آلمان ساعت صفر

ژوئن 29, 2008

رالف داهرن دورف

برگردان علی محمد طباطبایی

 

 

هشتم ماه می همیشه برای من خاطره های 1945 را فرا می خواند، زیرا خاتمه ی جنگ دراروپا به واقع یك ساعت صفر بود.

هنگامی كه سروكله ی اولین سربازان شوروی از انتهای خیابان كوچك ما در حومه ی غربی برلین پیدا شد، دیگر می دانستیم كه كشتار بزرگ به انتهای خود  رسیده است. پدر من كه در نهضت مقاومت بود بالاخره از زندان براندنبورگ بازگشت و من دیگر نیازی نبود كه خود را مخفی كنم، یعنی عملی كه پس از آزادی ام از اردوگاه گشتاپو در آغاز ماه فوریه به بعد انجام داده بودم. یك جوری بالاخره زندگی جدیدی آغاز می گشت.

هرچند كه در ابتدا نوبت آشوب و بی نظمی بود. نازی ها رفته بودند، اما نیروهای اشغالگر هنوز هیچ نوع از حكومتی را جایگزین نكرده بودند. ما همگی مغازه های محلی را غارت می كردیم. من هنوز هم جلدهای كم حجم اشعار رومانتیكی را دارم كه آنها را من شانزده ساله شخصاً از یك كتابفروشی برداشته بود. نفرات نیروهای اشغالگر نیز دست به غارت و وحشیگری می زدند. پیدا كردن غذا كار بسیار دشواری بود. پدر من از زندان بیرون آورده شده و مستقیم به مركز برلین منتقل گردید، جایی كه او می بایست دفتر تامین انرژی برق شهر را برپا كند. این وظیفه ای بود كه می بایست به معنای واقعی كلمه از هیچ انجام شود. برای مدتی نه از برق خبری بود، نه از وسائط نقلیه و نه شكلی از زندگی سازمان یافته. 

آیا این شكست بود یا آزادی؟ پاسخ این پرسش برای آلمانی ها ساده نبود، هرچند كه خانواده ما به وضوح و از هر جهت كه بگوئیم آزاد شده بود. در آن زمان پرسش این گونه بود: آزادی برای چه كاری؟ از این به بعد نكلیف ما چه خواهد بود؟

مادرم به من نصحیت كرد كه « باید كمك كنی ». به این ترتیب من به مقامات مسئول ناحیه ای كه در آن زندگی می كردیم خدمات خودم را عرضه كردم و در توزیع مواد غذایی اصلی در تعداد اندكی از فروشگاه های منطقه سلندورف یاری نمودم.

هرچند كه هفته ی بعد به مدرسه بازگشتم. من یك جواز عبور ویژه با عنوان « قربانی فاشیسم » با خود داشتم. اما دیگران صلیب های آهنی خودشان را نشان می دادند كه برای عملیات نظامی قبلی دریافت كرده بودند. بعضی ها هم پناهندگانی از شرق بودند و بسیاری از آنها خانه هایشان در حمله های هوایی از بین رفته بود و تقریباً همه ی آنها غصه دار از دست دادن عزیران خود بودند. 

با این وجود ساعت صفر چندان به طول نیانجامید. این تقریباً باورنكردنی است كه تنها ظرف 3 سال بعدی از سیاست های آزاد سازی كه در پی اصلاح پولی روی داد پدیده ای به حركت در آمد كه از آن به عنوان « معجزه ی اقتصادی آلمان » صحبت می كنند.

برای آن كه دقیق تر گفته شود: به این ترتیب بود كه معجزه ی اقتصادی آلمان غربی آغاز گردید. مثال آلمان نشان می دهد كه نیروهای اشغالگر تا چه اندازه می توانند متفاوت باشند. در ناحیه ی اشغالی شوروی ها پیشرفت كند بود و مهم تر از آن این كه همه چیز با نوعی بندگی جدید همراه بود. حتی اردوگاه های كار اجباری مانند بوخن والد نگهبان ها و زندانی هایش عوض شد، اما همچنان مورد استفاده باقی ماند.

از طرف دیگر نیروهای غربی در آلمان پس از یك دوره ی كوتاه از خصومت، سیاست انتقال قدرت كنترل شده را در پیش گرفتند. طی یك سال پس از خاتمه ی جنگ اداره های آلمانی با مجریان بومی وجود داشت و طی سال بعدی انتخابات. در باره ی دموكراسی صرفاً به موعظه اكتفا نمی شد، بلكه عملاً به اجرا در می آمد و می توانست بر سنت های آلمانی استوار گردد.

یقیناً همه ی اینها را نباید به حساب نیكخواهی نیروهای اشغالگر گذارد بلكه آنها همچنین نتیجه ی جنگ سرد بودند كه تازه آغاز گشته بود و البته استحكام بخشیدن سهمی كه هركدام از دو طرف در آلمان داشتند. اما حتی در چنین حالتی نیز می توان از این جریان درسی هایی گرفت.

در این خصوص دو مورد وجود دارد كه سزاوار یادآوری هستند. یكی از آنها اقتصادی است و با طرح مارشال ارتباط پیدا می كند. شاید مایه ی تاسف است اما در هر حال حقیقت دارد كه دموكراسی چنانچه شرایط اقتصادی در حال بهبودی و پیشرفت باشد با سهولت بیشتری ریشه می دواند. لازمه ی چنین پیشرفتی قبل از هر چیز خودیاری است، اقدام های تك به تك افرادی كه حاضر نیستند بدبختی و فلاكت ساعت صفر را برای مدت طولانی بپذیرند.

چنین خودیاری می تواند توسط خط و مشی های سیاسی (یعنی آنچه لودویك ارهارد پدر « اقتصاد بازار آزاد »  در آلمان انجام داد) موردتشویق قرار گیرد، اما در هر حال مقداری سرمایه برای شروع مفید است. در همین جا بود كه طرح مارشال مبتنی بر كمك و حمایت آمریكایی ها نقش حیاتی خود را بازی كرد. به نحوی مشابه اتحادیه ی اروپا به كشورهای پساكمونیستی برای طی كردن همین مسیر كمك نمود و همچنان به كمك های خود ادامه می دهد.  

درس دیگر درسی است اخلاقی، و البته دشوار تر. محاكمه های نورنبرگ مجرم بودن رهبران نازی را بدون هرگونه تردیدی آشكار ساخت، البته اگر هنوز هم تردیدی در ذهن مردم باقی مانده بود. اما اگرچه همه ی اینها اهمیت بسیار داشتند، لیكن آلمان مسیر دشوار برای دورشدن از ساعت صفر را با دغدغه برای گذشته آغاز نكرد.

در واقع سال های آدناور پس از 1949 توسط بسیاری به عنوان سالهای « بازسازی » توصیف شده اند، زیرا بسیاری از چهره های كم اهمیت تر نازی ها همچنان در پست های خود باقی ماندند. به این ترتیب كشور به سهولت گذشته خود را انكار نكرد، اما به جلو گام برداشت. سال ها بعد، هنگامی كه اقتصاد بازار آزاد و دموكراسی سیاسی تثبیت شدند، آلمان به سوی « تصفیه حساب با گذشته ی خود » تغییر مسیر داد و آن هم البته به نحو بسیار موثری.

گذشته ی ناسیونال سوسیالیستی آلمان چنان به طور منحصر به فردی هولناك است كه مقایسه ی آن با كشورهای دیگری كه دارای تاریخ مشابه مصیبت زده ای هستند بی فایده است. با این حال لهستان به شیوه ی خودش راه مشابهی را پس از 1989 آغاز نمود: ابتدا پرداختن به زمان حال وآنچه تازه است و سپس تلاش برای غلبه بر گذشته و كنارآمدن با آن. رویهم رفته برای كنار آمدن با ساعت صفر یك ملت این شیوه ی بهتری است و نه حالت عكس آن.

دراروپا 8 ماه می 2005 فرصتی است برای نگاهی با اندوه و خشم به گذشته. این همچنین مجالی است برای نگاهی به آینده با غرور، آن هم در پرتوی دستاوردهای دهه های اخیر و البته موجبی است برای امید بیشتر.

 

رالف داهرن دورف نویسنده ی كتاب های مورد تحسین قرار گرفته ی بسیاری است. وی نمانیده ی پیشین اتحادیه ی اروپا از آلمان بود و عضو پیشین مجلس عوام انگلستان، همچنین رئیس قبلی مدرسه ی اقتصادی لندن و مسئول پیشین كالج سنت آنتونی در آكسفورد.

 

تاریخ انتشار اولیه چهارشنبه 11 خرداد 1384

 

 

  1: Germany’s Zero Hour by Ralf Dahrendorf.

Project Syndicate 2005.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: