گفتگو با جهان اسلامی

نوامبر 11, 2008

مصاحبه نشریه قنطره با اودو اشتاینباخ

برگردان علی محمد طباطبایی

 

 

به عقیده کارشناس مسائل خاورمیانه اودو اشتاینباخ (Udo Steinbach) جوامع اسلامی در مناقشه میان مدرنیست ها و ایدئولوگ هایی که گذشته تاریخی خود را الگو قرار می دهند گیرافتاد است. خط مشی کشورهای غربی باید بر تشویق نخبگان این جوامع برای ایجاد مفهومی از سکولاریسم که شایسته موقعیت و شرایط اسلامی مدرن باشد قرار گیرد.     

 

قنطره: از زمان 11 سپتامبر به این سو بحث در باره « بنیادگرایی اسلامی » و اسلام افراطی بخش وسیعی از گزارشات رسانه های جهان را به خود اختصاص داده است. آیا این پدیده حقیقتاً به عنوان یک تهدید فزاینده برای تمدن غربی مطرح است یا این که در باره ی خطر آن مبالغه می شود؟

 

اشتاینباخ: در ابتدا مایلم چنین پاسخ دهم که بله یک چنین خطری واقعاً وجود دارد. بنابراین ما در باره ی یک خطر ساختگی سخن نمی گوئیم بلکه در باره یک خطر حقیقی که آن را در اروپا یعنی در 2004 در اسپانیا و در 2005 در انگلستان مشاهده کردیم و همینطور در آلمان ـ اگر چه در اینجا فعلاً وضعیت بحرانی نیست. همین را می توان در باره جهان اسلامی نیز ادعا کرد، از مراکش و الجزیره گرفته تا فلسطین، عراق تا اندونزی. ما در این کشور ها روزانه شاهد حمله هایی هستیم که با انگیزه ها و توجیهات اسلامی انجام می پذیرند. 

 

قنطره: به عقیده شما ویژگی های این مناقشه چیست؟

 

اشتاینباخ: این یک نزاع سیاسی و ایدئولوژیک است، مناقشه خشونت انگیز میان گروه هایی که هرکدام درک و برداشت متفاوتی از جامعه بشری دارند. در یک طرف ما در اروپا و در گسترده ترین برداشت الگوی دموکراتیک غربی را پرورانده و به مرحله عمل درآورده ایم. در جهان اسلامی نیز رویکردهای گوناگونی برای به اجرا درآوردن این الگو دیده می شود ـ نه برای تقلید از آن، بلکه بیشتر برای استقرار فرایندهای دموکراتیک.  

افراط گرایان خشونت طلب مخالف این شکل از جامعه ی مدرن مبتنی بر ارزش های غربی هستند وخواهان بازگشت به یک « نظام اسلامی » می باشند. به عقیده آنها قوانین اسلامی باید به طور صد در صد دوباره برقرار شود و تنها جامعه مشروع و واقعی برای آنها یک جامعه « اسلامی » است.  

 

قنطره: بعضی منتقدین بر این عقیده اند که حکومت های غربی و به ویژه دولت ایالت متحده آمریکا برای مبارزه با این اسلام گرایی و جایگاهی که در برابر یک نظام مبتنی بر قانون اساسی مدرن دارد کار مهمی انجام نمی دهند. دیگران حتی تا آنجا پیش می روند که ادعا کنند این شیوه، خصومت با غرب را در جهان اسلام تقویت می کند. موضع شما در این باره چیست؟

 

اشتاینباخ: در این مورد نیز به عقیده من باید تفاوت قائل شویم. این درست نیست که تقصیر بوجود آمدن این دشمنان آزادی را فقط و فقط به گردن سیاست های غرب بیندازیم. اشتباهاتی که توسط کشورهای غربی انجام شده اند به تنهایی علتی برای ایجاد آنها نیستند. در واقع اسلام افراطی دردرجه اول بر ضد کمبودهایی در نظام خودشان در کشورهای عربی و تمامی جهان اسلامی  برافراشته گردید. البته از طرف دیگر نیز خط مشی های غرب پیوسته به منزله آبی به آسیاب کسانی بوده است که در برابر غرب می جنگند.

 

قنطره: می توانید در این خصوص توضیح بیشتری بدهید؟

 

 

اشتاینباخ: ما هر روزه شاهد آن هستیم: به عقیده من ما می توانیم تقریباً در عمل به طور آماری محاسبه کنیم که چگونه تهاجم آمریکا به عراق در 2002 وضعیت را در تمامی منطقه از مراکش گرفته تا اندونزی وخیم تر کرده است ـ افزایش خشونتی که ما پیشتر مشابه آن را ندیده بودیم. و سیاست غرب در مورد فلسطین برای خودش یک منبع روزانه ی دیگر برای مشروعیت بخشیدن به نیروهای افراطی است.

در حال حاضر ما در حال تجربه فزاینده لفاظی های پرخاشگرانه بر ضد ایران به دلیل برنامه ی هسته ای این کشور هستیم. و به نظر من اشتباه ما و یا دقیق تر گفته شود اشتباه سیاست های غرب این است که ما در جستجوی یک توازن سیاسی با نیروهایی موجود در تمامی جهان اسلامی که به سهم خودشان درست مانند خود ما در غرب تحت تاثیر تهاجم این نیروهای اسلامی قرار گرفته اند نیستیم. 

تنها روشی که ما برای مبارزه با آنها انتخاب کرده ایم سیاست هایی برای تضمین امنیت و رویارویی نظامی است. آنچه برایش تلاشی کافی به خرج نداده ایم اول از همه یافتن راه حل سیاسی برای این مناقشه است و دوم یافتن متحدینی از میان نیروهای موجود در جهان اسلامی است ـ که اکثریت مردم را تشکیل می دهند ـ که درست مثل خود ما تحت تاثیر منفی این برخورد تمدن ها قرار گرفته اند.

 

قنطره: به عقیده شما حوزه عمومی در کشورهای اسلامی چه موضعی باید در خصوص دین اتخاذ کند تا هم هویت جامعه مدنی حفظ گردد و هم موجبی برای پذیرش ارزش های اندیشه روشنگری اروپایی در زندگی روزمره مردم شود؟

 

اشتاینباخ: قبل از هر چیز باید به این نکته توجه داشته باشیم که دین در تمامی جهان اسلامی نقش بسیار مهمی دارد. هر تلاشی برای خارج کردن اسلام از حوزه عمومی محکوم به شکست است.

با این وجود من براین باورم که حتی جهان اسلامی نیز محتاج یک مباحثه ـ البته با ملاک های اسلامی ـ در این باره است که دین در زندگی همگانی، در جامعه و در سیاست چه نقش ویژه ای می توان داشته باشد یا به سخن دیگر باید مباحثه ای در باره سکولاریسم به جریان افتد.

 در میان بیشتر روشنفکران، فضلا و حقوقدان های مسلمان واژه ی « سکولاریسم » هنوز هم جزو محرماتی است که باید از آن پرهیز شود. سکولاریسم در اذهان عمومی معادل با بی دینی است که البته صحت ندارد. مسئله اصلی این نیست که باید دین را از تمامی حوزه عمومی بیرون انداخت ـ آنچه در غرب تقریباً با موفقیت به انجام رسیده است ـ بلکه یافتن پیوندی است میان دین و جامعه که تکثرگرایی را که در این کشورها تا اندازه ای ایجاد شده است مورد سرکوب قرار ندهد. سکولاریسم باید به شکلی علنی مورد بحث قرار گیرد که البته در حال حاضر اندیشمندان مسلمان بسیاری وجود دارد که مخالف یک چنین گفتگوی آشکار هستند.

مسئله دیگر این که یقیناً باید بحث پیرامون نوسازی اسلام نیز به جریان افتد ـ که البته مباحثه ای ریشه ای است. این بحث با درجات متفاوتی از شدت به انجام می رسد. کشورهایی وجود دارد که در آنها مناظره در باره سازگاری اسلام با ساختار اجتماعی مدرن بسیار پیشرفت کرده است: برای مثال ترکیه که در آن پیشرفت قابل ملاحظه ای طی چند دهه ی گذشته به انجام رسیده است. و عجیب است که این ادعا در مورد ایران نیز صادق است، جایی که در آن فیلسوفان و حقوقدان ها در این باره به گفتگو می پردازند که چگونه باید دین را با کثرت گرایی مرتبط ساخت. در منطقه کشورهای اعرابی این وضعیت بسیار متفاوت است.

بنابراین باید این پرسش را مطرح سازیم: چگونه باید دین را نوسازی کنیم تا با کثرت گرایی واقعی و موجود در جوامع اسلامی سازگار گردد. و این مباحثه نه فقط به انجام نمی رسد که در واقع کسانی که در این کشورها در راس قدرت قرار دارند، یعنی خود رهبران آنها هیچ علاقه ای به این قبیل گفتگوها ندارند زیرا ممکن است به این ترتیب با خطر از دست دادن قدرت روبرو شوند.    

 

قنطره: از دست غرب چه بر می آید تا این مناقشه ی داخلی در کشورهای اسلامی را به سود نیروهای طرفدار نوگرایی تحت تاثیر قراردهد؟

 

اشتاینباخ: غرب نباید فعالیت خود را به مبارزه با اسلام گرایان خشونت طلب محدود کند، بلکه باید سرآمدان اسلامی را تشویق کند تا به یک سکولاریسم قابل پذیرش در زمینه و شرایط اسلامی نائل شوند. در عین حال ما باید به یک تفسیر جدید از اسلام برسیم که ویژگی های مناسبی برای کثرت گرایی و نوسازی جامعه را فراهم آورد.  

 

http://de.qantara.de/webcom/show_article.php/_c-468/_nr-1038/i.html

http://en.qantara.de/webcom/show_article.php/_c-476/_nr-1048/i.html

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: