از کجا مطمئن هستیم که چیزی می دانیم؟

دسامبر 9, 2008

جورج دبلیو برترام

برگردان علی محمد طباطبایی

 

  

سال های طولانی است که پرسش هایی ذهن بشر را پیوسته به خود مشغول داشته است. گاهی حتی دانشمندان علوم طبیعی نیز پاسخ روشنی برای آنها در اختیار ندارند. از این رو ولت آن لاین از فیلسوفان سرشناس برای ارائه پاسخ های مناسب درخواست کرده است. آنها به ما می گویند که چه هنگام ابراز عشق به دیگری از روی صداقت است یا چگونه می توان ثابت نمود که ما بیداریم و همه آنچه تجربه می کنیم یک رویا نیست و این که آیا واقعاً ما وجود داریم؟     

 

پرسش: اساساً در باره ی آنچه از خود و جهان می دانیم چگونه می توانیم مطمئن باشیم که درست است؟

 

جورج دبلیو برترام: واژه ی دانش [در مفهوم کلی خود] پیوسته انسان ها را دچار سردرگمی کرده است: تصور بر این بود که دانش و آگاهی ها فقط هنگامی وجود دارند که یک استدلال نهایی نیز برای آنها وجود داشته باشد. البته هرگز چنین قسمی از اثبات نیز یافت نشده است. سردرگمی که به این ترتیب ایجاد شده است را می توانیم برای مثال در سخنان سقراط ببینیم که می گفت می داند که هیچ نمی داند. هرچند یک چنین موضع ضد و نقیض گویانه ای نیز نمی تواند ما را خرسند سازد. 

سرچشمه ی چنین درخواستی برای شناخت، ادعای اغراق آمیز برای یک استدلال نهایی و تمام و کمال است. چنانچه از آن صرف نظر کنیم با وضعیت به مراتب بهتری روبرو خواهیم بود. آنگاه ما همان مفهومی را که به طور معمول از اصطلاح « دانستن » در نظر داریم رعایت نیز کرده ایم. برای مثال می توانیم بگوئیم: « من می دانم که کیف پول تو در آشپزخانه است. » یا « من می دانم که چوب بر روی آب قرار می گیرد. »

در نگرش به چنین جمله هایی و در مقایسه با آنها پرسش مورد نظر ما را می توان با سهولت بیشتری پاسخ داد: این واقعیت که ما پیوسته اظهاراتی را بیان می کنیم که در آنها  خود مدعی داشتن شناخت هستیم، در باره آنها تردیدی به خرج نمی دهیم و به همین نحو آنها را به کار می بریم حکایت از آن دارد که ما چیزهایی می دانیم. به این ترتیب ویژگی مهمی از دانش به مورد اجرا گذاشته گشده است: چنانچه کسی در باره موضوعی ادعای شناخت داشته باشد همیشه می توان این ادعا را مورد تردید قرار داد و رد کرد. برای مثال با این ایراد که: « تو که اصلاً در آشپزخانه نبودی » [که بدانی کیف پول من کجاست] یا « آیا می دانی که چوب ها دارای چگالی متفاوتی هم هستند؟ »

 هرکسی که مدعی داشتن دانش و شناخت است باید پیوسته بتواند به این قبیل پرسش ها به نحو رضایت بخشی پاسخ دهد. به این ترتیب او نیز می تواند در باره ی صحت ایرادی که به او وارد شده تردید متقابل به خرج دهد. همین که یک ایراد احتمالی به طریقی به نحو رضایت آمیزی پاسخ داده شود، ادعای شناخت با موفقیت مورد حمایت قرار گرفته است. مطلب خود را به این ترتیب به پایان می رسانم: « از آنجا که ما به طور پیوسته ادعای داشتن شناخت را در موارد مختلف با موفقیت به کار می گیریم، می دانیم که ما چیزی می دانیم. »

یا بلکه به این نتیجه گیری من ایرادی را وارد می دانید؟ 

  

http://www.welt.de/kultur/article2645823/Woher-wissen-wir-dass-wir-etwas-wissen.html

 

 

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: