رُكوكو (رمانتیک ها)

ژوئن 17, 2008

تصویر شماره یک: نمایی از Salon de la Princesse   در پاریس ساخته شده توسط گرمین بوفراند آرشیتکت معروف فرانسوی (1754 ـ 1667)

 

      در سال 1715 ، بلافاصله پس از مرگ لویی چهاردهم در فرانسه احساس آزادی بر همه چیز مسلط گشت. اشراف كه اکنون دیگر از نظارت شدید وزرای پادشاه در ورسای آزاد شده بودند به پاریس مهاجرت نموده و در آنجا خانه های بزرگی برای شیوه ی زندگانی سراسر تفریح و لذت بر پا كردند. در پی آنها ساخت سالن هائی برای تئاتر و كنسرت موسیقی آغاز گردید، بطوریكه پاریس به جای ورسای به مركز فرهنگی و هنری فرانسه تبدیل گشت. می توان گفت كه این تا حدی به خاطر عكس العمل در برابر دربار ملوكانه ی مبتنی بر سبک باروك بود كه حالا می بایست سبك زیبا و جدیدی برای تزئیــن خانه های بزرگ شـهری اشراف در پاریس بوجـود آید. ابعاد کلی آنها طبیعتاً كوچكتر از كاخ ها و قصر های روستایی باروك بود. مشخصه این سبك  تزئینی كه بر اساس رُكای ، یعنی صدف ها یا سنگ های صاف كوچك برای پوشاندن مغارهای كم عمق ركوكو نامیده شد خطوط فرفری و در هم پیچیده بود که در آرابسك های زیبا [خطوط مواجِ نقش و نگار دار هندسی پیچیده به سبك اسلامی] با انحنایی ملایم به داخل خود باز می گشت. در شرایطی كه تزئینات باروك می بایست بیننده را متحیر و مغلوب خـود نماینـد، تزئینات ساده تر ركوكو خود را در پس پرده مخفی می نـمود و همـه چــیز به سـوی شادی و بی خیالی گرایش داشت. در تزئینات داخلی، این سبك از دو رنگ سـفید و طلایـی استفاده ی بیشتری می نمود و آنها را مورد تاكید قرار می داد. برای پنجره های بزرگ و لوستر های كریستال نیز این سبک برتری خاصی قائل بود. مبلمان روكوكو از زیبایی و ظرافت شكننده ای برخوردار بود و بر خلاف سبك باروك دیوار ها توسط ستون های دیواری و سقف های شیب دار دو طرفه تقسیم نمی شدند، بلكه سطحی صاف و باروح داشتند كه با تزئینات ظریفی از طلا و تابلو های زیبا آراسته می شدند (تصویر شماره 1).

تزئین در سبك ركوكو آراستگی زیبا و مصنوعی بوجود آورد كه انجامش مهارت و كاردانی زیاد می طلبید. ذائقه ی هنری هنوز هم در تسلط آكادمی فرانسه بود و او بود كه معین میكرد مخاطبین هنر با كدام نوع از هنر جدید باید آشنا شوند، زیرا این آكادمی بود كه تنها نمایشگاه عمومی در فرانسه را برگزار می نمود. البته به مرور در آكادمی نیز كلاسیسم سخت گیر نسل قدیمی تر تحلیل یافت و پس از مرگ شارل لِبرون [نقاش فرانسوی (1690 ـ 1619) رئیس آکادمی سلطنتی و طراح کاخ ورسای] در سال 1690 علاقه به ریتم های ملون و پویای روبنس جایگزین سبك پوسین گردید. اثرات  هنر روبنس از همه واضح تر در نقاشی های ژان آنتونی واتااو ( 1721 ـ 1684 ) مشاهده میشود. او جلوه های نیرومند سبك باروك را در هنر ركوكو ملایم تر كرد و آنها را با فضای شادتری مخلوط نمود بطوری كه انسان را به یاد استادانی چون تیسیان و جورجیو می اندخت  (تصویر2).

تصویر شماره 2: سفری به کوترا اثر آنتوان واتااو. رنگ روغن روی بوم (128 در 193 سانتیمتر). 1717 میلادی. موزه لوور پاریس.

در آكادمی هر هنرمندی به عنوان متخصص در یك نوع از نقاشی مثلاً نقاشی تاریخی پذیرفته میشد. این به معنای نظر بلندی این عصر بود كه آكادمی قواعد را سهل تر كرد و مخصوص واتااو رده ای به نام Fete galante به معنی جشن عاشقانه یا به عبارتی منــظره ســازی مفـرح و شــاد بوجـود آورد. بدیـن ترتیـب واتااو توانـسـت عضو آكادمی گردد. تصویر 2 همان تابلوئی است كه واتااو توسط آن خود را به آكادمـی معرفی نمود. این نقاشی به بهترین وجه اختلاف در نظرات مابین دو سبك باروك و روكوكو را به تصویر كشیده است. در شرایطی كه روبنس ما را مغلوب هنر خود كرده و با خود به درون گرداب درام های عجیب می كشاند، واتااو اما تصویر را وامی دارد تا فاصله خود را از ما [به عنوان یک تابلو] حفظ کند. هیچ چیزی در نقاشی او ناگهانی و دراماتیك نیست. نوری ملایم و شاعرانه در فضای مه گرفته بر فراز فیگور های ناروشن و محو كه با درنگ در حال عزیمت به جزیره ی افسون شده ی عشاق می خرامند می درخشد. در جادویی انباشته از نور و رنگ این اثر به امپرسیونیسم قرن نوزده فرانسه نزدیك تر از هر اثر دیگری است.

     بدعت و تازگی آثار واتااو به سبب بیان احساسات شدید در گذرا بودن عمر آدمی است كه در كارهایش تا به این اندازه نمود یافته اند. انسان های درون تابلو هایش برای انجام مراسم جشن لباس های شاد و بامزه ای به تن كرده اند و آزاد از قواعد روزمره ی زندگی، از فضای لطیف و شفاف تابستانی روستائی لذت می برند. با این وجود در پس این شادكامی، احساس تلخ و شیرین رویایی سپری شده خود را مخفی كرده است. چنین جذابیت شكننده ای آثار واتااو را با كارهای ژان باپتیست سیمون شاردن ( 1779 ـ 1699 ) مرتبط می سازد. البته شاردن چون او از فن توهم ساز روبنس متاثر نبود، بلكه تحت تاثیر واقع گرایی نقاشی های هلند قرار داشت. در شرایطی كه واتااو به ثبت بازی های اشرافی و سرگرمی ها و لذت های لطیف می پرداخت، شاردن شادی های  ساده و همراه با اعتدال بورژوازی را در آثارش بیان میكرد. شاردن هنرمندی خود ساخته بود و نقاشی های بسیاری با موضـوع طبیعت بی جان كشید. در رده بندی آكادمی هنر، تابلو هـای طبیعت بی جان در درجه ی كمتری از  اهمیت قرار می گرفتند تا موضوعات مربوط به حوادث تاریخی، زیرا تصور آنها اینگونه بود كه موضوعات طبیعت بی جان تقلید محض از طبیعت است. اما زیبایی بازسازی هایی كه او در نقاشی هایـش عرضه مینمود باعث محبوبیت وی گشتند. تصویر 3  مجموعه ای است از اشیایی كه نه فقط به خاطر طرز قرار گرفتن شكل ها و انعكاس نورها که همچنین به عنوان نوعی نماد انتخاب شده است. آنها قسمت هایی از غذای شخص روزه دار هستند. از طریق ترسیم ملایم و خوش نور اشكال و اجسام مملو از سایه و روشن او توانسته است كه دلربایی و افسون زندگی روزمره در خانه ای انباشته از لوازم شهرنشینی را بیان كند.

  

تصویر شماره 3: طبیعت بی جان اثر ژان باپتیست شاردن. رنگ روغن روی بوم (71 در 98 سانتیمتر)، 1760 میلادی. موزه لوور پاریس

ادامه دارد . . .

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: