كالبدهای بی‌روح

مه 27, 2008

پاول بلوم

برگردان علی محمد طباطبایی

 
محققین پیشتاز در زمینه‌ی هوش مصنوعی جایی انسان‌ ها را به عنوان ماشین‌ های ساخته شده از گوشت توصیف نموده بودند. این تصویر در واقع همان ترجمان توافق عمومی در حوزه‌های روان شناسی و علم اعصاب است كه می‌گوید زندگی روحی و روانی ما انسان ‌ها محصولی از مغزهای مادی ما است و این كه مغزها نه توسط خالق آسمانی كه توسط جریان كور انتخاب طبیعی شكل گرفته است.

 اما به استثنای یك اقلیت كوچك از فلاسفه و دانشمندان هیچ كس دیگری این دیدگاه را جدی نمی‌گیرد، زیرا عقیده‌ای آزارنده و زننده است، به اعتقادات دینی بی‌احترامی كرده و عقل سلیم را به چالش می‌گیرد. بالاخره این كه هیچ كدام از ما چنین احساسی نداریم كه صرفا كالبدهای مادی هستیم و از گوشت محض تشكیل شده‌ایم. احساس ما بیشتر این است كه در كالبدهای خود زندگی می‌كنیم و به عبارتی آنها را در تملك خود داریم. ما به طور خودانگیخته به دیدگاهی كشیده می‌شویم كه توسط رنه دكارت مطرح شده است: ما انسان‌ها ذاتا ثنویت‌گرا هستیم و روح ‌ها و كالبدها را به عنوان اجزاء جدا از هم می‌پنداریم.

این ثنویت‌گرایی پیامدهای تعین‌كننده‌ای بر شیوه‌ ی اندیشه و كنش و احساس ما دارد. فیلسوف معروف «پتر سینگر» تصور از یك حلقه‌ی اخلاقی را مورد بحث قرار می‌دهد ـ حلقه‌ای از اندیشه‌هایی كه برای ما اهمیت دارند و دارای معنا و دلالت اخلاقی هستند. این حلقه می‌تواند بسیار كوچك باشد، بر خویشاوندان نزدیك و كسانی كه هر كدام از ما با آنها به طور روزانه سر و كار داریم مشتمل گردد یا می‌تواند بی‌نهایت وسیع بوده و تمامی انسان‌ها، اما همچنین جنین‌ها، حیوانات، گیاهان و حتی خود زمین را در بر گیرد. برای بیشتر ما آن حلقه اندازه‌ای متوسط دارد و تعین دقیق محدوده‌های آن ـ مثلا این كه آیا شامل سلول‌های پایه هم می‌شود ـ می‌تواند باعث ایجاد اضطراب و مشاجره شود.

سرشت این محدوده‌ها مربوط است به دیدگاهی مبتنی بر عقل سلیم كه مطابق با آن بعضی اشیاء دارای روح هستند و بقیه فاقد آن. چنانچه به نظر ما چیزی دارای روح باشد پس دارای ارزش هم هست، و چنانچه چیزی را به عنوان جسم محض به شمار آوریم ارزشی نخواهد داشت. چنین تصوری البته غالبا به طور صریح بیان می‌شود. برای مثال به هنگام مباحثه در باره‌ی سقط جنین اغلب از جهت دانستن تاریخ، این پرسش مطرح می‌شود: چه زمانی روح وارد بدن می‌شود؟

این استدلال همچنین می‌تواند نسبت به این موضوع به كار رود كه ما انسان‌های بالغ را چگونه می‌بینیم. معمولا هنگامی كه ما با دیگران در حال همكاری هستیم، آنها را به عنوان روح و همزمان جسم به شمار می‌آوریم. ما آنها را از این جهت كه دارای عقاید، آروزها و آگاهی هستند ارج می‌نهیم و تشخیص می‌دهیم كه آنها اشیاء جامد مادی هستند كه فضا را اشغال كرده و در معرض گرانش قرار دارند.

هر دو طرز تلقی در مسیر زندگی روزانه به خوبی در كنار یكدیگر قرار می‌گیرند. اما هنگامی كه ما یك دیدگاه را نسبت به دیدگاه دیگر مورد تاكید و اهمیت بیشتر قرار دهیم، پیامدهای اخلاقی به دنبال خواهد داشت. روان شناسان اجتماعی نشان دادند كه به هنگامی كه یك شخص به عنوان موردی برای آزمایش انتخاب شده و به پذیرفتن دیدگاه فرد دیگری ترغیب شود، شخص مورد آزمایش قرار گرفته نسبت برای آن شخص دیگر اهمیت بیشتری قائل خواهد شد و در صورت نیاز احتمال بیشتری وجود دارد كه به او كمك كند. بنابراین تمركز بر روی روح، به توجه اخلاقی دادن می‌انجامد و می‌تواند حلقه‌ی اخلاقی را بسته به شرایط وسعت دهد.

عكس آن هنگامی می‌تواند روی دهد كه شخص صرفا به عنوان جسم تنها نگریسته شود و احساسی كه این نتیجه را مورد تاكید قرار می‌دهد انزجار و نفرت است. پائول روزین (روان شناس) نشان داده است كه انزجار همانگونه كه چارلز داروین ابتدا متوجه شده بود نوعی سازگاری تكاملی است كه ما را از گوشت فاسد منصرف می‌كند. به همین دلیل نیز این احساس به طور طبیعی توسط حیوانات، مواد زائد حیوانی و فضولات آنها ایجاد می‌شود. اما دایره‌ی انزجار و نفرت می‌تواند به سهولت به خود انسان‌ها نیز گسترش یابد. مردم، در هر حال، از گوشت ساخته شده‌اند. از این رو هر حركتی كه هدفش لكه‌دار كردن یا بدنام كردن بعضی گروه‌ها ـ یهودی‌ها، سیاه‌ها، همجنس‌گرایان، فقرا، زنان و امثالهم ـ باشد همان انزجار و نفرت را به كار می‌گیرد. همینكه گروهی به عنوان نفرت انگیز نگریسته شوند، ما انسان‌ها آنها را در ردیف افراد دارای اخلاق به شمار نمی‌آوریم. آنها در واقع تبدیل به جسم‌های بدون روح می‌شوند و دایره‌ی اخلاقی برای خارج كردن و طرد كردن آنها    تنگ تر می‌شود.

واكنش ما به كالبدهای بدون روح به خوبی در داستانی به نمایش در می‌آید كه در باره‌ی دكارت، پس از آنكه چشم از جهان فرو بست، تعریف شده است. همه می‌دانستند كه دكارت دارای دختری نامشروع به نام فرانسیس است كه در سن پنج سالگی درگذشته بود. مطابق با این داستان دكارت چنان از مرگ دخترش غصه‌دار شده بود كه یك آدمك مصنوعی درست كرد، عروسكی ماشینی كه كاملا شبیه به فرانسیس دخترش ساخته شده بود. دكارت هرگز از آن عروسك جدا نمی‌شد. یك بار هنگامی كه او از دریای هلند عبور می‌كرد و عروسك را در صندوقچه‌ای در كابین خود نگهداری می‌كرد، كاپیتان كشتی كه به دانستن محتوای آن صندوقچه بسیار كنجكاو شده بود شبی مخفیانه به كابین دكارت رفت و در آن را باز نمود. فرانسیس، آدمك مصنوعی از جای خود برخاست و باعث وحشت كاپیتان شد. وی كه دچار حالت تهوع و انزجار شده بود آن عروسك را محكم در دستان خود گرفته و كشان كشان به روی عرشه برد و به دریا انداخت (1).

این داستان نشان می‌دهد كه ما جسمی بدون روح را تا چه اندازه ناراحت كننده و گاهی شدیدا تنفرآور می‌یابیم، و آن نیروی كشش عاطفی را به تصویر می‌كشد كه ثنویت مبتنی بر عقل سلیم غالبا دچار آن می‌شود. اما همچنین معضل جدی را نیز باعث می‌گردد. علم به ما می‌گوید كه ثنویت مبتنی بر عقل سلیم ما غلط است. هیچ گونه توافقی در این خصوص وجود ندارد كه دقیقا چگونه زندگی روحی – روانی از مغزی مادی سربرمی آورد، اما تردیدی نیز وجود نخواهد داشت كه همین مغز است كه سرچشمه‌ی آن می‌باشد. بنابراین اگر منظور از «روح» چیزی غیر مادی و جاودانی است، چنین چیزی وجود ندارد. همه‌ی ما انسان‌ها جسم‌های بی‌روح هستیم، درست به مانند آن آدمك مصنوعی دكارت.

شاید به همین خاطر است كه چرا عدم پذیرش ثنویت گرایی توسط علم برای ما بسیار دشوار است، زیرا چنین به نظر می‌رسد كه شان و منزلت اخلاقی انسان‌ها را تحلیل می‌برد. اگر ما باید داده‌های علمی را بپذیریم، باید كه اخلاقیات را بر مبنای جدیدی بنا كنیم، مبنایی كه در آن ارواح دیگر جایگاهی ندارند.

 

تاریخ انتشار اولیه دوشنبه ٧ آذر ١٣٨٤

پاول بلوم استاد روان شناسی در Yale University است.

 

 

 

Soulless Bodies by Paul Bloom.

 Project Syndicate 2005

1- وقتی برای اولین بار با فرزندانم به موزه‌ی مردم شناسی رفته بودم دقیقا همین احساس انزجار و تهوع در اثر مشاهده‌ی مجسمه‌های مومی كه كاملا شبیه به انسان ساخته شده بودند به پسر بزرگتر من دست داد. ارنست گمبریچ نیز در مشهور ترین كتابش هنر و توهم همین موضوع را در باره‌ی مجسمه‌های موزه‌ی مادام توسو تعریف می‌كند. مترجم. 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: