فوتبال و فلسفه

ژوئن 23, 2008

فوتبال و فلسفه (1)

المر هنكیس

برگردان علی محمد طباطبایی

 

  

گــــ . . . ــل !!! سعادتی آسمانی یا عذابی جهنمی؟ بستگی به این خواهد داشت كه با این گل كدام یك از دو تیم امتیاز كسب كرده است: تیم ما یا تیم دیگری. چگونه ممكن است كه مسیر یك توپ باعث این همه خوشبختی یا اندوه شود؟

چندین هفته است كه من در برابر تلویزیون خود نشسته و مشغول تماشای مسابقه های مهیج فوتبال هستم. همسرم، مرا با طلاق و سایر اقدامات تنبیهی تهدید می كند. منشاء این جاذبه و گیرایی و این جادوی فوتبال چیست؟ جهان بازی برای ما همیشه در حكم باغ عدن بوده است. در هر لحظه ی مفروض می توانیم از جهان واقعی خود به درون معصومیت، آزادی و سعادت بازی قدم گذاریم. فوتبال و باغ عدن؟ این دو با هم چه رابطه ای ممكن است داشته باشند؟ 

هر كدام از این دو بازنمودی از گستره ی مقدس آزادی و نظم هستند. به عبارت دیگر معنویت و عدالت در جهان روزمره ی ما که انباشته از بی نظمی و آشوب، بندگی و انقیاد و بی عدالتی و گناهكاری است. صفحه ی شطرنج، زمین بازی تنیس یا فوتبال: درون مرز های آنها ما خود را آزاد حس می كنیم زیرا در اینجا این خود ما هستیم كه قواعد بازی را مستقر می سازیم و دیگر تابع قوانین آهنین جهان خارج نمی باشیم. در اینجا ما احساس معصومیت نیز می كنیم زیرا جهان بازی جهان معصومیت نیز هست: باغ عدن قبل از هبوط آدمی. در جهان بازی می توانیم به نحوی كودكانه خودخواه باشیم و می توانیم عطش خود از موفقیت، قدرت و سلطه را ارضاء كنیم. و همه ی اینها بدون تجربه ی احساس گناه یا تقصیر.   

در جهان بازی به نحو تناقض آمیزی از محدودیت هایی که خود بازی بر اساس آنها به جلو  می ورد آزادی بوجود می آید. در بازی فوتبال قاعده اصلی بسیار ساده است: توپ باید از مركز زمین به طرف یكی از دو دروازه حركت داده شود. اگر قرار بر این باشد که توپ از مركز زمین مستقیماً در یكی از دو دروازه جای گیرد از ظواهر امر چنین به نظر خواهد آمد كه پیشاپیش مسیرش به طور دقیق تعیین شده بود و بنابراین كل ماجرا چیزی خسته كننده از آب در خواهد آمد. برای ایجاد آزادی، قواعد [بازی] در مسیر حركت توپ موانعی ایجاد می كنند و بدین ترتیب حركت های آن بغرنج تر می شود.

اول هر کدام از دو تیم با یازده بازیكن به زمین بازی فرستاده می شوند و وظیفه آنها این خواهد بود كه توپ را به داخل دروازه جای دهند. در مرحله ی بعد به آنها گفته می شود كه هركدام باید توپ را به درون دروازه ی طرف مقابل بفرستند. با توجه به وجود 22 بازیكن در زمین كه هركدام برای خود اراده ی مستقل و استعدادهای ویژه دارند و در کنار حركت های بیشمار از مواجهه و برخورد یا همكاری و تعاون، تعداد تركیب های ممكن تقریباً به سطح بی نهایت افزایش می یابد. اما هنوز هم برای ایجاد جهان واقعی از حوادث غیر منتظره و شاد، و احساس كردن آزادی و خوشبختی به یک عامل دیگر مورد نیاز است: یعنی خود توپ. 

توپ ها بخشی از مهمترین « ایجاد كنندگان آزادی » در زندگی ما هستند. توپ تجسم و تجسد آزادی است. توپ در هر مسیری كه بتوان فرض كرد حركت و جهش می كند. به نظر می رسد كه توپ « اراده » ی خودش را دارد. هم یك شیء است و هم با این وجود به نظر می رسد كه آزاد است. با در نظر گرفتن عامل بخت (شانس) و پیش بینی ناپذیر بودن بازی، توپ نبرد شدید و واقع بینانه ی انسانی را تبدیل به تجلی معنویت و آزادی می کند.

احتمال (شانس) و اراده ی انسان در حركت های تند و سریع توپ بر یكدیگر تاثیر متقابل می گذارند، با یكدیگر می رقصند و پشتك می زنند. توپ آزاد از قید و بند هر مسئولیتی با شادی و مسرت این سو و آن سو می جهد، میان اراده ی انسانی و اتفاق، آزادی و محدویت، موفقیت و شكست، امید و ناامیدی ـ تا در لحظه ی بعدی دوباره به جهان سراسر امید بازگردد. توپ جهان خاص خودش را دارد و در عالم مقدس حركت می كند.

 اما آن عالم مقدس بدون این دنیای غیر مقدس خود ما وجود نخواهد داشت. زمین بازی از محیط اطراف خودش جدا شده و در برابر آن قرار می گیرد. اگر تنش بین زمین بازی و جایگاه سرپوشیده ی تماشاچیان از قلم بیفتد تجربه و تشریفات مقدس ناقص خواهد ماند. زمین زمردین وپاكیزه ی فوتبال و آزادی بازی باید در برابر جمعیت آشفته و غرق در فریاد كه در جایگاه کم نور تماشاچیان نشسته اند قرار گیرد، در همان حالی كه مشعل های سرخ گون فروزان در میان شادی سكر آور و رنج و عذاب جهنمی در جایگاه این سو و آن سو  می رقصند.

در زندگی روزمره ما عقل واحساسات به هم آمیخته اند. فوتبال (همچون بعضی بازی های دیگر) این دو قلمرو را از یكدیگر جدا می كند و در برابر هم قرار می دهد. به هنگام یک مسابقه ورزشی تمامی احساسات، عواطف و غریزه ها به سمت تماشاچیان پرتاب می شوند. آنها خشمگین می شوند و عشق می ورزند، بالا و پایین می پرند و منفجر می شوند و سرانجام (اگر تیم آنها برنده شود) به یك تخلیه هیجانی می رسند و (چنانچه تیم محبوب آنها بازی را واگذارد) به قعر جهنم سرنگون می شوند. در عین حال آنها آزادی آپولینی و معنویت افلاطونی آن بازی را كه در زمین روبرویشان در حال انجام است نظاره، درك و تجربه می كنند. 

بله واقعیت آن است که بازیكن ها در جهان معنویت خود را حركت می دهند. آنها برطبق قوانین روشن و مقدس عمل می كنند. در حالی كه بازی در جریان است از آنها انتظار می رود كه به عنوان موجودات عاقل و منطقی رفتار كنند، و این كه احساسات و عواطف معمول و روزمره ی خود، آروزوهای شخصی و هراس هایشان را در بازی دخالت ندهند. آنها در جهان اصول اخلاقی ناب و عدالت حركت می كنند. جهان بازیكن ها جهان عدالت و بی غرضی کامل است. این همان برابری كامل موقعیت ها است كه در زندگی روزانه ی ما هرگز بدست آمدنی نیست. حتی مزیت برخورداری از زمینی که پشت به باد [و نور تند خورشید] قرار گرفته متعادل می شود و در نیمه بازی زمین ها با یكدیگر تعویض می شوند. چه هنگام و در کجای جهان واقعی ما كسانی كه از حق انحصاری بر خورداند جای خود را با آنها كه جزو قشر محرومین هستند عوض می كننند؟

از بازیكن ها نیز انتظار می رود كه قوانین بازی را زیر پا نگذارند. اگر چنین كنند تنبیه می شوند و اگر دوباره خطا را تكرار كنند از بازی اخراج می گردند. یعنی آنها از قلمروی معنویت است كه اخراج می شوند. و ما آنها را می بینیم كه چگونه در جهان بی روح و یخ کرده ی رختكن های خود از نظر ها ناپدید می گردند. طرد واقعی از بهشت هنگامی روی می دهد كه به تقدس بازی بی احترامی شده باشد، یعنی هنگامی كه طلسم شكسته شود: توسط بازیكن هایی كه از نقش فرشته گون خود بیرون می آیند و آغاز به جنگ در زمین بازی می كنند، یا توسط داوری متقلب، یا توسط کسانی كه احساس می كنند نتیجه ی نهایی بازی از قبل معین شده است و توسط تماشاچیانی كه وارد زمین بازی می شوند. چنین حوادثی آسیب های جدی و ماندگاری به مردم و به جامعه تحمیل می كنند. به راستی که پی بردن به شكنندگی و آسیب پذیری جهان آزادی، معنویت و منزلت انسانی و دوباره در جهان ِ كمتر میهمان نواز روزمره از خواب بیدار شدن ضربه ی هولناكی است (كه معمولاً هنگامی كه فاتح جام معین می شود چنین تجربه ای به ما دست می دهد) .

 

 

المر هانكیس پروفسور موسسه ی جامعه شناسی در فرهنگستان علوم در بوداپست است.

 

این ترجمه از من پیشتر در سال 82 در سایت ایران امروز منتشر شده بود. اما با توجه به بازی های جام باشگاه های اروپا و تب دوباره ی فوتبال در جهان و بخصوص شیوایی و زیبایی متن نویسنده و مقایسه های معنا دار آن، من ترجمه ی قبلی را اصلاح کرده و برای انتشار مجدد توصیه نمودم. مترجم.

 

1: Fussball und Philosophie, Elmer Hankiss

Project Syndicate

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: