سیاست یاس و ناكامی

مه 28, 2008

رالف داهرن دورف

برگردان علی محمد طباطبایی

 

 آیا فقر بیش از اندازه سبب خشونت و در نهایت ایجاد انقلاب می گردد؟ بسیاری از انسان ها معتقد هستند كه چنین است و در تلاش توضیح پدیده هایی برمی آیند كه گستره ی آنها از قیام های چریكی تا تروریسم اسلامی امتداد می یابد.

لیكن كارل ماركس و الكسی دوتوكویل، دو تن از بزرگترین تحلیل گران مسائل اجتماعی قرن 19، بهترمی دانستند كه شیوه های كاركرد انسان ها چگونه است و چه چیزی باعث تغییرات جوامع انسانی می گردد. فقر بیش از اندازه باعث بی تفاوتی و دل مردگی می شود، اما به شورش نمی انجامد. حداكثر آن كه مردم بسیار فقیر را می توان برای تظاهرات گاه و بیگاه خشم انسانی مورد استفاده قرار داد، اما آنها از همان    خمیره ای نیستند كه تروریست ها و انقلابی ها از آن ساخته شده اند.

یك گروه به مراتب تعیین كننده تر در هر جامعه ای آن كسانی هستند كه برای رسیدن به شرایط جدید و بهتر به خود زحمت حركت به جلو را می دهند، اما سپس راه خود را مسدود شده می یابند. آرزوها و آمال آنها با توجه به شرایط موجود به هیچ وجه غیر واقع بینانه و نامعقول نیست، اما آنها مایوس می شوند: اوضاع و احوال به همان سرعتی كه آنها می خواهند به جلو نمی رود، یا اصلاً حركتی نمی كند، آنهم با توجه به شرایطی كه آنها هیچ كنترلی بر آن ندارند. به دیگر سخن موقعیت های مناسبی وجود دارد، لیكن نمی توان از آنها به نفع خود استفاده كرد یا به اهداف خود جامه ی عمل پوشاند.  

همین گروه است ـ و نه مردم معمولی كه به طور غم انگیزی فقیر و درمانده هستند ـ كه نیروی عظیم گردآمده برای تظاهرات خشونت انگیز و در نهایت برای تغییرات اصلی و مهم را تشكیل می دهد.

سیاست یاس و ناكامی علی الخصوص در جهان پساكمونیستی و طی این 15 سال گذشته آشكار بوده است. دخالت سهمگین سلطه ی نومنكلاتورا دیگر وجود نداشت، و رویای زندگی جدید مانند آنچه در جوامع باز غربی در جریان بود عملی و ممكن به نظر می رسید. اما در عمل و بدواً همه چیز رو به خرابی گذارد. مسیر رسیدن به رونق اقتصادی و به آزادی مسیری پر پیچ و خم بود و برخلاف تصور اولیه از میان دره ای از اشك و اندوه می گذشت.

اما مردم در شیوه های گوناگونی واكنش نشان دادند. كسانی كه بختشان بلندتر بود ابتدا به مراكز پیشرفت های اقتصادی كشورهای خود و سپس به كشورهای خارجی مهاجرت كردند، یعنی به كشورها و مكان هایی كه در آنها جهان جدید بی درنگ قابل یافتن و به دست آوردن بود. و آن كسانی كه در وطن خود باقی ماندند در رای گیری ها شیوه های عجیبی را انتخاب كردند ـ برای مثال به جانشین های احزاب كمونیستی سابق رای دادند كه همین چندی پیش از خلاص شدن از شر آنها بسیار خشنود بودند.

اتحادیه ی اروپا با تمامی ضعف هایش به كشورهای پساكمونیستی اروپای شرقی و جنوبی كمك های زیادی نمود. مثلاً باعث گردید كه دره ی اشك و اندوه تحمل پذیر تر گردد، هم از طریق ارائه ی كمك های مالی و سایر همكاری ها و هم با ایستادگی بر وعده ی خود مبنی بر عضویت آن كشورها در اتحادیه ی اروپا و ایجاد امید برای شكوفایی اقتصادی در آینده ی نزدیك. آنچه به همین اندازه مهم است آن كه چنانچه اتحادیه ی اروپا ایجاد یك زیربنای اداری و اجتماعی برای آزادی را مورد حمایت قرار نمی داد، به احتمال بسیار در لهستان، مجارستان و نقاط دیگر یك واكنش حادتر كمونیستی و چه بسا فاشیستی به وجود می آمد.

در حالی كه سیاست یاس و سرخورگی به این ترتیب در جهان پساكمونیستی تحت كنترل در آمد، اما در جهان اسلامی همان سیاست با كینه توزی تمام شیوع یافت. در اینجا نیز البته این پدیده ی جدیدی نبود. با آغاز عصر نوگرایی در این قسمت از جهان، ارتباط میلیون ها انسان از جوامع و شیوه های زندگی سنتی كاملاً بریده شد. به ویژه مردان جوان چشم انداز نوعی زندگی را مشاهده می كردند كه بیشتر به آن شیوه ای از زندگی شباهت داشت كه توسط تلویزیون های غربی به آنها عرضه می شد.

اما آنها به زودی دریافتند كه جامه ی عمل پوشاندن به این چشم انداز متضمن سفری طولانی تر و طاقت فرسا تر از آنچیزی است ابتدا انتظارش را داشتند. در واقع این عمل مستلزم سپری شدن حداقل یك نسل تمام بود كه طی آن می بایست تلاش اصلی برای به انجام رساندن یك زندگانی مدرن باشد، در حالی كه میوه های این تلاش فعلاً دست نیافتنی باقی می ماند.

نسل های قبلی شاید آمادگی بیشتری داشتند تا بار سنگین زحمات و انتظاركشیدن ها را تقبل كنند، اما امروزه مردم می خواهند كه هرچه سریع تر نتایج تلاش های خود را ببینند. اگر منفعت ها به سرعت حاصل نشود ـ كه برای اكثر این انسان ها چنین است ـ آنها بی آرام و قرار می شوند. جریان سنگین مهاجرتی كه به تازگی آغاز شده است موضوع اصلی دهه ی آتی خواهد بود. به ویژه در آفریقا، مهاجرت تقریباً یگانه مسیر پرسرعت برای رسیدن به میوه های مدرنیته است. 

آن كسانی كه نمی توانند خود را به كشورهای دیگر برسانند، یا در كشور جدیدی كه به آن مهاجرت كرده اند ناكام می مانند، در نوعی تردید و سردرگمی گرفتار می شوند: جهان قدیمی آداب و رسوم و پیوندهای سنتی برای آنها دیگر وجود ندارد، اما جهان جدید مدرنیته نیز خارج از دسترس آنها است. آنها در برزخ عدم قطعیت و نا امیدی سردرگم و پریشان می مانند.

بعضی چنین استدلال می كنند كه چنین حالتی یكی از معضلات « ملت های دیررسیده » است، ملت هایی مانند آلمان یك قرن پیش. رهبران اغوا گر (كه هیتلر هم یكی از آنها بود) احساسات حاصله از یاس و سرخوردگی را مورد بهره برداری خود قرار می دهند. اما هرچه هم كه ارزش این قبیل نظریه ها باشد، آشكار است كه سرخوردگی ناشی از بلندپروازی جوانان در كشورهای در حال گذر به مدرنیته آنها را به هدف های مناسبی برای واعظین نفرت تبدیل كرده و آنها را اغوا می كند كه از مسیر پیشرفت های كند خارج شده و به سوی حركت های شورانگیز تر تغییر جهت دهند.

آنچه ما تروریسم می نامیم علت های بسیاری دارد اما لازم است كه از توضیحات كم مایه و سطحی برحذر بود. در هر حال سیاست یاس و سرخوردگی كه حاصل بلندپروازی ها و سپس به مانع برخوردن آنها است به روشنی یكی از همین علت ها می باشد و این چالشی است برای آن كسان كه از میان ما كه در شرایط سعادتمندانه تری زندگی می كنند. اگر قصد آن نداریم كه به درون مرداب خشونت گرایی و واكنش های اقتدارگرایانه به آن فرورویم، نهادهای بین المللی باید برای جهان در حال گذر از مدرنیته همان كاری را انجام دهند كه اتحادیه ی اروپا برای كشورهای پساكمونیستی انجام داده است. برای دموكراسی های جهان   وظیفه ای بزرگ تر و مهم از این وجود ندارد.  

 

 

رالف داهرن دورف نویسنده ی كتاب های مورد تحسین قرار گرفته ی بسیاری است. وی نمانیده ی پیشین اتحادیه ی اروپا از آلمان بود و عضو پیشین مجلس عوام انگلستان. داهرن دورف همچنین رئیس قبلی  مدرسه ی اقتصادی لندن و مسئول پیشین كالج سنت آنتونی در آكسفورد بود.

 

 

 

 

The Politics of Frustration by Ralf Dahrendorf.

Project Syndicate 2005.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: