ابداع جهانی نو

مه 12, 2009

مردانی که حیرت انگیز ترین اختراعات را طراحی کردند

نگاهی به کتاب « انقلابی های صنعتی » اثر گاوین وی من

جان استیل گوردون

برگردان علی محمد طباطبایی

  

فن آوری های بسیار متفاوتی در جهان ما وجود دارد. بعضی از آنها مانند کیسه های پلاستیکی زیپ دار جهت نگهداری مواد خوراکی اهمیت چندانی ندارند و هرچند که آنها مفید و به دردبخور هستند، لیکن در جهان تغییری ایجاد نمی کنند. بعضی فن آوری های دیگر فوق العاده ساده اما دارای تاثیری عمیق اند، مانند رکاب اسب که فقط هنگامی بوجود آمد که بیش از یک هزار سال از استفاده ی انسان از اسب می گذشت. دهنه ی اسب به کمک حلقه ای از جنس فلز که از تسمه ای چرمی آویزان بود باعث گردید که سواره نظام نیروی عمده در پیکارگاه های اروپایی باشد و به این ترتیب شوالیه های اسب سوار را به قدرت اصلی در جوامع اروپایی و آنهم برای صدها سال تبدیل نمود.

کتاب « انقلابی های صنعتی » اثر گاوین وی من به خاطر ما می آورد که ظاهراً ابداعاتی به اهمیت دهنه ی اسب طی اواخر قرن هژدهم و قرن بعدی اش هر ماهه معرفی می گشت و این همان دوره ای است که به عقیده ی آقای وی من « قابل توجه ترین دوره در انجام اختراعات عملی و مفید در تاریخ بشر است ».

هنگامی که توماس هابز در قرن هفدهم نوشت که اکثریت مردم دارای زندگی های « کوتاه، ناخوشایند و حیوانی » هستند او در واقع جامعه ای مبتنی بر کشاورزی را توصیف می کرد که در ذات خود از آغاز عصر کشاورزی در 10 هزارسال پیش همچنان ثابت باقی مانده بود. مالکیت بر زمین [زراعی] پایه و اساس ثروت بود. هابز دلیلی نداشت تصور کند که این وضعیت به زودی تغییر خواهد کرد. لیکن چنین شد: توسعه و پیشرفتی بسیار شتابان در فن آوری هایی که جهان را دگرگون می کردند و آنچه معمولاً ذیل عنوان « انقلاب صنعتی » گنجانده می شود در بریتانیا و طی یکصد سال جهان مدرن را بوجود آورد.

نظام کارخانه ای که ابتدا در سطح وسیعی در صنعت پارچه بافی بریتانیا گسترش یافت، هنگامی که ماشین آلات برخی وظایف انسان هار را به عهده گرفتند ـ یا باعث شدند که کارگران وظایف خود را به نحو کارآمدتری به انجام رسانند ـ به شدت بازدهی کار را افزایش داد. کارخانه ها که در ابتدا به کمک نیروی آب حرکت می کردند در درجه ی اول سروکله شان در نقاط روستایی پیدا شد که آب به وفور در انجاها وجود داشت.

موتوری که با نیروی بخار کار می کرد و ابتدا توسط توماس نیوکام به کار گرفته شد و سپس با کارایی به مراتب بیشتری از جهت سوخت توسط جیمز وات مورد استفاده قرار گرفت، در تاریخ بشر برای اولین بار بهای انرژی کاری را به شدت ارزان ساخت. همراه با موتورهای بخار، کارخانجات می توانستند در نقاطی مستقر گردند که بیشترین نیروی کاری در آنجا فراهم بود و شهرهای صنعتی در بریتانیا مانند منچستر و بیرمنگام به سرعت توسعه یافتند.

در همان اوایل قرن نوزدهم نوع جدیدی از موتور بخار که از فشار بالا استفاده می کرد نشان داد که در مقایسه با ماشین بخار وات به ازاء هر واحد وزنی قدرتمند تر است. آقای وی من در کتاب خود می نویسد که در یکی از قابل ملاحظه ترین تلاقی ها در تاریخ اختراعات و تقریباً در یک زمان دو مدل از موتورهای بخاری با فشار بالا در بریتانیا توسط ریچارد ترویتهیک ـ که مردی بزرگ با نیروی فوق العاده بود ـ و در آمریکا توسط اولیور اوانس به بهره برداری رسید. البته آقای وی من این سوء ظن را که یکی از آن دو این ایده را از دیگری دزدیده است دنبال نمی کند.

در ابتدا موتورهای بخاری جدید را در فقط کشتی ها به کار گرفتند. علت آن نیز این بود که دستگاه های مربوطه برای خط آهن هایی که توسط گاری های اسبی کشیده می شد بسیار سنگین بودند. آقای وی من می نویسد که خدمات عمومی در کشتی های بخاری بیست سال پیش از استفاده ی قطارهایی که با نیروی بخار کار می کنند به کار افتاده بود. در واقع قطارهایی که با نیروی  بخار کار می کردند ابتدا می بایست در انتظار تولید انبوه آهن کارشده برای مصارف ریل سازی باشند. هرچند در حدود سال 1830 موتورهایی که تحت فشار بالا کار می کردند را برای استفاده در خط آهن تغییر دادند و به این ترتیب اختراع سرنوشت ساز قرن نوزدهم پای به جهان گذارد.

پیش از متداول شدن خط آهن کالاهای پرحجم مانند زغال سنگ یا از طریق راه های ابی جابجا می شدند و یا در همان جایی که بودند باقی می ماندند. به این ترتیب تعداد بیشماری نظام های تولید و توزیع محلی وجود داشت که بیشتر نیازمندی های هر ناحیه را تامین می کرد. به همین دلیل حجم تولیدات پائین بود. لیکن راه آهن بازارهای ملی را میسر گردانید و در نتیجه نظام های تولید و توزیع عظیم در ابعاد وسیع باعث کاهش قیمت ها و افزایش نیازها گردید. اجناسی که پیشتر فقط ثروتمندان توان خرید آنها را داشتند ـ مانند فرش، کاغذ دیواری، ظروف چینی و کتاب ـ اکنون برای طبقه متوسط کالاهای متداولی شده بودند.

هم کوشی عصر صنعتی جدید چشمگیر بود. با رشد کارخانجات، نیاز برای نیروی کار نیز افزایش یافت. و ماشین آلات کشاورزی جدید که در کارخانجات ساخته می شدند ـ مانند ماشین برداشت محصول که توسط سیروس مک کرومیک آمریکایی اختراع شد ـ باعث آزاد شدن نیروهای کاری بیشماری از بخش کشاورزی گردید و آنها در کارخانجات مشغول بکار شدند. سقوط بهای فولاد ـ به همت هنری بسمر انگلیسی که روش ابداعی او تولید فولاد را به شدت افزایش داده بود ـ نیاز به سنگ آهن و ذغال سنگ را افزایش بسیار داد و این ها نیز به نوبه ی خود انگیزه ای برای افزایش نیاز به مسیرهای خط آهن فولادی و تجهیزات متحرک شدند.

به این ترتیب به برکت وجود انقلاب صنعتی، نظام تولید و توزیع کشوری با شتاب به مراتب بیشتری نسبت به گذشته رشد کرد و باعث ایجاد ثروت های بسیار بیشتری گردید. نظام اقتصادی پیشاصنعتی با سرعت نسبی یک درصد در سال رشد می کرد و بنابراین 72 سال طول می کشید که اندازه ی خود را دوبرابر کند. نظام اقتصاد صنعتی با سرعت نسبی چهار در صد رشد می کرد و برای دوبرابر کردن خود به 18 سال زمان نیاز داشت. بنیامین دیسراییلی به هنگامی که هنوز نویسنده ای جوان بود در سال 1827 واژه ی « میلیونر » را از خودش اختراع کرد تا بورژواهای طبقه ی در حال جوانه زدنی را توصیف کند که ثروت جدید صنعتی را بوجود می آوردند.

این رشد شتابان اقتصادی البته عمیقاً جهان را دگرگون کرد. برای مثال کسی که در 1780 دنیا می آمد در واقع به جهانی پای می گذارد که پدربزرگ، پدر پدربزرگ و حتی اجداد دورترش در آن تفاوت مهمی با دنیای دوره ی خود نمی دیدند. اما فقط یک نسل پس از آن، جهان کاملاً تغییر شکل پیدا کرد و از آن زمان تا کنون هر نسلی همین تجربه ی دگرگون شدن جهان را داشته است.

آقای وی من که یک بریتانیایی است کتابهایی در باره ی جنبه های متفاوت انقلاب صنعتی نوشته است، از قبیل ایجاد سیستم تلگراف بدون سیم مارکونی و همینطور در باره ی تجارت یخ (در میانه ی قرن نوزدهم پس از پنبه یخ بزرگترین حجم صادراتی آمریکا را تشکیل می داد). اما کتاب اخیر او « انقلابی های صنعتی » دارای دامنه ی بسیار گسترده تری است: نمایش باشکوه توسعه ی صنعتی تا جنگ جهانی اول.

او کار خود را بر مخترین، کارخانه داران و مهندسین منفرد متمرکز ساخته است که انقلاب صنعتی را میسر گردانیدند. بعضی از آنها مانند الی ویتنی [مخترع دستگاه پنبه پاک کنی] و توماس ادیسون نام هایی آشنا هستند و برخی دیگر چون ویلکینسون معروف به « عاشق آهن » و یاکوب پرکینز افرادی ناشناخته اند ـ که اختراع این دومی دستگاهی بود که برای اولین بار به روش کارخانه ای میخ می ساخت.

البته توجه بیشتر آقای وی من به نقش هم میهنان بریتانیایی اش باید برای ما موردی توجیه پذیر باشد و در هر حال مگر نه این که بریتانیا بوته ی آزمایشی برای پیشرفت های بیشمار بوده است. با این وجود توجه او به کشورهای دیگر نیز اندک نیست. او به ویژه به ژاپن و به استقبال پرشور این کشور در طی نمودن « دوره ی فشرده ی صنعتی شدن » در دهه ی 1860 می پردازد و این در حالی بود که آن کشور در شرایطی که هنوز از جهت اقتصادی و صنعتی تقریباً در شرایط قرون وسطایی به سر می برد میزبان کشتی های بخار و فن آوری غربی قرار می گرفت.

آقای وی من در کتاب خودش در خصوص داستان هایی که همچنان در باره ی بسیاری از بازیگران اصلی انقلاب صنعتی باقی مانده است اصلاحاتی انجام می دهد. برخلاف آنچه می گویند الهام بخش وات جریان بخار حاصل از کتری چای مادرش نبوده و ساموئل مورس نیز اولین فردی نبود که تلگراف را اختراع کرده است. در حقیقت پنج سال قبل از آن که مورس پیام مشهور خود را از ساختمان کاپیتول در واشنگتن به بالتیمور ارسال کند چارلز ویتستون در کمپانی خطر آهن بریتانیایی مشهور به Great Western Railway دارای خط تلگرافی در حال کار بود. آنگونه که آقای وی من نشان می دهد، در مجموع شیوه ی کاری اختراع مورس و بویژه رمزنگاری مختص او که به نحو حیرت انگیزی کارآمد بود وی را به چهره ی اصلی در تاریخ تلگراف تبدیل نمود.

روایت نویسنده که در درجه ی اول تاریخ انگلستان را درنظر می گیرد دارای بعضی مزیت هاست: خوانندگان آمریکایی در باره ی اختراعات و پیشرفت های انگلیسی ها که اغلب در گزارش های خودشان غایب مانده اند اطلاعات زیادی به دست می آورند. نکته دیگر آن که در اسکاتلند چندین دهه قبل از آن که ادوین دریک در 1858 در پنسیلوانیا برای اولین بار به حفاری نفت بپردازد صنعت نفت پیشرفته ای وجود داشته است.

شاید جدیت کمتر آقای وی من نسبت به موضوعات مربوطه در خود آمریکا اجتناب ناپذیر بوده است. از نیوجرسی به نیوبرانسویک قطار مستقیمی وجود ندارد. توماس جفرسون آنقدر ها برای معامله جهت خرید لوئیزیانا بی میل نبود. و در 1793 آلکساندر همیلتون نقشی بیش از آجودان جورج واشنگتن داشت، زیرا تصویر آجودان ها را روی پول رایج نقش نمی زنند.

مورد ی که از آن نمی بایست اجتناب می شد به گمان من از قلم انداختن بعضی از چهره های مهم و جالب توجه در کتاب « انقلابی های صنعتی » است. برای مثال از چارلز پارسونس نامی آورده نمی شود، کسی که پدرش، یک کنت ایراندی، در 1840 بزرگترین تلسکوپ را ساخت و خودش در میان اختراعات گوناگون توربین بخار را ابداع نمود که هم برای نیروی رانش کشتی ها و هم در ایجاد جریان برق شهری نقش اصلی را دارد.

نکته ی دیگری که در این کتاب آموزنده و سرگرم کننده از آن غفلت شده است ارائه ی یک نمای کلی در باره ی خود انقلاب صنعتی است. آن انقلاب در حالی که باعث شد زندگی تمامی انسان ها سرانجام بهتر شود، به هیچ وجه بدون بها هم نبود. به ویژه در روزهای نخستینش، شرایط کاری در تعداد محدود کارخانجات موجود اغلب هولناک بود و زندگی کسانی که در آنها کار می کردند به همان اندازه ی کشاورزان در زمانه ی تامس هابز ناخوشایند، حیوانی و کوتاه.

انقلاب صنعتی در حکم انقلابی بود که حاصلش بیش از تغییرات عمیق در اقتصاد جهانی بود: این انقلاب باعث دگرگونی در سیاست و جامعه گردید. جهانی که میان تعداد اندکی اشراف زاده و میلیون ها کشاورز جدایی افکنده بود به جهانی تبدیل شد که در آن حرف اول را طبقه ی متوسط می زد، در واقع جایی که ثروت به طور گسترده تقسیم و حقوق شهروندی امری همه جاگیر شده است.

http://online.wsj.com/article/SB123941039250710289.html#

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: