نقاب و چهره (6)

مارس 17, 2009

ادراك شباهت سیماشناختی در زندگی و هنر

ای.اچ. گامبریچ

بخش ششم

برگردان علی محمد طباطبایی

  

 

چه مقدار از این نقاشی های چهره نقاب ها را به نمایش میگذارند و تا چه مقدار آنها تصاویر افراد اند؟ ظاهراً به هنگام پاسخ این سوالِ بسیار مهم با دو مشكل مواجه هستیم كه یكی از آنها آشكار است و دیگری نه چندان. مشكل آشكار همان مشكلی است كه در تمامی نقاشی های چهره وجود دارد، یعنی نقاشی هائی كه تاقبل از اختراع عكاسی ایجاد شده اند ـ ما امكان نظارت عینی و منصفانه ی بسیار كمی در مورد شكل ظاهری مدل ها داریم، به استثنای قالبهای گچی كه از چهره ی افراد متوفی و یا زنده تهیه شدهاست یا طراحی انجام شده بر اساس سایه ی نیمرخ افراد، هرگز نخواهیم دانست كه اگر با مونالیزا یا شوالیه ی خندان* در شكل انسانهای واقعی و زنده مواجه میشدیم میتوانستیم آنها را [ازروی نقاشی هایشان كه دیده بودیم] بشناسیم یا نه؟ مشكل دوم از این واقعیت ناشی میشود كه ما به شخصه توسط نقاب منحرف میشویم و از این رو دشوار مییابیم كه چهره را درك كنیم. ما باید به خود فشار آوریم كه كلاه گیس را نادیده بگیریم تا بتوانیم تشخیص دهیم كه این چهره ها چقدر از یكدیگر اختلاف دارند. عـلاوه بر آن با توجه به وجود تصورات متغیر در آداب دانی و طرز راه رفتن و ایستادن، نقاب اجتماعی حالت و بیان برای ما دشوار میسازد كه شخص را به عنوان یك فرد ببینیم. تاریخ نگاران هنر اغلب در رابطه با دوره ها و سبكهای معین عقیده دارند كه در آن ایام چهره پردازی بیشتر بر تیپ ها محدود بود و نه بر شباهت فردی، اما در اینجا مسئله ی اصلی این است كه  چگونه از این اصطلاحات استفاده شود. حتی در مورد تصاویر كلیشه ای قبایل افریقائی میدانیم كه آنها مظهری از ویژگی متمایزكنندهای فردی هستند كه برای ما دست نایافتنی است، زیرا ما نه شخصیت های بازنمائی شده را می شناسیم و نه سنت های به اسلوب درآمده ی مربوط به قبیله را. اما یك چیز كاملاً قطعی است: برای ما تقریباً غیرممكن است در شرایطی كه عكس و فیلم چهره پرازی را رواج داده و به امری كاملاً عادی تبدیل كرده است یك چهره پردازی مربوط به گذشته را به آن شكلی ببینیم كه در نظر گرفته شده بود دیده شود، زیرا ما در وضعیتی نیستیم كه واقعیت كامل چهره پردازی سفارش داده شده را به نحو احسن دریابیم، یعنی تابلوئی كه برای این منظور بوجود آمده بود تا شأن و جایگاه اجتماعی و وضعیت شغلی مدل را به ثبت برساند و ویژگی هایش را برای نوادگانش جهت یادگاری و برای زمان های بعدی به عنوان اثری تاریخی بر جای گذارد. در یك چنین موقعیتی ظاهراً نقاشی چهره دارای وزن و اهمیتی دیگر بود. برداشتی كه هنرمند از ویژگی های متمایزكننده ی ظاهری مدلش داشت در زمان حیات مدل به روشی خود را به او [مدل] تحمیل مینمود و پس از مرگ او نیز همچنان اعمال نفوذ میكرد، كه ما نه میتوانیم در مورد تصاویر خودمان به آن امیدی داشته باشیم و نه نیازی به نگرانی از آن داریم، زیرا تعدد تصاویری كه از خودمان در اختیار داریم، همیشه با یك چنین پیشنهاد غصب قدرت روان شناختی مقابله به مثل میكنند.

 

 

________________________

* عنوان تابلوئی است از فرانس هالس. م.

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: