خدمتكار ها، نانوا ها و سرمایه دارها

ژوئن 22, 2008

رابرت جی. شیلر (1)

برگردان علی محمد طباطبایی

تاریخ انتشار اول شنبه 17 اردیبهشت 1384

10880155-hard-working-man-with-hands-full-of-oil

هدف انقلاب كمونیستی كه سراسر قرن های نوزدهم و بیستم را در برگرفت تمركز مالكیت دولتی سرمایه بود. سپس در دهه های پایانی قرن بیستم، یك ضد انقلاب جهان را در نوردید، ضد انقلابی كه هدفش از نوع كاملاً دیگری بود: گستراندن هرچه وسیع تر سرمایه به طریقی كه هركس به عنوان مالك در آن سهمی داشته باشد.

اكنون آن ضد انقلاب به حد نهایت منطقی خود رسیده است: اگر هرشخصی بتواند یك مالك باشد، پس هركسی هم می تواند یك سرمایه دار باشد، حتا تا سطح پیشخدمت ها و كارگران شهرداری. برای بار دیگر شبحی همه جا را در برگرفته است: اكنون نوبت به رویای یك سرمایه داری به واقع دموكراتیك است.

لیكن تبدیل كردن هر انسانی به یك سرمایه دار همانقدر می تواند غیر ممكن باشد كه تبدیل كردن هر كس به یك كارگر شدیداً معتقد به سوسیالیسم در رویای كمونیستی. علاقمندی به اصول اسرار آمیز جهان مالی همیشه گرایش افرادی بوده است كه عاشق فرو رفتن در بحر جدول های اعداد و مطالعه ی فرمول های ریاضی بوده اند. این چنین انسان ها گاهی خود را به ثروت هم رسانده اند و البته تصور این كه هر كس دیگری هم بتواند این گونه ثروتمند شود به نظر بسیار اغواگرانه می آید. اما تفاوت در استعدادها، نقطه ضعف ها و علاقمندی ها چنین رویایی را در نهایت غیر ممكن می سازد.

روح جدید سرمایه داری دموكراتیك تحت نام های گوناگون و نمادهای رنگارنگ خود را ظاهر می سازد. اما هرگونه هم كه ما این پدیده را توصیف كنیم، این تصور كه تمامی انسان ها تبدیل به مالكین می شوند در همه جا در حال بالیدن است.

برای مثال در بریتانیا تونی بلر از رویای « ملتی تشكیل شده از پس انداز كننده ها ومالكین » سخن می گوید. برنامه ی او را « خط و مشی های مبتنی بر دارایی » نام گذاری كرده اند، اصطلاحی مشهور كه از كتاب مایكل شرادن در 1991 و با عنوان « دارا ها و ندارها: خط و مشی جدید دولت رفاه آمریكایی » اقتباس شده است. در ایالات متحده آمریكا رئیس جمهور جورج دبلیو بوش رویای خود را « جامعه ی مالكین » می نامد. در چین كنگره ی خلق ملی در 2004 پیشه وران و دارایی های فردی را به عنوان « سازندگان آرمان سوسیالیستی » تعریف مجدد نمود و آنها را عضوی از « جبهه ی متحد میهنی » به حساب آورد.

دولت ها در سراسر جهان برای سامان بخشی و زیر نظر گرفتن بازار سهام خود پول هزینه می كنند تا به این ترتیب این بازارها برای سرمایه گذاران منفرد ایمن تر باشند و علاقمندی به سرمایه گذاری در آنها افزایش یابد. آنها همچنین برای توسعه ی سرمایه گذاری در بخش مسكن جهت افزایش مالكین خانه های شخصی تلاش می كنند. در بعضی نقاط سخن از آن است كه بایداجازه داده شود كه مردم مالكیت شركت های    بیمه ی اجتماعی را در شكل حساب های شخصی بازنشستگی عهده دار شوند، و همچنین بر وضعیت سلامتی خود از طریق حساب های پس انداز سلامتی و بر آموزش و پرورش از طریق حساب های پس انداز آموزشی و حواله ها و بن های تحصیلی مسلط گردند.

این تلاشی است برای یك انقلاب واقعی و نه بازگشت به همان روزهای گذشته ی سرمایه داری. این تجربه و آزمایشی است با نهادهای خلاق و جدید اقتصادی كه پیش از این هرگز وجود نداشته است. مفهوم كلی از  « مالك بودن » به خودی خود نقشه ی راهی برای یك اقتصاد نوین موفقیت آمیز نیست، و در این خصوص تفسیرهای زیادی وجود دارد كه چگونه چنین انقلابی را باید به پیش برد. انقلاب ها همیشه در حكم یك تجربه و آزمایش اند و البته همچون یك ماجرا.

بعضی از خط و مشی های جدید به نظر می رسد كه بسیار شایان تقدیر باشند. دولت كارگر آقای تونی بلر در حال تحقق بخشیدن به طرحی است كه در ماه آوریل سال جاری آغاز می شود و مطابق با آن برای هر كودكی كه تازه به دنیا آمده باشد وجه سپرده ی شخصی معادل با 250 تا 500 پاوند (در سال) در نظر گرفته می شود. البته والدین نیز می توانند به این ترتیب به صندوق سپرده ی كودك (Child Trust Fund) خود سهمیه بپردازند، آنچه كه معاف از پرداخت مالیات است و می تواند همواره بیشتر شود، و البته آنها می توانند شخصاً تصمیم بگبرند كه سپرده ها در چه شركت هایی سرمایه گذاری شود. هدف از این پرداخت های   هدیه ای دولت، دلگرم كردن والدین و كودكان به پس انداز كردن است و آشنا كردن و داخل كردن آنها به تشكیلات مالی.

این برنامه ای است به خوبی طراحی شده و نه چندان هزینه بر كه برای دولت نیز بار مالی اندكی در بر دارد: البته، حتا با فرض ادامه پرداخت 500 پاوند تا سن 20 سالگی، این مبلغ برای آن كه بتواند شخصی را از فقر نجات دهد كفایت نمی كند. اما وعده ی واقعی صندوق سپرده در آشنا ساختن شهروندان با سرمایه گذاری و آموزش آنها در همین خصوص خلاصه می شود. چنین چیزی می تواند آغاز خوبی باشد، به ویژه هنگامی كه برنامه ی تونی بلر در جای دیگری نیز به مورد اجرا گذارده شود.

لیكن پیشنهادهای دیگر با خود مخاطرات بزرگتری همراه دارند، به ویژه خصوصی كردن حقوق بازنشستگی كه در بعضی از كشورها قرار است كه در آینده ی نزدیك به مورد اجرا گذارده شود و در بعضی كشورهای دیگر ـ شامل بریتانیا، شیلی، سوئد و مكزیك ـ كمابیش به اجرا در آمده است.

طرح بوش برای اصلاحات نظام تامین اجتماعی در ایالات متحده آمریكا ـ حد اقل تا آن حدی كه در باره ی آن فعلاً می دانیم ـ اوج قله ی این انقلاب در « مالكیت » است. جوانانی كه در ایالات متحده برای این طرح انتخاب می شوند در زمان بازنشستگی خود در چندین دهه ی آتی به جای حقوق بازنشستگی دولتی سودهای حساب پس انداز بازنشستگی خودشان را دریافت می كنند كه برای رسیدن به آنها، از میان مجموعه ای از امكانات سرمایه گذاری و از جمله بازار سهام به آزادی دست به انتخاب زده و سرمایه گذاری كرده بوده اند. تا زمانی كه همواره یك بازنشستگی مرسوم وجود داشته باشد، كافی نخواهد بود كه توسط آن شخصی هزینه های زندگی خود را تامین كند. بازنشسته ها برای بیشتر مخارج خود به بخشش بازارها وابسته می مانند.

نتیجه ی هر تجربه ای از این قبیل را از پیش نمی توان پیش بینی نمود، زیرا تجربه ی یك كشور را نمی توان به سهولت در جای دیگری با موفقیت پیاده نمود. وضعیت ها و شرایط بسته به محیط ها متفاوت هستند. یك نظام تامین احتماعی غیر دولتی مانند آنچه بوش پیشنهاد داده است می تواند آینده ی خوبی داشته باشد، البته چنانچه انسان ها معقولانه رفتار كرده و بازار های سهام نیز همچنان به خوبی كار كرده و قیمت ها به افزایش خود ادامه دهند.

با این حال مخاطره ی یك فاجعه در حال افزایش است، آن هم با توجه به علی الظاهر گرایش ذاتی انسان برای برآورد بالاتركردن سودها از اتفاقاتی كه درگذشته روی داده است. سرمایه گذارها می توانند یك سراب در بازار سهام ایجاد كنند، و همواره سرمایه گذاران ساده تری را به تمركز ساختن حساب های پس انداز شخصی بازنشستگی در بازار سهام تشویق نمایند ـ جایی كه آنها در صورت وجود سقوط بازار به نحو خطرناكی به حال خود رها خواهند شد.

مورد مخاطره آمیز دیگر آن است كه این حساب های پس انداز شخصی به كاهش بعدی نرخ پس اندازها كشیده شوند. نرخ پس انداز رگ حیاتی هر اقتصادی است، زیرا نمی توان انتظار داشت كه همیشه سرمایه گذاری های جدید از سوی خارجی ها به انجام برسد. با این حال تمامی شایعات در باره ی سودهای افسانه ای می تواند پدیده ای را به حركت در آورد كه روان شناس ها آن را « گرایش به آرزوهای محال » می نامند، یعنی آنچه مردم را وا می دارد كه باور كنند حساب های شخصی آنها در آینده به قدری ارزشمند می شوند كه پس انداز كردن خارج از این حساب ها دیگر ضرورتی ندارد.

ترغیب مالكیت گسترده ی سرمایه می تواند به طور بالقوه باعث خط و مشی های مفید گردد. اما آیا ما به واقع خواهان آن هستیم كه این قبیل تدبیرها به حوزه هایی چون حقوق بازنشستگی، سلامت و درمان و آموزش و پرورش هم توسعه یابد؟ در هر حال مالكیت بر سرمایه ـ چه در شكل سهام و چه املاك ـ همیشه دارای مخاطره هایی است و نیاز برای ایمنی در برابر چنین خطرهایی دلیل اصلی بوده است كه چرا كشورهای سرمایه داری دست به ایجاد شبكه های سنتی امنیت خود زده اند. انقلاب ها هیجان انگیزاند، لیكن باید مطمئن هم باشیم كه چنانچه سنگرهای خیابانی در هم شكسته شده و آب ها از آیاب افتادند هنوز هم سقفی در بالای سر خود خواهیم داشت.

رابرت جی. شیلر پروفسور علم اقتصاد در دانشگاه ییل است.

1: Butlers, Bakers, and Capitalisten? By Robert J. Shiller

Project syndicate 2005.

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: