منظره پردازی رمانتیك و طبیعت (بخش چهارم)

نوامبر 1, 2008

 

 تصویر 58: ویلیام ترنر، کشتی شکسته. 1805. رنگ روغن روی بوم. 5/170 در 241 سانتیمتر. لندن، گالری تیت.

 

     وجه ویرانگر اتفاقاً مضمون مورد علاقه ی شعرا و نقاشان رمانتیك بود كه خوف و هیبتی دلپذیر از بلند مرتبگی را در خشم و جنون اصلی طبیعتی جستجو می كردند كه خود را در برابر تلاش های ناتوان انسانیت از زنجیر رها می ساخت. جدا از طوفان ها و كشتی های غرق شده، خیال پردازی رمانتیك از طریق سفرهای تحقیقاتی در قرن نوزدهم به نقاط دور و نامساعد قطبی تحریك می گردید. كولریچ در منظومه ی معروف خود ماجرای پر درد و رنج دریانوردی پیر را به قطب جنوب مضمون اصلی قرار داده بود.

     كشتی های درهم كوفته و در حال غرق شدن و بلایای دیگر طبیعی بخش اصلی مجموعه آثار ژوزف مالورد ویلیام ترنر ( 1851ـ 1775 ) را تشكیل می دهند. در حالیكه كونستابل به ندرت از مناطق بومی كشورش خارج گشته بود و تقریباً مسافرتی به نقاط دیدنی و تاریخی نداشت، اما ترنر به ایتالیا و منطقه ی آلپ مسافرت نمود. كونستابل با سرسختی تمام به مضمون هایی از زندگی واقعی ادامه می داد، ولی خیال پردازی ترنر همه جای ادبیات و تاریخ را زیر پا می گذاشت. بنابراین نباید عجیب بوده باشد كه منتقدین هنری كه طبیعت گرایی كونستابل را می پسندیدند، فقدان آنرا نزد ترنر نمی توانستند تحمل كنند و این در همان حالی بود که دیگرانی که نقاشی های كونستابل را كسل كننده و تكراری می دیدند، غلیان احساسات تند ترنر را بسیار ارج می نهادند. شخصیت اصـلی مدافـع تـرنـر یعنی جـان راسـكین حـال و هـوای تابلو های كونستابل را با نظری تحقیرآمیز به عنوان « هوای ابری و حزن آلود معمولی » معرفی می كرد و سیر جورج بیمونت كه از جمله شیفتگان كونستابل بود با لحن توهین آمیزی یكی از آثار ترنر را نه چیزی بیشتر از « بی روحی به سبزی نخود » دانست.

     ترنر بسیار سریع تر از كونستابل به معروفیت دست یافت. او كار خود را در سنت مرسوم و پذیرفته شده ی مناظر آرمانی و نقاشی تاریخی آغاز نمود. او از كلود لوریان یا نقاشان هلندی به سهولت تقلید می كرد و در سال 1802 به عنوان عضو اصلی آكادمی سلطنتی پذیرفته شد، آنهم در حالیكه كونستابل حتی از دوره ی دانشجویی آغاز به نمایش كارهایش نموده بود. تابلوی « كشتی شكسته » (تصویر 58) اثر ترنر نشان می دهد كه چرا او به آن سرعت و سهولت به محبوبیت نائل گشت. مضمون این نقاشی ترنر به مناظر دریایی هلند از دوره ی باروك بسیار نزدیك است، اما او فقط به تقلید از مدل اصلی كفایت نكرده، بلكه امواج دریای خشن را در اطراف ملوانان به شكلی مارپیچ روی هم انباشته است، بطوریكه توانسته تا صحنه ای هیجانی و درام از نیروهای طبیعت بیافریند و بدین ترتیب بر هلندی ها در موضوع اصلی خودشان در نقاشی برتری فاحشی یابد.

     رمانتیك بودن این معنی را نیز می داد كه باید به هر بهایی هم كه لازم بود به دنبال هدف و مقصود شخصی رفت. یك نابغه ی رمانتیك كافی نبود كه به آرزوهای مخاطبینش بپردازد. در حالیكه ترنر به دنبال اهداف شخصی می رفت، خود را از حمایت و كمك همگانی محروم ساخت. او علاقه ی زیادی داشت تا نور و فضا را آنگونه كه خودش می دید با مصالح نقاشی به یک تابلو تبدیل کند و نه آنگونه كه انجام آنها را از هـنر كلـود لـوریان آموخته بود. هنگامی كه از وضوح و روشنی در پرسپكتیو و طراحی و به این ترتیب از تنها روش نقاشی که آكادمی آن را تنها شیوه درست و قابل قبول می دانست دور گشت، بدگویی هایی را به ضرر خود باعث گردید.

 

تصویر 59: ویلیم ترنر، کولاک برف . . . . 1842. رنگ روغن روی بوم. 5/91  در 122 سانتیمتر. لندن. گالری تیت.

         نقاشی های ترنر به سبب كمبود طبیعت گرایی و علم مورد تمسخر واقع می شدند و با این وجود آثار او در واقع معرفت علمی را آشكار می ساختند. در تلاش خود برای ترسیم هوا و نور از آزمایشات با منشور و با اسباب بازی محبوب و جدیدی موسوم به Kaleidoskop  كه در سال 1814 اختراع شده بود برخوردار گشت. او شدیداً شیفته و مجذوب فن نوپای عكاسی شده بود كه بین 1830 و 1840 تازه در ابتدای راه خود بود. ترنر با كارگاه یک عكاس به نام مایال رفت و آمد داشت. این عكاس تصاویری از آبشار نیاگارا در اختیار داشت كه در آنها می شد نوری كه از میان كف ها و حباب های قطرات ریز آب عبور می كرد و شكسته شده بود را دید. آزمایشات نور و رنگ كه ترنر انجام می داد او را بطور فزاینده ای بدان سو سوق دادند كه شكل های موجود در تابلو هایش را در مه و غبار ریز آب حل كند، كاری كه بازدیدكنندگان آثارش را دچار حیرت و سرگردانی می كرد. كونستابل در باره ی او گفته بود « ترنر كاملاً دیوانه است، اما دیوانه ای با استعداد. »     

     با وسوسه ای كه ترنر نسبت به نور ورنگ در سر داشت در واقع به امپرسونیست های فرانسوی پیشدستی كرده بود. اما به هر حال او یك رمانتیك بود كه در طوفان هایی شركت می جست كه بر پرده ی بومش نقش میزد. مشاهدات او از پدیده های طبیعت كاملاً غیر عینی بودند. یكی از این طوفان های او نامی طولانی و غیر معمول داشت: « كولاك برف، كشتی بخار در برابر دهانه ی بندر، در آبی كم عمق، در حال دادن علامت و اندازه گیری عمق، نقاش خود شـخصاً این كولاك را در آن شـب در كشـتی آریل هارویچ تجربه كرده است (تصویر 59). » نه تنها ترنر در آن كشتی بود كه حتی به ملوانان دستور داده بود او را برای مشاهده ی بهتر نیرو های عنان كسیخته ی طبیعت به دكل با طناب ببندند. اما اگر ترنر تصور می كرد با چنان عنوان توصیفی برای آن تابلو می تواند منتقدین را در مورد واقع گرایی اش قانع كند سخت در اشتباه بود. سخنان خشمگین یكی از منتقدین برای نشریه ی آتنائوم از فقدان همكاری و آمادگی بازدید كنندگان خبر میداد كه حاضر نبودند چیزی را به عنوان واقعی بپذیرند كه در پرسپكتیو و حال و هوای فضای رنسانس بیان نگردیده بود:

     آقای محترم در فرصت های قبلی با خامه یا شوكولاد، زرده ی تخم مرغ یا ژل مایع نقاشی می كرد. در اینجا او تمامی آنچه را که در آشپزخانه موجود بوده است مورد استفاده قرار داده. جایی كه كشتی بخار توقف كرده، آنجا كه بندر آغاز می شود یا خاتمه می یابد، اینكه علامات ارسالی كشتی كدام ها هستند و نقاش كجای آریل قرار داشته ( یعنی همه ی نكته هایی که در كاتالوگ نمایشگاه موجود است) از توان درك ما فراتر می رود.

                                                         آتنائوم، 14 مای 1842  

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: