نظام اقتصادی بازار و طبیعت بشر

ژوئن 20, 2008

ویلیام ویلكینسون

برگردان علی محمد طباطبایی

 

 

روان شناسی تكاملی چیست

روان شناسی تكاملی در صدد آن است كه طبیعت منحصر به فرد ذهن بشر را با به گارگرفتن منطق و شیوه های زیست شناسی تكاملی و روان شناسی معاصر بشناسد. فرض اصلی و مقدماتی روان شناسی تكاملی این است كه ذهن یك جعبه ابزار متنوع ـ مثلاً یك چاقوی چند كاره ی سوئیسی ـ و تشكیل شده از وظایفی است كه طی انتخاب طبیعی انسان برای حل مسائل معینی كه نیاكان ما با آنها مواجه بودند به تكامل رسیده است. وظایف كاملاً متمایز ذهن انسان ـ برای مثال ادراك، تشخیص مقصود انسان های دیگر یا واكنش عاطفی مناسب به شریك جنسی بالقوه ـ به عهده ی « مدارهای » متفاوت عصب شناختی یا به اصطلاح مدول ها (modules) گذاشته شده است كه هركدام از آنها را می توان به عنوان یك برنامه ی مختصر كامپیوتری به شمار آورد كه در زیر فشار محیط زیست جهت حل معضلات معینی گزینش و انتخاب شده اند، یعنی معضلات مربوط به بقاء و تولید مثل كه ویژه ی موقعیت اصلی تكامل انسان است كه اصطلاحاً به آن زیست محیط سازش پذیری تكاملی یا EEA(Enviroment of Evolutionary Adaptedness) می گویند (1). در عبارت دقیق تر EEA تركیب آماری است از فشارهای زیست محیطی كه گزینش و انتخاب تكاملی خصلت های به طور مشخص انسانی را توضیح می دهد. اما در اشاره ای نه چندان دقیق EEA دوره ای است كه به آن پلئیستوسن می گویند كه طی آن انسان ها به عنوان شكارچی ـ جمع آوری كننده ی خوراك از حدود 6/1 میلیون سال پیش تا ابداع فن كشاورزی در حدود 10 هزار سال پیش به سر می برده اند.

مطابق با تحقیقات انجام شده توسط روان شناسان تكاملی، اساس نظام ذهن آدمی در این 50 هزار سال گذشته به طور ملموس تغییر نكرده است. بنابراین شعار اصلی روان شناسی تكاملی بر این فرض ایستاده است: جمجمه های مدرن، ذهن های عصر حجری را در خود جای داده است. همانگونه كه پیشگامان روان شناسی تكاملی لدا كسمیدس و جان توبی بیان می كنند: « كلید درك این واقعیت كه ذهن انسان مدرن چگونه كار می كند در پی بردن به این نكته قرار دارد كه مدارهای آن برای حل معضلات روزانه آمریكایی های مدرن طراحی نشده، بلكه برای حل مشكلات روزانه ی اجداد شكارچی ـ جمع آوری كننده های خوراك ما طراحی شده است ».

از این رو شناخت مسائلی كه اعضای گروه های شكارچی ـ جمع آوری كننده های خوراك در EEA با آن مواجه هستند می تواند به مقدار بسیار به درك ما از طبیعت بشر و چشم اندازهای آسیب شناسی نظام های اجتماعی مدرن كمك نماید. اما قبل از هر چیز به این هشدار توجه كنیم: ما نمی توانیم امیدوار باشیم كه هرگونه درس روشن سیاسی مثبت از روان شناسی تكاملی بگیریم. این علم می تواند به ما چیزی در باره ی آن نوع جامعه ی انسانی كه نمی تواند به درستی كاركند بدهد و علت آن را هم بگوید، اما نمی تواند چیزی در باره ی شكل های امكان پذیر و شدنی جامعه ای كه ما باید آرزومند آن باشیم به ما بدهد. به نظر می رسد كه ما نمی توانیم طبیعی بودن نظام بازار آزاد را از ناكامی آشكار كمونیسم در تطبیق خود با طبیعت بشر استنتاج كنیم و همچنین نباید اغوا شویم به آن كه هر چیز طبیعی در هر حال بهتر است. جستجو كردن دانه ها و میوه های طبیعی با بدن نیمه برهنه امری طبیعی است، در حالی كه بورس سهام نیویورك یا جراحی باز قلب شدیداً باعث حیرت و تعجب اجداد دور ما می شد. 

آنچه به كمك روان شناسی تكاملی به دركش نائل می شویم این واقعیت است كه یك جامعه ی لیبرالی مبتنی بر بازار حقیقتاً چه دستاوردهای به طور باورنكردنی پیچیده ای است. این علم به ما كمك می كند كه در یافت بهتری در این باره به دست آوریم كه چرا جوامع نسبتاً آزاد و به طور افسانه ای ثروتمند تر همچون جوامع غربی هم كمیاب تر هستند و هم احتمالاً شكننده تر. روان شناسی تكاملی در پی بردن به این حقیقت به ما یاری می رساند كه جوامع لیبرالی موفق و مبتنی بر بازار مستلزم ایجاد و پروراندن گرایش های بخصوص روان شناختی هستند كه در ذهن های عصر حجری ضعیف اند و همچنین ایجاد سركوب و والایش گرایشات دیگری كه در آن ذهن های عصر حجری قوی می باشند. جوامع آزاد مبتنی بر بازار هركجا مانعی برای فعالیت خود نداشته باشند ماده ی خام آنها همان طبیعت بشر است. اما چنین به نظر می رسد كه طبیعت بشر ماده ی ساده ای برای كار كردن هم نیست.

برای توضیح اشاره های ضمنی روان شناسی تكاملی در حوزه های اخلاق، سیاست و اقتصاد همواره كتاب های بیشتری نوشته می شود. برای مثال « خاستكاه های فضیلت » اثر مت رایدلی، « علم سیاست داروینی » به قلم پاول روبین و « معاشرت با بیگانگان » اثر پاول سی برایت كتاب های خوبی در این زمینه هستند. آنچه در اینجا به دنبال می آید گردش كوتاهی است در فقط بعضی از ویژگی های طبیعت بشر كه روان شناسی تكاملی اهمیت آنها را مورد تاكید قرار داده و چالش های توسعه و استمرار نظم لیبرالی بازار را برجسته می سازد.

 

ما انسان ها به طور ذاتی اهل ائتلاف و پیوند ایم

وسعت گروه های شكارچی ـ جمع آوری كننده ی غذا در EEA از 25 تا 150 نفر متغیر بود. كوچكی این گروه های انسانی باعث این اطمینان می شد كه هركس در میان جمع، دیگران را به خوبی بشناسد. همكاری متقابل میان آنها به این ترتیب به شكل رویاروی انجام می پذیرفت و این كه اعتبار خصلت هایی چون صداقت، سخت كوشی و قابل اطمینان بودن فرد مواردی بودند كه برای تمامی اعضای گروه امری كاملاً روشن و بدیهی بود. حتی در روزگار خود ما در دفترچه یاداشت های مخصوص نشانی های آشنایان تعداد اسامی از 150 نفر تجاوز نمی كند و یك گردان نظامی به طور معمول همانقدر نیروی انسانی در خود دارد كه گروه های اعزامی شكارچی در عصر پلئیستوسن داشتند. 

آزمایش هایی كه توسط روان شناس های تكاملی لدا كسمیدس و رابرت كورزبان انجام گردیده نشان می دهد كه در انسان ها توانایی هایی برای دنبال كردن اتحادها و پیوندهای متقابل و ایجاد ائتلاف به صورت فطری وجود دارد و انسان ها به طور كل افراد دیگر به غیر از خود را یا به عنوان عضوی از گروه خودی و یا فردی خارجی محسوب می كنند. دسته هایی كه با هم وارد ائتلاف شده اند ممكن است به سهولت وارد جنگ و خشونت با یكدیگر شوند. برای مثال هوتوها و توتی ها، آلبانیایی ها و صرب ها، شیعه ها و سنی ها و امثالهم موارد مثال زدنی در این خصوص اند. هرچند كه دسته های داخل ائتلاف شده تقریباً ثبات چندانی ندارند. در شرایط مقتضی می توانیم بیاموزیم كه در باره ی علاقمندی افراد به تیم سرخ یا آبی بیشتر اهمیت دهیم با به رنگ پوست، دین یا طبقه ی آنها.  

هرچند كه ما نمی توانیم پیوسته خودمان را به عنوان اعضای فقط همان یك ائتلاف بزرگ یعنی انجمن اخوت انسان ها به شمار آوریم. خصلت ما در اندیشیدن در اصطلاح های « ما » در برابر « آنها » درمان ناپذیر است و دارای معناهای جنبی غیرقابل اجتناب سیاسی است. لفاظی های پوپولیستی و نژادپرستانه سیاسی، مردم را تشویق می كند به این كه هویت خود را به عنوان در درجه ی اول ثروتمند یا فقیر، سیاه یا سفید معین كنند. بسیار اهمیت دارد كه از طراحی تشكیلاتی مانند برنامه های برتری نژادی پرهیز شود زیرا آنها مقوله های ائتلافی را كه هیچ گونه مبنایی در زیست شناسی ندارند برجسته ساخته و ممكن است بعضی از تنش هایی را كه فرونشاندن آنها را در نظر داشته اند افزایش دهند. در مثالی دیگر مقدار زیادی از خصومت ها در برابر تجارت آزاد به تفاوت گذاری های ائتلافی نامناسب از جهت اقتصادی و اخلاقی میان گارگران بالتیمور (ما) و كارگران بنگلو (آنها) وابسته است. تجارت آزاد از جهت شیوه ای كه ما را به دیدن اعضای گروه های غیر خویشاوند به عنوان شریك و نه دشمن تشویق می كند قابل ستایش است.

 

ما انسانها سلسله مراتبی هستیم

همچون بسیاری از حیوانات و البته تمامی نخستی ها، انسان ها نیز تشكیل سلسله مراتب سلطه می دهند. تشخیص سلسله مراتب های اجتماعی در زندگی امروزی ما كار دشواری نیست. شركت های سهامی، دولت، باشگاه های ورزشی و كلیسا ها تماماً دارای ساختار رسمی سلسله مراتبی از مقامات هستند. ساختارهای غیررسمی از سلطه و مقام اجتماعی احتمالاً علت اصلی دشمنی ها در مدارس و دبیرستانها است.

تكاپوی سلسه مراتب سلطه در EEA پیچیده است. سلسله مراتب نقش مهمی در راهنمایی و هدایت تلاش های جمعی و توزیع منابع كمیاب بدون متوسل شده به خشونت بازی می كند. چنانچه هركس بداند كه چه چیزی در انتظار او خواهد بود، مسائل و امور روزمره آسان تر و بی دردسرتر به انجام خواهد رسید. هرچند كه جای خالی در نوك سلسله مراتب محدود و كمیاب است و به همین خاطر علتی برای نزاع و رقابت افراد. كسانی كه در سلسله مراتب اجتماعی از جایگاه نظارتی بالایی برخوردار هستند دستیابی بهتر و آسان تری به منابع مادی و امكان انتخاب همسر دارند. از این رو تكامل (داروینی) خصوصیات روحی نرینه ها و ماده هایی را كه به ایجاد رقابت موفقیت آمیز در موقعیت و سلطه توانا باشند، مورد حمایت قرار می دهد. 

زندگی كردن در انتهای هرم سلطه غیر منصفانه است و طبیعت ما به شكلی نیست كه در آخر قرار داشتن را تحمل كنیم. شواهدی وجود دارد كه نشان می دهد نرینه ها در جایگاه پائین اجتماعی به طور غریزی جهت كنترل قدرت های نرینه های مسلط و رسیدن به توزیع نسبتاً برابری طلبانه ی منابع تشكیل ائتلاف می دهند. انسان شناس شهیر كریستوفر بوهم در كتاب خود « سلسله مراتب در جنگل » این ائتلاف بر ضد قدرتمندان را « سلسله مراتب وارونه ی سلطه » می نامد.

پاول روبین استاد علوم اقتصادی و حقوق به طور مفیدی میان سلسله مراتب های « مولد » و « تخصیصی » تفاوت قائل می شود. سلسله مراتب های مولد آنهایی هستند كه تلاش های جمعی را برای نائل شدن به فواید به طور متقابل سودمندی كه در غیر آن حالت امكان دسترسی به آنها نبود ترتیب می دهند. نمونه اعلای آنها تشكیلات و سازمان های تجاری هستند. از طرف دیگر سلسله مراتب تخصیصی صرفاً برای انتقال منابع به نوك هرم قدرت به وجود می آیند. اشراف سالاری و نظام استبدادی نمونه های كاملاً افراطی از آن اند. باوجودیكه دولت های ملی كنونی می توانند وظایف مولدی را به اجرا گذارند، اما این مخاطره ی دائمی وجود خواهد داشت كه در آنها سلسله مراتب تخصیصی غالب شود. روبین هشدار می دهد كه احتیاط كاری و نگرانی طبیعی كه ما در رابطه با سلسله مراتب تخصیصی با جمع صفر (sero-sum) (2) داریم و به ما كمك می كند كه در برابر تمركز قدرت در تعداد اندكی تصمیم گیرنده مراقب باشیم غالباً در سلسله مراتب مدرن با جمع مثبت (positive-sum) تغییر جهت می هد، مانند شركت های سهامی، و از این رو عملی بودن مسئولیت و تعهد مدرن را كه به بهبود شرایط زندگی تمامی مردم گرایش دارد به مخاطره می افكند.  

راهی برای جلوگیری از رفتاری كه در تلاش برای بالاتر رفتن در سلسله مراتب تسلط بر دیگران است نداریم، فقط می توانیم امیدار باشیم كه چنین رفتاری را به سوی استفاده های غیرزیان آور هدایت كنیم. از این رو یك جامعه ی آزاد مستلزم آن است كه موقعیت ها و پست های تسلط به نحوی گسترده در انبوهی از سلسله مراتب های مولد قابل دسترس همگان باشد و این كه فرصت های دستیابی به جایگاه ها و مقام های بالا برای چپاولگری توسط هشیاری دائمی « مردم » محدود شود ـ یعنی بالاترین مرحله ی همان سلسله مراتب وارونه ی سلطه كه پیشتر به آن اشاره شد. یك جامعه ی مدنی پررونق و شكوفا تقریباً به همه كس این فرصت و اجازه را می دهد كه رهبر چیزی باشد، چه یك باشگاه ورزشی باشد یا شورای یك شهر. و به این ترتیب تمایل انسان برای مقام های سلسله مراتبی را ارضا می كند و در عین حال به كسی هم صدمه ی ای وارد نمی شود.

 

ما انسانهای اهل حسادتیم

شاید مایوس كننده ترین درس روان شناسی تكاملی برای علم سیاست در تلقی آن از توانایی بسیار عمیق انسان در حسادت ورزیدن است و دشواری ما در درك ایده ی سود حاصل از تجارت و افزایش بهر وری ـ یعنی تصور ثروت همچنان رو به افزایش.   

نشانه هایی وجود دارد كه حكایت دارد از آن كه مهارت بیشتر و ابتكار عمل فردی برای یك انسان در EEA به جایگاه اجتماعی بالاتر و دستیابی به سهم بیشتر در منابع می انجامد. لیكن به لحاظ طبیعت شكارچی و جمع آوری كننده ی خوراك این واقعیت كه غذا به سرعت فاسد می شود و همچنین به علت نبود هرگونه زندگی شخصی (خصوصی)، منافع موفقیت های فردی در شكار یا یافتن منابع جدید غذا به سهولت نمی تواند برای افراد حاصلی انفرادی در بر داشته باشد و در واقع توقع عموم در چنین جوامعی این است كه موفقیت های انفرادی افراد میان بقیه تقسیم شود. EEA  در بیشتر عمر خود جهانی zero-sum بود، یعنی جایی كه افزایش در ثروت جمع از طریق ابداع، سرمایه گذاری و مبادله ی ممتد اقتصادی كاملاً ناشناخته بود. منفعت بیشتر برای یكی معادل با منفعت كمتر برای دیگری بود. از این رو چنانچه یك نفر می توانست به طریقی پیش رود كه مقدار بیشتری از دیگران برای خود جمع كند، این نشانه ی كاملاً روشنی بود كه سهم آن دیگران توسط تقلب و كلاه برداری، دزدی و زورگیری یا دست كم توسط شانس محض به عنوان منابع نامشروع از آنها مخفی مانده است. حسادت به اشخاص بسیار ثروتمند شاید به تقویت هنجارهای به طور معمول انطباقی تقسیم كردن ثروت كمك كرده باشد و به همین نحو به كسانی در مقام و جایگاه پائین تر در سلسله مراتب سلطه در برابر چپاولگری كسانی كه در اندوختن بیشتر قدرت توانا هستند.

ویژگی zero-sum  ما درك این نكته را دشوار می سازد كه چگونه تجارت و سرمایه گذاری می تواند مقدار كل ثروت را افزایش دهد. از این رو ما برای آن كه به سهولت بتوانیم نظام اقتصادی خود را درك كنیم فاقد توانایی های لازم هستیم.

این ویژگی های طبیعت بشر ـ یعنی این كه ما همیشه با دیگران تشكیل اتحاد و پیوند و ائتلاف می دهیم، سلسه مراتبی هستیم و اندیشه ی ما بر اساس خاصیت zero-sum است ـ به نظر می رسد كه می بایست به وجود آمدن نظام لیبرالی بازار آزاد را غیر ممكن سازد. و البته این گونه هم هست. هرچند فواید نظم بازار لیبرالی در ویژگی های دیگر ذهن انسان و سازمان اجتماعی در EEA قابل یافتن است.

 

حق مالكیت امری طبیعی است

معضل توزیع منابع كمیاب فقط تا اندازه ای می تواند در سلسله مراتب تخصیصی و به طور سربسته اجباری رفع و رجوع شود. راه حل جایگزین دیگر برای معضل توزیع به رسیمت شناختن و تحكیم حق مالكیت است. حق مالكیت در طبیعت به خودی خود وجود دارد. یعنی از این طریق كه حیوانات محدوده هایی را برای استفاده ی انحصاری خود جهت شكار، یافتن خوراك و جفت یابی از دیگر نقاط جدا می كنند. تایید چنین ادعاهای اولیه برای كنترل و اجازه ی ورود ندادن به دیگران نزاع های شدید را كاهش می دهد و این می توان به سهم خود و به تنهایی انگیزه و علت تكاملی باشد برای ایجاد گرایشات فطری برای تصدیق و احترام به هنجارهای مالكیت و دارایی. یعنی آنچه به تنهایی یك انگیزه ی شدید تكاملی را برای جستجوی گرایشان فطری جهت تصدیق و احترام به هنجارهای مالكیت و دارایی فراهم می كند.

تحقیقات جدید علمی شواهد محكمی را برای وجود چنین ویژگی های « ذاتی » نشان می دهد. برای مثال تحقیقات آزمایشگاهی جدید انجام یافته توسط اولیور گودنوف نظریه پرداز در زمینه ی حقوق و كریستین پرن محقق علم اعصاب حاكی از آن هستند كه ذهن انسان مدول های (modules)  تخصصی شده ای برای قضاوت كردن خطاهای اخلاقی و تجاوزات بر علیه حق مالكیت در خود تكامل داده است. روان شناسی تكاملی می تواند به درك این حقیقت به ما كمك كند كه حقوق مالكیت در واقع توسط حركت قلم قانون گذار به وجود نیامده است.

 

مبادله ی متقابل سودمند امر طبیعی است

تجارت و مبادله ی به طور متقابل سودمند، همچون تقسیم كار، جزو اصول كلی انسان است. كسمیدس و توبی در اثر بسیار سرنوشت ساز با عنوان « سازگاری های شناختی برای مبادله ی اجتماعی » اشاره می كنند كه بر خلاف باور متداول، زندگی شكارچی ـ جمع آوری كننده ی های خوراك قسمی « مدینه ی فاضله ی كهن » از « همكاری و تعاون اتفاقی و برابری طلبانه و شریك بودن » نیست. شواهد به دست آمده ی باستان شناختی و نژادی نشان می دهند كه شكارچی ـ جمع آوری كننده های خوراك با انواع شكل های مختلف تجارت و معامله كاملاً آشنا بوده اند. بعضی از انواع دادوستد به سبك شكارچی ـ جمع آوری كننده های خوراك را می توان متضمن تخصصی شدن كاملاً پیچیده و همكاری متقابل عرضه و تقاضا دانست.   

اما آنچه هنوز هم قابل ملاحظه تر است آن كه كسمیدس و توبی از طریق مجموعه ای از تحقیقات تجربی خود نشان داده اند كه انسان ها به سهولت قادر به حل معماهای پیچیده ی منطقی هستند كه متضمن رابطه ی متقابل، محاسبه ی هزینه ها و سودها و یافتن افرادی كه در توافق های خود تقلب كرده اند می باشند. هرچند كه ما در حل معماهای مشابهی كه به پرسش هایی از مبادله های اجتماعی نمی پردازد ناتوان هستیم. به باور آنها این یافته ها از وجود « سازگاری های شناختی از نظر كاركردی تخصصی شده و مشروط به رضایت برای مبادله ی اجتماعی » حكایت دارد. به عبارت دیگر ذهن انسان برای تجارت و داد و ستد ساخته شده است.

 

اعتماد و دو نظم هایك

هنگامی كه به پیشرفت تكاملی انسان امروز نگاه می كنیم تشخیص قسمی سرمایه داری آزمایشگاهی كه در آن حقوق مالیكت مورد تصدیق قرار می گیرد و تلاش های تولیدی در آن جنبه ی تخصصی یافته و در شكل های كاملاً پیچیده ی مبادله ی اجتماعی درگیر است دشوار نخواهد بود. هرچند كه آن نوع آزادی و ثروتی كه ما در غرب از آن برخوردار هستیم برای میلیون ها انسان دیگر وهم و پنداری بیش نیست. در حالی كه ظرفیت های تكامل یافته ی ما مبنا هایی هستند كه بر روی آنها سرمایه گذاری پیشرفته ی لیبرالی ساخته شده است، اما اینها به تنهایی برای توضیح وضعیت فعلی كفایت نمی كند و این را صدها میلیون انسانی كه با روزی كمتر از یك دلار زندگی خود را می گذرانند به اثبات می رسانند. راهی كه از EEA  به كامپیوتر های كیفی می رسد نیازمند یك جهش بزرگ فرهنگی است. اقتصاددانان برنده ی جایزه ی نوبل دوگلاس نورت و ورنون سمیت در اثر جدید خود مورد تاكید قرار می دهند كه موقعیت سرنوشت ساز در واقع گذار از مبادله شخصی به مبادله ی غیرشخصی است.

زندگی اقتصادی در EEA بر كنش های متقابل چهره به چره و پیاپی اعضای كاملاً آشنا با یكدیگر در آن جامعه ی بخصوص مبتنی بود. آنچه بر توافق های انجام شده میان طرف های درگیر نظارت می كرد حسن اعتبار آنها در انظار عمومی بود. اگر كسی دیگری را فریب می داد یا زیر بار توافق خود می زد حسن اعتبار او كاهش می یافت و به همین نحو آینده ی او. استعدادهای تكاملی ما، ما را به نحوی آماده ساخته اند كه از میان جهان مبادله های شخصی به طرز ماهرانه ای مسیر خود را به جلو هدایت كنیم. هرچند كه البته آنها ما را برای همكاری و دادوستد با بیگانه های كامل كه هرگز با آنها آشنایی قبلی نداشته و شاید هرگز آنها را دیگر نبینیم آماده نكرده است. راه رونق و شكوفایی اقتصادی باید از شكاف عمیق میان عدم قطعیت و بدگمانی عبور كند.

گذار به نظم بازار گسترده به گفته پاول سیبرایت مستلزم ظهور « نهادهایی است كه انسان را ترغیب می كند كه با بیگانه ها مانند دوستان افتخاری خود رفتار كند ». داستان مهیج راهی كه این نهادها بر پشت یك روان شناسی تكامل یافته طی می كنند و در اصل برای حل معضلات كاملاً متفاوت زیست بومی طراحی شده اند موضوع كتاب پاول سیبرایت با عنوان « همراهی با بیگانه ها » است (3) و البته بخش مهمی از كتاب در دست انتشار دوگلاس نورت و ورنون سمیت.

فردریش فون هایك همچون رسم همیشگی اش بر گرایشات فعلی پیشی گرفت. او به خوبی درك نمود كه نوع اقتصاد و جامعه ی ما كه او آن را نظم ممتد یا گسترده و یا « جهان كلان » می نامید از جهات بسیاری با خمیره ی بنیادی روان شناختی ما بیگانه است ـ كه منظور از آن سازگاری یافتن انسان به گذران زندگی در گروه های كوچك یا با همان « جهان خرد » بود. از نظر او ما در دو جهان زندگی می كنیم، در جهان چهره به چهره ی قبیله، خانواده، مدرسه و بنگاه تجاری و همزمان در جهان غیرشخصی و گمنام كلان شهرها، جهانی با تخصص گرایی بالا و فراجهان تجارت. هركدام از این دو جهان مجموعه قواعد خاص خودش را دارد و ما به مسئولیت خود آنها را با هم قاطی می كنیم. آن گونه كه هایك در كتابش « نخوت مهلك » می نویسد: « اگر ما بخواهیم قواعد ثابت و نامحدود جهان فرد (یعنی جهان گروه های كوچك یا افراد اندك یا مثلاً جهان خانواده) را در جهان كلان (یعنی به تمدن بازتر خود) اعمال كنیم، به همانگونه كه غالباً غرایز و تمایلات شدیداً احساساتی ما را وامی دارند كه چنین آرزوهایی داشته باشیم، ما آن را نابود خواهیم كرد. و با این حال اگر خواسته باشیم كه همیشه قواعد نظم گسترده را به دسته بندی های خصوصی تر و شخصی تر خود به كار بندیم، ما آنها را نیز از پای در می آوریم. به این ترتیب باید بیاموزیم كه ما به طور هم زمان در دو نوع جهان زندگی می كنیم ».

تعادل حساس و زودشكن است. همین كه یك بار پی بریم كه ثروت و آزادی ما تا چه اندازه شكننده است و به وجود آمدن آن ها از نظر احتمالات چقدر ناممكن، برایمان روشن می شود كه ما تا چه اندازه احترام و حق شناسی به نظام های عقیده، به نهادها و تشكیلات اجتماعی و به فضیلت های فردی مدیون هستیم كه همگی آنها برای ظهور « تمدن بازتر » ی كه داریم ضروری بوده اند و برای ما حركت كردن میان این دو جهان را به طوری مقدور ساخته اند كه هیچكدام از آن دو را به نابودی نمی كشانیم.

 

روان شناسی تكاملی و تواضع سیاسی

آن درس سیاسی اصلی كه می توان از روان شناسی تكاملی آموخت این است كه حقیقتاً چیزی به عنوان یك طبیعت عام و همگانی انسانی وجود دارد. ذهن انسان مشتمل است بر بسیاری كاركردها و وظایف مشخص و تخصصی شده و یك دستگاه چند منظوره برای آموختن نیست كه بتوان آن را به دلخواه برای تحقق بخشیدن به رویاهای سیاسی از نو فرمت كرد. شكل جامعه ی بشری توسط طبیعت تكامل یافته ی ما محدود می شود. دوباره سازی وجود انسان از طریق سیاست به لحاظ موانع زیست شناختی غیر ممكن است. درست مانند آن كه بخواهیم بیماری سرطان را با چای برگ های سوزنی كاج درمان كنیم. هرچند كه البته می توان با این طبیعت بشر همكاری كرد ـ كه ما نیز انجام می دهیم. ما به كمك فرهنگ و از طریق آن، ویژگی هایی را افزایش داده ایم كه همكاری و اطمینان متقابل را تسهیل كرده و غرایز ما را كه در جستجوی ایجاد ائتلاف و موقعیت مناسب برای استفاده های مولد است هدایت می كند و برای حفظ آزادی ما سوء ظن طبیعی ما را به قدرت تقویت می نماید. ما الیته می توانیم همواره بهتر از این باشیم.

در اشاره به سخن مشهور امانوئل كانت كه معتقد بود: « از چوب خمیده ی بشر نمی توان چیز حقیقتاً راست و درستی به وجود آورد » باید سخن فیلسوف مشهور دنیس داتن را نیز به خاطر آوریم كه گفت: « این گونه نیست كه نمی توان از یك چوب تاب دار یك حكاكی زیبا یا یك قطعه اثاثیه ساخت. نكته ی اصلی اینجاست كه آنچه قرار است در نهایت از آن ساخته شود فقط هنگامی تاب می آورد كه رگه، بافت، گره ی طبیعی (چوب)، سوراخ گره ی چوب، نقاط ضعف و قوت ماده ی اصلی از همان ابتدا (توسط هنرمند) در نظر گرفته شده باشد ». 

روان شناسی تكاملی با كمك كردن به ما در درك بهتر طبیعت بشری می تواند ما را در پروردن قواعد اجتماعی یاری رساند، قواعدی كه نمی خواهند به طرزی ابلهانه بر خلاف جهت بافت و خمیره ی طبیعت بشری ما به جلو روند. ما می توانیم بیاموزیم كه چگونه به بهترین وجه برای حمایت و نگهداری جوامعی مانند جامعه ی غربی خودمان كه نه تنها زیبا است كه می خواهد پایدار هم بماند با خمیره ی انسانی به درستی كار كنیم.

 

تاریخ انتشار اولیه جمعه 15 مهر 1384

 

 

Laissez-faire and Human Natur by Will Wilkinson

Cato Institute 2005.

 

 

 

 

 

 

1: منظور محیط زیستی است (و مجموعه ی عوامل مهم زیست محیطی حیاتی برای موجود) كه در آن یك گونه ی بخصوص (به ویژه انسان) تكامل یافته و یا برای ادامه ی بقا به آن محتاج می باشد. مترجم.

 

2: sero-sum موقعیتی است كه در آن منفعت یا ضرر شركت كننده توسط ضرر یا سود سایر شركت كننده ها جیران گردد.

 

3: پیش از این مقاله ای از پاول سیبرایت با عنوان « اعتماد در جهان بیگانه ها » توسط اینجانت ترجمه و در ایران امروز منتشر شده است. مترجم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: