بلاهت، جنون و جنایت فروغلتیده و در بدبختی و ناخشنودی خود از زندگی اش به سوی مواد مخدر، الكل و تفكرات اصالت وجودی گراییده است. قطب بهره وری اقتصادی و دانش علمی را مورد ستایش قرار می دهد اما یقین دارد كه ثروت و علم نمی تواند نژاد بشری را نجات دهد. در عوض بر این گمان است كه ثروتمندترین كشورها از قضا ناخشنودترین هستند. او می پرسد كه علت این ناخشنودی چیست – این جدایی مصیبت بار میان طبیعت حقیقی بشری و زندگی امروزی؟

 بسیاری از منتقدان فرهنگی در اروپا و آمریكا دقیقاً همین پرسش را در سالهای میانی قرن بیستم مطرح می سازند و بسیاری از میان آنها كه از نیچه و سایر فلاسفه پیروی می كنند در این خصوص به منشآ تمدن غربی در یونان باستان اشاره دارند، یعنی جایی كه گفته می شود انسان مرتكب خطای فاجعه آمیز خود شده است. به اعتقاد آنها این خطایی فلسفی است كه عبارت است از ایمانی خودبینانه و اغوا كننده به نیروی عقل بشری ـ ایمانی پرنخوت كه پس از قرن های بسیار در عصر حاضر منجر به ایجاد استبداد فن آوری بر زندگی بشر گردیده است.

قطب در چنین تحلیلی سهیم است. فقط با این تفاوت كه او خطای اولیه در یونان باستان را به اورشلیم باستانی منتقل می كند. در شیوه ی معمول اسلامی، قطب یهودیت را به عنوان آیین مكشوف شده توسط خداوند به موسی و دیگر پیغمبران تلقی می كند. آیین یهود به انسان تعلیم می دهد كه فقط یك خدا را پرستش كند و از خدایان دیگر دست بكشد. یهودیت به انسان آموزش می دهد كه در هر حوزه از زندگی چگونه باید رفتار و عمل كند ـ چگونه در وجودی این جهانی به زندگی ادامه دهد كه البته این زندگی خواهد بود در تفاهم و توافق با خدا. چنین شیوه ای توسط اطاعت از سیستمی از قوانین تفویض شده توسط خداوند میسر خواهد شد كه این البته همان مجموعه قوانین موسی است. هرچند كه از نظر قطب آیین یهود در آنچه كه او آنرا « نظامی از آیین های خشك و بی روح » می نامد برباد رفت.

هرچند كه البته خداوند رسول دیگری نیز فرستاد. این پیغمبر در روش تفكر اسلامی قطب عیسی بود، كسی كه برخی اصلاحات مفید را پیشنهاد نمود ـ برای مثال حذف بعضی از محدویت ها از مجموعه قوانین موسی در رابطه با آنچه می توان خورد و نوشید كه دیگر به نظر می رسید غیر ضروری شده بودند ـ و البته عیسی كسی بود كه معنویت جدید و تحسین برانگیزی مطرح نمود. اما سپس رویدادی هولناك رخ داد. در دیدگاه قطب ارتباط میان پیروان عیسی و یهودی ها مسیری تاسف آور طی كرد. پیروان عیسی با خط و مشی قدیمی یهودی ها درافتادند و بدگویی متقابل را هدف قرار دادند. پیام عیسی سرانجام به تضعیف و انحراف كشیده شد. حواریون و پیروان وی مورد تعقیب و آزاد قرار گرفتند كه در نتیجه ی آن به علت رنج و عذابی كه گرفتارش شده بودند از فراهم آوردن بیان شایسته و نظام مند پیام عیسی ناتوان ماندند.

چه كسی مگر قطب از میان زندان رقت انگیزش در مصر عبدل ناصر می توانست فكر و توجه خود را تا بدین اندازه موجه بر دشواری هایی كه حواریون عیسی به هنگام تنظیم پیام گرفتارش شده بودند متمركز كند. وی براین گمان بود كه در نتیجه اصول و مرام عیسی (انجیل مسیح) شدیداً تحریف گشت و بنابراین نباید به  عنوان سخنان دقیق و موثق از وی تلقی شود. آسمانی بودن انجیل را عیسی به شخصه و به صراحت بیان كرده بود. اما در برداشت و بینش اسلامی قطب عیسی فقط یك انسان بیشتر نبود ـ رسولی فرستاده شده از طرف خداوند و بالاخره اینكه او مسیح نبود. اما مصیبت بزرگتر چیز دیگری بود: حواریون عیسی بر اساس آنچه قطب آنرا « جدایی ناخوشایند دوگروه » می خواند در طرد تعالیم یهودی ها زیاده روی كردند. حواریون و پیروان عیسی یعنی همان مسیحی ها پیام آسمانی عیسی مبنی بر معنویت و عشق را مورد تاكید قرار دادند اما آنها سیستم قوانین یهود را طرد كردند، یعنی همان مجموعه قوانین موسی را كه می بایست هرگونه جزییاتی از زندگی روزانه را تحت ضابطه درآورد. در عوض مسیحی های اولیه فلسفه ی یونانی را به كیش مسیح وارد كردند كه منظور از آن اعتقاد به وجودی معنوی اما كاملاً جدا از زندگی مادی و این جهانی است، یعنی اقلیمی از روح ناب.

در قرن چهارم از عصر مسیحیت امپراتور كنستانتین امپراتوری روم را به كیش مسیحیت درآورد اما در تفسیر قطب كنستانتین این عمل را در ریاكاری و بی دینی انجام داد كه در آن صحنه هایی از شهوت پرستی، دختران نیمه برهنه، سنگ ها و فلز های گرانبها نقش اصلی را بازی می كرد. مسیحیت كه مجموعه قوانین موسی را طرد كرده بود نتوانست هیچگونه دفاعی از خود نشان دهد و بدین ترتیب در ترس و وحشتی كه آنها از اخلاق رومی داشتند مسیحی ها بهترین كاری كه از دستشان بر می آمد را انجام دادند و با عیاشی و هرزگی امپراتوری توسط كیشی از زهد رهبانی مقابله به مثل كردند. اما این ابداً مفید واقع نشد. زهد رهبانی در تضاد با كیفیت های مادی طبیعت بشری است. از نظر قطب به این صورت بود كه بالاخره مسیحیت ارتباط و تماس خود را با جهان مادی از دست داد. مجموعه قوانین قدیمی موسی به همراه قواعدی كه برای دستوراتی از قبیل غذا، پوشش صحیح، ازدواج، مسائل جنسی و هرچیز دیگر داشت ربوبی و جهانی را در مفهومی واحد در برگرفته بود كه معادل بود با عبادت یا نیایش خدواند. اما مسیحیت این ها را به دو چیز مختلف تقسیم كرد یعنی به مقدس و عرفی (یا دنیوی). مسیحیت معتقد است كه: « امر سزار را به سزار و كار خداوند را به خدا بسپار ». مسیحیت جهان مادی را در یك طرف و جهان معنوی را در طرف دیگر می داند: عیش و عشرت كنستانتین در آنجا و ترك دنیای رهبانی در اینجا. در دیدگاه قطب در چنین شیوه ی برخورد به زندگی یك « دوگانگی شنیع » وجود داشت. و اوضاع باز هم بدتر از این شد. مجموعه ای از شوراهای مذهبی به نمایندگی از مسیحیت آن چیزهایی را برگزیدند كه به تصور قطب آنها اصول و روش هایی نامعقول با مسیحیت هستند ـ اصول و روش هایی در باره ی طبیعت عیسی، عشای ربانی (نان و شراب) استحاله ی وجودی و سایر سوالاتی كه همگی در نظر قطب « مطلقاً دور از فهم، تصور ناپذیر و باور نكردنی » هستند. تعالیم كلیسا اصول و روش های معقول را در شكل اندیشه های جزمی از حركت بازداشتند و سپس بحران نهایی همه را غافلگیر كرد.

4

اكنون صحنه ی داستان قطب به سرزمین عرب ها تغییر مكان می دهد. در قرن هفتم خداوند وحی جدیدی به پیغمبرش محمد ابلاغ می نماید، كسی كه رابطه ی صحیح و تحریف نشده با طبیعت بشر برقرار می كند، یعنی همان چیزی كه پیشتر از این همیشه از دست مسیحیان گریخته بود. محمد مجموعه قوانین جدید و دقیقی تقریر می كند كه باعث می شود دین بیشتر از گذشته با جهان مادی به تفاهم برسد. در قرآن نبوت محمد چنین دستور می دهد كه انسان بر روی زمین « خلیفه یا جانشین » خداوند باشد و جهان مادی را سرپرستی كند و نه فقط اینكه جهان را به عنوان چیزی بیگانه با معنویت بپندارد یا همچون مسیحیان استراحتگاهی موقتی در مسیر زندگی پس از مرگ بداند. دانشمندان مسلمان در قرون وسطی این دستورالعمل ها را به طور جدی پذیرفتند و به جستجو و تحقیق در طبیعت مادی مشغول شدند. در دانشگاه های اسلامی شرق دانشمندان مسلمان تحقیقات علمی و فنی خود را عمق بخشیدند و روش های استقرایی یا علمی را كشف كردند. این روش ها به سهم خود باعث شدند كه راه ورود به تمامی پیشرفت های علمی و فنی گشوده شود. بدین منوال اسلام رهبری بشریت را به دست گرفت اما بدبختانه مسلمانان در معرض حمله های صلیبیون، مغول ها و سایر دشمنان قرار گرفتند و از آنجا كه در عمل معلوم گردید كه به قدر كافی به وحی وفادار نیستند قادر به دور كردن این حمله ها نشدند. آنها نتوانستند از كشفیات درخشان روش های علمی خود بهره برداری كنند.

در عوض كشفیات مسلمانان به اروپای مسیحی صادر شد و در اینجا، یعنی در اروپای قرن شانزدهم بود كه روش علم اسلامی به ثمر نشست و بدین ترتیب دانش مدرن سربرآورد. اما مسیحیت در پافشاری اش بر قرار دادن جهان مادی و معنوی در زوایای مختلف نتوانست بر پیشرفت علمی فائق آید. بدین ترتیب ناتوانی مسیحیت در اعتراف یا احترام به كیفیت مادی زندگی روزمره به درون قلمروی فرهنگ سرایت كرد و روش و رویکرد جامعه ی مسیحی در برابر علم را شكل بخشید.

اروپایی ها، بدان گونه كه قطب آنها را مجسم می كند و تحت تاثیر مسیحیت، آغاز به تصویر كردن خدا در یك سو و علم در سوی دیگر نمودند. دین اینجا، تحقیق مبتنی بر عقل آنجا. در یك طرف اشتیاق سوزان طبیعت بشری برای خدا و زندگی منطبق با دستورات الهی و در طرف دیگر آرزوی طبیعی انسان برای دانش و جهان مادی. كلیسا در برابر علم، دانشمندان در برابر كلیسا. هر چیزی كه اسلام آنها را واحد می دانست كلیسای مسیحی به دو بخش تقسیم كرد. و تحت چنین فشارهای آزارنده ذهن اروپایی در نهایت به دو نیم شد. گسستگی كامل شد. مسیحیت اینجا، الحاد و بی دینی آنجا. این جدایی شوم و سرنوشت سازی میان مقدس و دنیوی (سكولار) بود.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: