پس از جذب

ژوئیه 9, 2008

رالف داهرن دورف

برگردان علی محمد طباطبایی

 

داستان مهاجرت انسان ها به همان قدمت خود تاریخ است. حتی می توان گفت كه مهاجرت به مكان هایی بسیار دور دست و فرهنگ های كنارافتاده چیز های جدیدی نیستند. در قرن نوزدهم میلیون ها اروپایی در جستجوی آزادی و خوشبختی راهی قاره ی آمریكا شدند، به ویژه به ایالات متحده ی آمریكا. آنچه امروز در واقع جدید است، میزان مهاجرت است كه اغلب برفراز خطوط مرزی فرهنگی به وقوع می پیوندد ـ و غالباً بدون یك هدف معین.

كسانی كه از قاره ی آفریقا و توسط قایق بر فراز دریای مدیترانه با نیت مهاحرت به سوی اروپا می آیند حتا اغلب نمی دانند كه خواهان سكنی گزیدن در ایتالیا، آلمان، اسپانیا یا برینانیا هستند. حتا كسانی كه در این مورد یقین دارند و می دانند كه به كدام كشور می روند، مانند اهالی آفریقای جنوبی كه بیشتر علاقمند رفتن به اسپانیا و فرانسه هستند، یا ترك هایی كه معمولاً آلمان را انتخاب می كنند، بازهم الویت را به گریختن از یاس و ناامیدی موجود در كشورهای خود می دهند و نه به وارد شدن به یك مقصد معین. 

این شكل جدید از مهاجرت برای كشورهایی كه مقصد نهایی مهاجرین هستند باعث ایجاد معضلات بسیار زیادی می گردد. در اروپا احتمالاً اكنون این جدیدترین و مطرح ترین بحث اجتماعی است، زیرا هیچكس تصور روشنی در این خصوص ندارد كه چگونه می توان این برخورد فرهنگی ایجاد شده را مهار كرد.

زمانی آمریكای شمالی، به ویژه ایالات متحده به نظر می رسید كه پاسخ این مشكل را یافته است. این پاسخ همان داستان معروف « آش در هم جوش » بود: مردمی با فرهنگ های مختلف هركدام سهم خود را نسبت به فرهنگ آمریكایی به جا می آوردند، اما مهمتر از هر چیز دیگر، آنها تلاش های بسیاری به خرج می دادند تا آنچه را كه به دست می آورند و در هم می آمیزند مورد پذیرش عموم قرار دهند. زنان روسی كه در اوایل قرن بیستم به آمریكا می آمدند در پاسخ نوه های خود كه می پرسیدند آیا اجداد مادربزرگشان همراه با كشیشان زائر در كشتی می فلاور (1) به آمریكا آمده است پاسخ منفی می دادند. پاسخ آنها این بود كه « كشتی ما نام دیگری داشت، اما اكنون ما همگی آمریكایی هستیم ». 

لیكن در این اواخر تغییراتی در این موضوع به وقوع پیوسته است، یعنی آن چه باعث ایجاد دعوای حقوقی شد كه توسط آرتور شلینگر تاریخ نگار مشهور و مشاور پیشین رئیس جمهور فقید آمریكا جان اف كندی در كتابش « آمریكای دچار تفرقه شده » توصیف شده است. مطابق با نظریه ی وی دیگر مدت ها است كه تمامی شهروندان ایالات متحده آمریكا، آمریكایی به معنای دقیق كلمه نیستند. آنها را می توان با اصطلاح هایی توصیف كرد كه در كنار نام آمریكا نام یك ملیت دیگر نیز می نشیند: ایتالیایی ـ آمریكایی، هیسپانیك ـ آمریكایی و امثالهم. تركیبات آش در هم جوش در حال جدا شدن از یكدیگر است. 

حتی در اسرائیل، آخرین كشور واقعی مهاجر نشین ـ حد اقل برای یهودی ها ـ جذب شدن در جامعه دیگر به این سادگی ها هم نیست. تازه وارد هایی كه از روسیه می آیند دارای حزب سیاسی مخصوص به خود هستند، و اروپایی های قدیمی تر دیگر به یك اقلیت كاملاً آشكار تبدیل شده اند. آمریكا و اسرائیل هنوز هم به سازوكارهایی برای ادغام مهاجرین جدید ادامه می دهند. هرچند كه زبان یك عامل اساسی و مهم در همبستگی ملی است، اما در اسرائیل نقش آن را ارتش به عهده گرفته، و در آمریكا ارزش هایی كه به قانون اساسی تجسم بخشیده اند هنوز هم معرف یك ایمان مشترك و سكولار هستند.

لیكن این سازوكارها در همه جا در حال ضعیف تر شدن است، و در كشورهای اروپایی تقریباً دیگر نمی توان آنها را یافت. ویژگی جوامع مدرن امروزی معضلات حاد « احساس تعلق كردن » است. این جوامع دیگر نمی توانند آن پیوندهای ناخودآگاه ضمنی را كه مردم در جوامع گذشته احساس می كردند در اختیارشان گذارند. در نتیجه مردم به هویت های دیگر قومی كه به مراتب ابتدایی تر هستند چنگ می اندازند. آنها در برابر جذب شدن در جامعه ی جدید مقاومت می كنند و از این كه شاید با جذب شدن در جامعه ی جدید هویتشان ربوده شود آنهم بدون آن كه هویت جدیدی كسب كرده باشند در هراس اند.

پس با این حساب بدیل مناسب برای جذب چیست؟ « كاسه ی سالاد » به اصطلاح تعدد فرهنگ ها (مالتی كالچرالیسم ) یك جایگزین حقیقی نیست، زیرا آن چسب لازمی كه جوامع را به یكدیگر پیوند می زند نمی تواند عرضه كند. تمامی تركیبات آن از همان ابتدا جدا از یكدیگر باقی می مانند. 

تنها جایگزین ممكن و شدنی كه برای آن نمونه هایی هم وجود دارد احتمالاً بدیل لندن یا نیویورك است. مشخصه ی اصلی این جایگزین هم زیستی درون یك حوزه ی عمومی است كه برای هركس در آن نقش و سهمی در نظر گرفته می شود و همچنین درجه ی قابل ملاحظه ای از جدایی فرهنگی درون حوزه ی « خصوصی » است، به ویژه در نواحی مسكونی. فضای عمومی از نظر آنچه به تجربیات و سوابق مردم باز می گردد چند فرهنگی است، اما توسط ارزش هایی كه مورد توافق همگان قرار گرفته كنترل و نظارت می شود، حتی توسط یك زبان مشترك، آن هم در حالی كه زندگی خصوصی انسان ها ـ در عبارتی نه چندان برازنده ـ در مكان های ویژه (گتو) جای داده می شود.    

به لحاظ نظری، این یك راه حل آشكارا درجه ی دوم برای پیامدهای فرهنگی حاصل از مهاجرت است، لیكن در عمل بهترین پاسخی است كه می توان یافت. اما بالاخره هرچیزی هم برای خود بهایی دارد كه باید پرداخت شود. حتا كمترین لازمه ی یك زبان مشترك تلاشی دانسته و از روی عمد است، حالا بعضی قواعد بخصوص رفتار اجتماعی به كنار. 

من به عنوان شخصی مقیم لندن، از راه و روشی كه ما لندنی ها با فروشگاه های خانوادگی هندی و با شیوه های حمل و نقل عمومی كنار می آئیم كه توسط مردمی با منشاء هند غربی اداره می شوند بسیار متحیر هستم، در حالی كه به ندرت در باره ی مناطقی از شهر كه در آنها مردمی از بنگالدش یا چین سكونت دارند پرسشی مطرح می شود. هنوز هم هیچكس نامی برای این نسخه ی جدید مشرب « جدا اما همانند » پیدا نكرده است كه بعضی از ما در دهه ی 1960 با سرسختی تمام با آن می جنگیدیم: زندگی های خصوصی و مجزا در فضای عمومی و مشترك كه هركس در آن از حق و حقوق برابر برخوردار است. 

چنین چیزی در لندن یا نیویورك با سهولت بسیار بیشتری قابل اجرا است تا در شهرهای كوچك یا حتا پایتخت های كشورهایی كه در آنها زبان بین المللی انگلیسی به كار نمی رود. جامعه ی متشكل از مردم ترك زبان در برلین و جامعه هایی از اهالی آفریفای شمالی در اطراف شهر پاریس به نظر می رسد كه به نحو فزاینده ای در حال مجزا شدن از محیط پیرامون خود هستند، و آنچه برای آنها در درجه ی اول اهمیت قرار دارد گستره ی عمومی خودی و اغلب زبان مادری است. هرجا كه چنین چیزی روی دهد، احتمال وقوع یك وضعیت انفجاری بسیار زیاد است، یعنی قسمی جدایی طلبی درونی ـ آن نوع از جدایی طلبی كه میان گروه هایی كه به لحاظ تاریخی از یكدیگر جدا شده اند روی نمی دهد، بلكه میان تازه وارد ها و در برابر افراد بومی همان محل به جریان می افتد.

چنانچه مجبور شویم كه امید برای جذب جامعه شدن را كنار گذاریم، تلاش های ما باید بر ایجاد فضاهای عمومی كه در آن همه شركت كننده هستند و از این رو از آن متمع می شوند متمركز گردد. در یك وضعیت مطلوب و آرمانی چنین چیزی باید همان فضای عمومی و در حال توسعه باشد، چرا كه بالاخره عنصر اتحاد در یك جامعه ی مدرن تضمین آزادی برای شهروندان خود است.

 

 

رالف داهرن دورف نویسنده ی كتاب های مورد تحسین قرار گرفته ی بسیاری است و تماینده ی پیشین اروپا از كشور آلمان و همچنین عضوی از مجلس عوام انگلیس و مدیر پیشین مدرسه ی اقتصادی لندن و رئیس قبلی در كالج سنت آنتونی در آكسفورد می باشد. 

 

 

After Assimilation by Ralf Dahrendorf

Project Syndicate September 2004.

 

2: نام كشتی مهاجران پیوریتان كه در سال 1620 با آن وارد آمریكا شدند. مترجم.

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: