مشروعیت و انتخابات

اوت 23, 2008

(لرد) رالف داهرندورف

برگردان علی محمد طباطبایی

 

اكنون اوكراین نیز دارای یك دولت مشروع است. اما آیا واقعاً چنین است؟ ویكتور یوشنكو با 52 در صد آرای مردمی انتخاب گردید و به رقیب او 44 درصد از آرا اختصاص یافت. ناظرین مورد تایید قرار داده اند كه در این انتخابات نقض قواعد انتخاباتی بسیار اندك بوده است. با این حال پرسش هایی باقی می ماند. نامزد شكست خورده، یعنی ویكتور یانوكوویچ نتایج را به زیر سوال برده است و كشور به شدت دچار تفرقه است. آیا كارگران معدن در دون اتسك انقلاب بعدی را به جریان خواهند انداخت، این بار با تظاهراتی به رنگ سرخ در برابر رنگ نارنجی كه طرفداران یوشنكو بر علیه انتخابات قبلی كه نتایجش آشكارا نادرست بود به راه انداخته بودند؟ آیا شرق اوكراین یك جنبش جدایی طلبانه را تجربه خواهد كرد؟

مشروعیت ویژگی بسیار حساس و با این حال مهم از سیاست های پایدار دموكراتیك است و البته خصلتی پیچیده از آن. آیا جورج دبلیو بوش در دوره ی اول ریاست جمهوری اش رئیس جمهور منتخب و مشروع ایالات متحده ی آمریكا بود، در حالی كه تازه پس از آن كه دیوان عالی آمریكا دستور به خاتمه ی شمارش مجدد فلوریدا را صادر كرد و وی فقط اقلیتی از رای های سراسر آمریكا را كسب كرده بود توانست به دفتر كارش راه یابد؟آیا روسای بعضی از جمهوری های سابق شوروی كه به نظر می رسید 90 درصد رای های مردمی را در اختیار دارند به طور مشروع انتخاب می شدند؟ آیا انتخابات برنامه ریزی شده ی عراق چه توسط خود عراقی ها در داخل و چه خارجی ها می تواند مشروع تلقی شود؟

به خاطر آوردن آن كه انتخابات به تنهایی مشروعیت را تضمین نمی كند. بسیار اهمیت دارد، حتا چنانچه آن انتخاباتی در ظاهر آزاد و عادلانه باشد. آمریكایی ها نمی توانند این نكته را به درستی درك كنند و البته دیگرانی كه در دموكراسی های خوش اقبال جهان آنگلوساكوسن ساكن اند. برای آنها مشروعیت صرفاً به آن معنا است كه رای دادن و شمارش آرا مطابق با قوانین غیر قابل مناقشه انجام شده باشد. به عقیده ی آنها آنچه قانونی است البته مشروع نیز می باشد.  

هرچند كه برای بسیاری دیگر از انسان ها در جهان حد اقل دو پرسش (نسبت به انتخابات) باقی می ماند. اول، شركت در انتخابات موضوعی بسیار سرنوشت ساز است: چه كسانی رای داده و كدام ها از شركت در انتخابات پرهیز كرده اند. پرسش دوم این است كه آیا هرگونه مخالفت برنامه ریزی شده و به طور بالقوه خشونت آمیز نسبت به نتیجه ی نهایی انتخابات وجود دارد یا خیر.

نكته ی اصلی در باره ی دوره اول ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش آن بود كه علی رغم شكایت ها و مخالفت های علنی و متوالی، در هر حال نتیجه ی انتخابات سال 2000 به طور گسترده پذیرفته شد. یا پیروزی كوبنده ی تونی بلر در 2001 را در نظر گیریم، هنگامی كه حزب كار 40 درصد از رای های 60 درصد مجموع دارندگان حق رای را به خود اختصاص دارد. در واقع 25 درصد از كل دارندگان حق رای تقریباً دو سوم كرسی های مجلس عوام را به او تقدیم كردند. آیا كسی در باره ی مشروعیت نتایج آن انتخابات تردیدی به خود راه داد؟ خیر، نه در خود بریتانیا و نه در میان شركای نزدیك آن كشور.

اما كشورهای زیادی وجود ندارند كه چنین حالت هایی بتواند در آنها معتبر باشد. بیشتر كشورهای دیگر ـ حداقل ـ نیازمند یك دولت ائتلافی هستند تا تنوع دیدگاه های موجود را منعكس نمایند. مشروعیت در انتخابات به ویژه در كشورهایی مسئله ساز است كه دارای آن چیزی هستند كه شاید بتوان آن را « اقلیت های بومی » نامید.

برای مثال، نادیده گرفتن علائق كبكی ها در كانادا، و منافع بسیار متفاوت شرق و غرب كشور در اوكراین چنانچه قرار است كه مشروعیت تثبیت شود بسیار مخاطره آمیز خواهد بود. در عراق یك اكثریت صوری در انتخاباتی تماماً قانونی، همانقدر بی معنا است كه چنانچه مواضع مسلمان های سنی و كردها مورد توجه و تایید قرار نگیرد. قدرت های اشغالگر از این رو حق دارند كه در باره ی انتخاباتی كه در آن خودداری وسیعی از سنی ها به اكثریت بزرگی از شیعیان منجر می گردد نگران باشند.

به این ترتیب مشاهده می شود كه مشروعیت همواره چیزی بیشتر از قانونی بودن است و بر آنچه مردم ذینفع به عنوان واقعی می پندارند تكیه می كند. حد اقل آن كه نباید مقاومت خشونت آمیزی، مانند وجود تهدید جدی در تجزیه ی كشور وجود داشته باشد.

در كشورهای غربی به ویژه در ایالات متحده آمریكا مردم دارای این گرایش هستند كه وقتی موضوع بر سر آوردن دموكراسی برای دیگران است در پیش فرض های خود بسیار خوش بین باشند. ما معمولاً یك جامعه ی رای دهنده ی متجانسی را فرض می گیریم كه در آن حتا شركت بسیار پائین مردم در انتخابات كمترین وضعیت نامطلوبی برای اقلیت ها یا گروه های قومی در بر نخواهد داشت. پیش فرض دیگر ما این است كه قوانین و قواعد اجتماعی به طور خودبخودی پذیرفته می شوند، حال آن كه برای تثبیت آنها حتا در جایی چون ایالات متحده به سپری شدن مدت طولانی زمان نیاز بوده است.

بدون مشروعیت نمی توان در هیچ نظام سیاسی نشانی از ثبات یافت و بدون انتخابات ـ یعنی بیان آشكار رضایت مردمی به دارندگان قدرت ـ مشروعیتی هم وجود ندارد. اما، در حالی كه انتخابات آزاد شرط ضروری مشروعیت است، لیكن به تنهایی برای ضمانت آن كفایت نمی كند. تمهیدات مبتنی بر قانون اساسی باید برای تمامی گروه های جاافتاده جایگاهی را در نهادهای سیاسی كشور ضمانت كنند. تثبیت حكومت قانون نیز به همان اندازه اهمیت دارد، یعنی آنچه لازم است كه توسط یك نظام قضایی مستقل و معتبر به اجرا در آید.

ما باید این واقعیت را هنگامی كه اهداف فرار و به دشواری قابل حصول دموكراسی در عراق را مورد تعقیب قرار می دهیم به خاطر آوریم، به طوری كه اگر نتایج انتخابات عراق نتواند یك دولت مشورع را ضمانت كند شگفت زده نشویم. 

 

تاریخ انتشار اولیه یکشنبه 2 اسفند 1383

(لرد) رالف داهرن دورف نویسنده ی كتاب های مورد تحسین قرار گرفته ی بسیاری است. وی نمانیده ی پیشین اتحادیه ی اروپا از آلمان بود و عضو پیشین مجلس عوام انگلستان، رئیس قبلی مدرسه ی اقتصادی لندن و مسئول پیشین كالج سنت آنتونی در آكسفورد.

 

Legimitaet und Wahlen von Ralf Dahrendore.

Project Syndicate Januar 2005. 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: