سید قطب پدر خوانده ی القاعده؟

مه 23, 2009

(بخش اول)

پول برمن

نیویورك تایمز

برگردان: علی محمد طباطبایی

(انتشار اول در فروردین 82)

 

1

در روزهای پس از واقعه ی 11 سپتامبر بسیاری از مردم جهان انتظار داشتند كه آمریكایی ها به پیروزی سریع و رضایت بخشی بر گروه القاعده نایل شوند. در آن زمان چنین تصور می شد كه ارتش القاعده چیزی بیش از یك كشتی دزدان دریایی نیست و عقیده ی عموم بر این بود كه نیروهای تیزبین پلیس به كمك بازداشت های فوری و عملیات پنهانی این كشتی را به راحتی غرق خواهند ساخت. بالاخره القاعده از سرزمین اصلی اش افغانستان بیرون رانده شد. دستگیری ها و ترفند ها به طرزی شایسته و ماهرانه انجام شده و هنوز هم در حال انجام هستند. در همین ماه جاری یكی از افسران ارشد بن لادن در پاكستان به چنگ پلیس افتاد. عوامل پلیس آنگونه كه گزارش های خبری می گویند به نظر می رسد كه حتی به رد پای خود بن لادن نیز رسیده باشند.

با این وجود به نظر می رسد كه آرامش القاعده هنوز هم به هم نخورده است. محبوبیت زیادی كه در وحله ی اول تصورش را نمی شد داشت، اكنون به نظر می رسد كه بسیار وسیع و صادقانه باشد آنهم نه در فقط چند تا كشور. جهان بینی القاعده بر بینشی مبتنی بر بدگمانی (پارانویا) و دیدگاهی آخرالزمانی استوار است كه بر اساس آن « صلیبیون و صهیونیست ها » گویا از قرن ها پیش برای نابودی اسلام با یكدیگر در حال تبانی هستند. در حال حاضر چنین به نظر می رسد كه این دیدگاه در بسیاری از كشور ها به طور گسترده مورد پذیرش قرار گرفته است. بر اساس چنین جهان بینی است كه میلیونها انسان واقعه ی 11 سپتامبر را به عنوان نوعی تبانی اسرائیل و سازمان سیا تلقی می كنند. چهره ی محزون و ریشوی بن لادن بر پیراهن ها و پوستر ها در برخی از كشورها نقش بسته است، گویی كه او چه گوارای جدیدی است، مصلحی افسانه ای برای پایان دادن بر بی عدالتی های جهان.

در بسیاری از كشورها نیروی گوش به زنگ پلیس به موسسات خیریه و بانك های اسلامی یورش برده است، یعنی سازمان هایی كه به انجام كمك های مالی به القاعده متهم هستند. بدین طریق جنگ در جبهه ای دیگر نیز گشوده شده كه مایه ی امیدواری است. با این وجود این هجوم ها نشان دادند كه نه تنها القاعده محبوب است كه از نظر سازماندهی بسیار منسجم و استوار می باشد، سازمانی به همراه شبكه ی گسترده ی جهانی دارای منابع فراوان و افراد بانفوذ. القاعده سازمانی است در پیوند با نخبگان حكومتی در تعدادی از كشورهای اسلامی، سازمانی كه اگر برایش امكان اتحاد با حزب بعث صدام حسین فراهم شود دوبرابر هراس انگیز تر خواهد شد و البته سازمانی كه در هر حال از پیامدهای حوادث عراق جان سالم به در خواهد برد.

كسانی كه القاعده و سازمان های خویشاوند را با دقت كافی مورد بررسی قرار دهند درخواهند یافت كه آنها اكنون از قدرت دیگری نیز بهره مند شده اند، قدرتی كه می توان آن را محققاً بزرگترین قدرت نامید، چیزی به واقع با ابهت و عظیم – هرچند كه در مطبوعات غربی این نیروی نهایی بسیار كم مورد توجه قرار گرفته است. بن لادن فردی پولدار از اهالی عربستان سعودی است كه منشأ یمنی دارد. اغلب مبارزان انتحارای حادثه ی 11 سپتامبر نیز مانند او شهروند عربستان سعودی بودند كه در نتیجه توجه عموم بر شبه جزیره ی عربستان متمرگز گردید. اما القاعده ریشه های وسیع تر از این دارد. این سازمان در اواخر دهه ی 80 میلادی از طریق ائتلاف سه جناح مسلحانه بوجود آمد – محفل عرب های « افغان » و دو جناح مصری، یعنی گروه اسلامی مصر و جهاد اسلامی مصر كه آخری توسط دكتر ایمان الظواهری یعنی بالاترین نظریه پرداز القاعده رهبری می شد. جناح های مصری از جریان قدیمی تری سربرآورده بودند، مكتبی از اندیشه های وام گرفته شده از حركت های بنیادگرایی مصری در دهه های 50 و 60 و در قلب همین مكتب یگانه ی فكری فیلسوفی قرار داشت به نام سید قطب كه در سال 1966 در مصر اعدام گردید. در حقیقت قطب را می توان برای هركدام از اعضاء آنها كه بعداً به القاعده پیوستند قهرمانی روشنفكر دانست ، شخصیتی در حد كارل ماركس برای آنها، یعنی الگو و راهنمایشان.

قطب كتابی نوشت به نام « نقطه ی عطف » و او این كتاب را در محاكمه ی خود مورد استناد قرار داد كه باعث محبوبیت بیشتر او نیز شد، بخصوص پس از آنكه وی را به دار آویختند. كتاب « نقطه ی عطف » به بیانیه ی سیاسی و الگویی برای جناح تروریستی بنیادگرایی اسلامی تبدیل گردید. برخی از روزنامه نگاران بر حسب وظیفه این كتاب را مورد بررسی قرار داده اند و سعی نموده اند كه دیدگاه های تروریستی را كه در حالت عادی پوشیده و غیر قابل درك است معنی كنند.

من بعضی از كتاب های دیگر قطب را خوانده ام و تصور می كنم كه « نقطه ی عطف » احتمال دارد كه روزنامه نگاران را گمراه كرده باشد. این كتاب را اگر به طور جداگانه مورد قضاوت قرار دهیم به نظر می رسد كه كتابی است كم مایه و سطحی. اما « نقطه ی عطف » از تفسیر عظیم او از قرآن استخراج شده است كه وی آن را « در سایه ی قرآن » نام گذاری كرده بود. یكی از جلد های این مجموعه ی عظیم در دهه ی 1970 به انگلیسی ترجمه و توسط « جمعیت جهانی جوانان مسلمان » یعنی سازمانی كه بعدها مورد ظن قرار گرفت كه به طور گسترده در حمله های تروریستی شركت دارد منتشر شد. این البته همان سازمانی بود كه دفتر آن در واشنگتن بود و توسط یكی از برادر های بن لادن اداره می شد. در چهار سال گذشته تلاش عظیمی توسط سازمان دیگری ترتیب داده شد یعنی « بنیاد اسلامی در انگلستان » جهت ترجمه و انتشار بقیه ی جلد ها كه تقریباً چیزی در حد 15 كتاب قطور خواهد بود كه قرار است به طرزی شایسته و با خط تحریری عربی تزئین شود. در همین چند هفته ی آخر بعضی از جلد های همین مجموعه به كتاب فروشی عربی در بروكلین راه خود را یافته اند و من نیز به سرعت آنها را تهیه كردم. من موفق شدم كه كمتر از نیمی از جلدهای « در سایه ی قرآن » را مطالعه كنم و تصور می كنم كه آنچه تا به امروز به زبان انگلیسی از سید قطب وجود دارد همین مقدار باشد البته به اضافه ی سه كتاب دیگر از او. و من اكنون مطالبی برای گزارش دارم.

قطب ابداً سطحی نیست، بلكه بسیار عمیق است. كتاب « در سایه ی قرآن » در میان آثار او یك شاهكار است. القاعده و گروه های خویشاوند نه فقط محبوب، ثروتمند و جهانی هستند و نه تنها به خوبی با همه جا در ارتباط می باشند و از نظر سازمانی بسیار پیچیده كه این گروه ها بر مجموعه ای از عقاید نیز تكیه دارند، و البته بعضی از این اندیشه ها چه بسا بیمارگون نیز باشد كه این نیز داستانی قدیمی در آراء سیاسی معاصر است. با این حال این اندیشه ها بسیار قدرتمند هستند و ما می بایست كه آنها را می شناختیم، همانگونه كه بسیار چیز های دیگر را به همچنین.

2

توانایی ویژه ی قطب به عنوان یك نویسنده از این واقعیت بر می خیزد كه وی به عنوان پسری جوان تعلیم و تربیتی اسلامی دیده است. وی در سن ده سالگی قرآن را حفظ كرده بود. با همه ی اینها وی به كالجی در قاهره رفت تا تحصیلاتی عرفی و امروزی ببیند. قطب متولد سال 1906 است. در دهه های 20 و 30 در ادبیات و سوسیالیسم دوره دید. داستان های كوتاه می نوشت. همچنین شعر می سرود و كتابی نوشت كه هنوز هم مورد توجه قرار دارد به نام « نقد ادبی: اصول و روش شناسی ». آنگونه كه حامد الگار یكی از مریدان و مترجمان آثارش معتقد است نوشته های اولیه ی قطب نشان دهنده ی نگرشی است غرب گرایانه آكنده از پرسش های فرهنگی و ادبی كه در آنها می توان آثاری از فردگرایی و اصالت وجود را مشاهده كرد. قطب در اواخر دهه ی 40 حتی به آمریكا نیز مسافرت كرد و در كالجی نام نویسی نمود و موفق به دریافت مدرك فوق لیسانس گردید. در برخی روایت ها از زندگی او این سفر به عنوان ضربه ای روحی و عاطفی توصیف شده است. شاید بیشتر به خاطر آزادی های جنسی در آمریكا كه در نهایت باعث بازگشت او به مصر در حالتی از تنفر و هراس گردید.

 با این وجود من در مورد چنین تفسیری از قطب مشكوكم. كتابی از او به نام « عدالت اجتماعی و اسلام » كه در دهه ی 40 نوشته شده است نشان می دهد كه حتی قبل از سفر وی به آمریكا بنیادگرایی اسلامی در او به خوبی شكل گرفته بود. البته این واقعیت دارد كه پس از بازگشت او به مصر مسیر فكری اش از پیش بنیادگرایانه تر شد، اما شاید بتوان گفت كه در اوایل دهه ی 50 مسیر فكری همه در مصر به سوی بنیادگرایی تغییر جهت داده بود. جمال عبدل ناصر و گروهی از افسران ملی گرا شاه پیر را در 1952 سرنگون كردند و انقلابی ملی را بر اساس افكار پان عربیسم به راه انداختند. در حالیكه پان عربیست ها مشغول ترتیب دادن انقلاب خود بودند سید قطب نیز به سهم خودش در حال سر و صورت دادن به انقلاب خودش بود، انقلابی بسیار متفاوت از آنها. اندیشه ی او اسلامی بود. او می خواست كه اسلام را جهت برافراشتن جامعه ای جدید به حركتی سیاسی تبدیل كند، جامعه ای كه بر اصول سنتی قرآن بنا شده باشد. قطب به اخوان المسلمین ملحق شد، به سردبیری نشریه ی آنها رسید و خود را بلادرنگ به عنوان نظریه پرداز اصول اسلامی در جهان عرب شناساند.

در آن روزها در مصر پان اسلامیست ها و پان عربیست ها سعی داشتند كه با یكدیگر همكاری كنند و البته برای چنین همكاری مبناهای مشتركی نیز وجود داشت. هر دو جریان رویای نجات جهان عرب را از میراث امپریالیسم اروپایی در سر داشتند. هر دو گروه در آرزوی در هم شكستن صهیونیسم و كشور تازه تاسیس شده ی یهودی می سوختند. هر دوی آنها در رویای شكل دادن قسم جدیدی از تجدد بودند كه نمی بایست همچون سنت غربی ها لیبرال و آزاد اندیش باشد معذالك لازم بود كه از جهت موضوعات اقتصادی و علمی كاملاً روزآمد باشد. و بالاخره هر دو نهضت به زنده كردن خلافت باستانی اسلام قرن هفتم تمایل داشتند، یعنی زمانی كه عرب ها در حال فتح جهان بودند، اما البته در تعبیری جدید.

از جهت این بلندپروازی ها می توان اسلام گراها و پان عربیست ها را با فاشیست های ایتالیا در زمان موسولینی مقایسه كرد، كسانی كه می خواستند امپراتوری روم را از نو زنده كنند و البته نازی ها كه مایل بودند به همین منوال روم باستانی را در برداشتی آلمانی احیا نمایند. تندروترین پان عربیست ها به صراحت نازی هارا مورد تمجید قرار می دادند و خلافت جدید و پیشنهادی خود را به عنوان پیروزی بنیادین عرب ها بر تمامی گروه های قومی دیگر توصیف می كردند. قطب و اسلام گراها به قصد تقابل با آنها خلافتی كه می بایست احیا شود را در شكل حكومتی دینی كه در آن قوانین شریعت به صورتی جدی به اجرا در می آید تصویر می نمودند. اسلام گرا ها و پان عربیست ها هم دارای نقطه نظر های مشابه بودند و هم متفاوت. (و امروز آن دو نهضت هنوز هم همان مشابهات و تفاوت ها را باقی نگه داشته اند – همانگونه كه بن لادن مظهر خشونت گرا ترین جناح اسلام گرا هاست حزب بعث صدام حسین نیز معرف خشونت گرا ترین جناح پان عربیست است).

گفته می شود كه سرهنگ ناصر در سال 1952 و در روزهای قبل از انجام ضربه ی كاری خود با سید قطب در منزلش دیدار كرده است و منظور از چنین ملاقاتی احتمالاً حمایت او از قطب بوده. بعضی از مردم انتظار داشتند كه ناصر پس از به دست گرفتن زمام امور مصر قطب را به عنوان وزیر جدید و انقلابی آموزش و پرورش منصوب كند. اما همینكه پان عربیست ها شاه پیر را سرنگون كردند اختلافات مابین دوگروه بر شباهت هایشان به آهستگی غلبه كرد و قطب هم به مقامی منصوب نشد. بر خلاف آن ناصر اخوان المسلمین را سركوب كرد و پس از آنكه شخصی قصد ترور وی را داشت او اخوان المسلمین را مقصر تشخیص داد و سركوب آنها را با شدت بیشتری ادامه داد. بعضی از سرشناس ترین چهره های روشنفكری و دینی آنها به خارج گریختند. برادر سید قطب به نام محمد قطب یكی از این افراد بود. او به عربستان گریخت و سرانجام كارش مقام برجسته ی استادی در مطالعات اسلامی در عربستان بود.

اما سید قطب در مصر باقی ماند و برای این سماجتش بهای سنگینی پرداخت. ناصر او را در 1954 به زندان افكند. سپس برای مدت كوتاهی آزاد شد و برای بار دیگر به مدت دو سال در زندان ماند. سپس ناصر برای بار دیگر او را چند ماهی آزاد گذارد تا اینكه سرانجام در 1966 وی را به دار آویخت. شرایط زیستی سید قطب طی سال اول اقامتش در زندان بسیار سخت و دشوار بود. قطب شكنجه می شد. حتی در دوره های بهتری از این ایام بر اساس آنچه بعد ها پیروانش گزارش كرده اند در بخشی از زندان به همراه 40 زندانی دیگر نگه داری می شد كه اغلب آنها را جانی ها تشكیل می دادند. در همین بخش روزانه 20 ساعت تمام نوار سخنرانی های ناصر از بلند گو ها پخش می شد. با این وجود قطب موفق شد كه از طریق قاچاق كاغذ به درون و بیرون زندان به نوشتن ادامه دهد كه البته دیگر در سبك و سیاق غربی و ادبی روزهای اولش كار نمی كرد، بلكه اكنون در نقش یك انقلابی اسلام گرای تمام عیار می نوشت. و بالاخره به هر نحوی كه بود « در سایه ی قرآن » را تمام كرد. این تحقیقی عظیم است كه یقیناً باید آنرا یكی از معدود ترین و چشمگیرترین آثاری تلقی كرد كه هرگز در زندان نوشته شده است.

خوانندگانی كه هیچگونه تعلیم و تربیت اسلامی نداشته باشند و بخواهند كه دست تنها قرآن را مطالعه كرده و درك كنند به دشواری برخورد می كنند و چه بسا آنرا خشك و بی روح بیابند. اما تفسیرهای قطب این گونه نیستند. او قطعاتی از فصل ها یا سوره هایی از آن را نقل قول می كند و بر روی آنها تعمق می نماید. او كیفیت های زبان شناسی متن را، قافیه ها و آهنگ آنها و خاصیت موسیقیایی كلمات و گاهی تصویر ها را مورد توجه قرار می دهد. او در سوره ها دستورالعمل های غذایی را مورد بحث قرار می دهد. راهنمایی هایی صحیح برای نمازخواندن، قواعد طلاق، پرسش در این باره كه وقتی مردی خواسته باشد به زن بیوه ای پیشنهاد ازدواج دهد چه باید بكند. قواعدی در مورد مرد مسلمانی كه مایل است با زن مسیحی یا یهودی ازدواج كند كه این مورد آخری البته بسیار پیچیده و بغرنج است. تعهد دینی برای احسان و صدقه، مجازات قتل و شكستن عهد، منع نوشیدن شراب و مسكرات، پوشش كامل و صحیح تن، قواعدی در باره ی رباخواری، وام دادن مال و بسیار ی موارد دیگر.

قرآن داستان های زیادی تعریف می كند و قطب بعضی از آنها را در كتابش نقل می كند و حكمت آنها و فحوایشان را متذكر می شود. لحن كلام او پیوسته ساده و معقول است. با این وجود تاثیر نوشتار او كه در سرعتی سنجیده مطرح می شود روی هم رفته جسمانی و لذت بخش است. حتی خود عنوان كتاب یعنی « در سایه ی قرآن » تصویری پرشور از صحرا به ذهن منتقل می كند، گویی قرآن درخت نخل پر از برگی است و ما فقط نیاز داریم كه صفحات آن كتاب را باز كنیم تا از گزند گرمای سوزان خورشید در امان بمانیم و خود را در سایه ی آن جانی تازه بخشیم. در همین حال كه او راه خود را از میان سوره ها به جلو باز می كند و تفسیر های خود را عرضه می دارد به آهستگی و نرمی انتقادی شدیداً دینی از زندگی مدرن، و نه فقط در مصر مطرح می سازد.

Advertisements

3 پاسخ to “سید قطب پدر خوانده ی القاعده؟”

  1. jami said

    این مطالب اگر چه بعضی حقایق را همراه دارد ولی در اصل برای بد نام کردن دانشمند بزرگ علامه سید قطب است که او را پدر خوانده القاعده معرفی کرده است وبه مرور زمان این افراط گرائی والقاعده وتروریسم لقب هر کسی که به ا سلام معتقد باشد وکلمه طیبه را بزبان بیاورد خواهد شد وبه فرموده قرآن تا در دین ایشان داخل نشوی راضی نمی شوند تا ما تمام مزایا وحقایق مسلم دین اسلام را نگذریم واز همه دست نکشیم ما را بحیث انسانها عادی نمی شناسند وبا لقب دادن تندروی امروز به عده وفردا به عده ای دیگر وچندی بعد برای هر مسلمان مگر آنانیکه به ناتوانی اسلام اعتراف کنند یا اسلام را دین منحصر بعصر پیامبر بدانند تا همه اسلام رو گردان شوند. ولی کور خوانده اند اصول ومنابع دین ما محفوظ است که قرآن وسنت پیامبر باشد وتا این دو باقی است اسلام هم باقی خواهد ماند اگر چه همه جهان کفر علیه او بپا خیزند.
    لله العزة ولرسوله وللمؤمنین.

  2. ذکی said

    ]sسلام . مطلب خوبی بود ولی یک چیز را برایت تذکرمی دهم که این ادعا دراول نوشته ات که» القاعده ازسرزمین اصلی اش افغانستان» درست نیست. چون این بارور کذب گویی اشکارست که کسی القاعده را به افغانستان نسبت بدهد وسرزمین اصلی اش را افغانستان معرفی کند . گرچند برادران پشتون که ریشه های یهودی هم دارند نسبت های با القاعده دارند چون افکارسیدقطب دراین کشورحرف تعین کننده است برای باورهای دینی برادران پشتون ما اما نمی شود سرزمین اصلی القاعده را افغانستان معرفی کنی . امیدوارم دراین خصوص تحقیق بکنی . ادعایت بزرگ است وبی جا

  3. مولوی زاده said

    پدر خواندن شیید سید قطب به عنوان پدر القاعده بدان میما ند که مخالفین اسلام دین اسلام را دینی با بنا و اعتقادات تروریستی معرفی می کنند در حالیکه چنین نیست اینکه سازمان القاعده برداشت خاصی از نوشته ها ی سید قطب دارد ضرروزیانش به همان القاعده است ولی اینکه شیهدی سید قطب روح تازه به کالبد خسته امت اسلامی دمید مطلبی است که هیچ کس را یارای انکار آن نیست .روحش شاد ویادش گرامی باد .. عتیق الله مولوی زاده

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: