هیتلر یك نام بیشتر نبود

مه 12, 2008

مصاحبه ی شپیگل آن لاین با ویتنی هریس

مدعی العموم دادگاه نورنبرگ

برگردان علی محمد طباطبایی

 

 شصت سال پیش از این در یك روز یكشنبه دادگاه رسیدگی به جنایات جنگی نورنبرگبرای اجرای عدالت در مورد رهبران نازی آغاز به كار كرد. ویتنی هریس  (Whitney Harris)  یكی از چهر های اصلی آن محاكمه بود. بخش اینترنتی شپیگل با او گفتگویی در باره ی فرمانده ی  آشویتس رودولف هوس (Rudolf Hoess) ، هراس های عاطفی كه از آن دادگاه باقی ماند  و ایالات متحده انجام داده است

 

 شپیگل: در 1945 هنگامی كه شما به جمع آوری شواهدی برای پیگرد قانونی و محاكمه ی جنایات جنگی نازی ها آغاز كردید، چیزی بیش از یك ماشین تحریر مستعمل، یك منشی آلمانی زن و مقدار زیادی نیت خیر نداشتید. آیا مسئولیت عظیم بستن اتهام به رهبران پبشین نازی فشار زیادی به شما وارد نمی ساخت؟

هریس: كل آن دادگاه یك چالش عظیم بود. مسئولیتی كه در آن دادگاه به من محول شده بود رسیدگی به پرونده ی ارنست كالتن برونر (Ernest Kaltenbrunner)  بود. یعنی من می بایست قتل میلیون ها یهودی كه توسط اس اس و گشتاپو انجام شده بود را مورد تحقیق قضایی قرار می دادم. كالتن برونر جانشین راینهارد هیدریش (Reinhard Heydrich) در مقام رئیس امنیتی رایش بود و مسئول ده ها هزار مامور گشتاپو، پلیس و نیروهای اطلاعاتی ـ امنیتی.

شپیگل: قبل از آن كه محاكمه آغاز شود اطلاعات شما از قتل عام ها تا چه حد بود؟

هریس: من كمترین تصوری هم از ابعاد كشتارهای جمعی كه در آلمان به وقوع پیوسته بود نداشتم. در واقع هنگامی كه تحقیقات خود را شروع كردیم چندان شواهد محكمی در این مورد نداشتیم.

شپیگل: اما سپس از طریق بازجویی از فرمانده ی پیشین آشویتس رودولف هوس توانستید كه یكی از اولین مدارك مستند را ارائه دهید كه قتل عام یهودی ها را تایید می كرد.

هریس: بله. این یك نقطه ی عطف تعین كننده در آن محكمه بود. جمع آورش شواهد در واقع هنگامی كه من متوجه شدم انگلیسی ها هوس را دستگیر كرده اند از پیش كامل شده بود. سپس درخواست كردم كه او را به دادگاه نورنبرگ تحویل دهند و به این ترتیب موافقت به عمل آمد كه من سه روز از او بازجویی كنم. هوس برایم توضیح داد كه فرمانده ی رایش اس اس یعنی هاینریش هیملر شخصاً به او دستور داده بود كه آشویتس را به یك اردوگاه كشتار جمعی در 1941 تبدیل كند. هوس در بخش جدید اردوگاه در بیركناو (Birkenau)  اتاق های گاز و كوره های آدم سوزی را ایجاد كرد. او اطلاعات دقیقی از فجایع نازی ها در اختیار ما گذاشت و برآورد نمود كه 5/2 میلیون یهودی، كولی و زندانیان جنگی به قتل رسیده اند ـ به اضافه ی 5/1 میلیون انسانی كه در اثر سوء تغذیه، از پا افتادگی و خستگی و بیماری یا سوء رفتار مردند.

شپیگل: برداشت كلی شما از خود هوس چه بود؟

هریس: او شخصاً آدمی نبود كه كسی را تحت تاثیر قرار دهد. هیچ چیز خاص و غیرعادی در او دیده نمی شد كه حكایت از وجود یك جنایتكار نفرت انگیز در پشت چهره ی او داشته باشد. او كاملاً مانند انسان های معمولی بود. او به آرامی و با اطمینان خاطر سخن می گفت. البته هرگز داوطلبانه اطلاعاتی را افشا نكرد. اما تا آنجا كه می توانم به خاطر بیاورم او پرسش های مرا صادقانه پاسخ می گفت. و عجیب آن كه ما راهی     نمی یافتیم كه بتوانیم شهادت های او را به دادگاه اضافه كنیم. زیرا همانگونه كه قبلاً اشاره كردم در آن موقع ما دیگر جمع آوری شواهد را به پایان برده بودیم.

شپیگل: راه حل شما برای این مشكل چه بود؟

هریس: وكیل كالتن برونر یعنی كورت كاوفمان (Kurt kaufman)  در این مورد به داد ما رسید. او دفاع موكل خود را بر این ادعا قرار داد كه كالتن برونر رئیس امنیتی رایش شده بود تا بتواند نیرو و انرژی خود را بر فعالیت های ضداطلاعاتی متمركز كند و نه بر اردوگاه های كار اجباری. برای تایید این سخن كاوفمان ادعا كرد كه كالتن برونر پایش را در هیچ اردوگاه كار اجباری نگذاشته است. هوس دقیقاً همان شخص بود كه این گفته را تایید كند ـ حداقل در مورد اردوگاه آشویتس. به این ترتیب كاوفمان هوس را به عنوان شاهد به دادگاه فراخواند و ما هم توانستیم به شیوه ی خودمان او را سوال پیچ كنیم.

شپیگل: هوس در هر حال به مرگ محكوم شده بود و كمك چندانی به كالتن برونر نكرد. آیا به عقیده ی شما كالتن برونر واقعاً بر این بارو بود كه می تواند با دروغ گفتن از اعدام رهایی یابد؟

هریس: خیر. اكثر متهمین می پذیرفتند كه جنایات جنگی و قتل عام یعودیان حقیقتاً روی داده است. اما سعی آنها این بود كه سهم و نقش خود در آن رویدادها را كاهش دهند. كالتن برونر هم فكر نمی كرد مورد عفو قرار گیرد. او در واقع تنها كسی بود كه پس از دریافت حكم اعدام استیناف نداد.

شپیگل: كدام یك از متهمین ماندگار ترین تاثیر را بر شما گذاشت؟

هریس: یولیوس شترایشر ضد یهود كه ناشر Stuermer بود بدون تردید غیرقابل تحمل ترین از میان آنها بود. بدون استثنا همگی، حتی در میان خود آن گروه از او بدشان می آمد. آلبرت شپر (Albert Speer) مهندس معمار هیتلر و وزیر جنگ و تسلیهات از طرف دیگر بسیار تاثیر مطبوعی می گذاشت. زیرا تلاشی برای بیگناه نشان دادن خودش نداشت. او محاكمه را به دقت دنبال می كرد و در مسیر دادگاه اهل همكاری بود و نادم از اعمال خودش. به احتمال بسیار همین هوش و ذكاوت او بود كه وی را از دریافت حكم اعدام معاف كرد.

شپیگل: آیا می توان آن محاكمه را عادلانه دانست؟

هریس: یقیناً. به باور من ما موفق شیده بودیم كه از هر سیستم حقوقی بهترین بخش ها را جدا كرده و از آنها تركیب جدیدی درست كنیم. پرسش سرنوشت ساز در آن زمان این نبود كه آیا آلمان مرتكب آن جنایات جنگی شده بود كه این دیگر واقعیتی غیر قابل انكار و برای همه پذیرفته شده بود. پرسش اصلی ما در آن زمان این بود: آیا آن متهم مورد نظر در جنایت های نازی ها شركت داشته یا خیر و مسئولیت او در آنها تا چه حد بوده است؟ برای آن كه بتوانیم به این پرسش ها تا حد ممكن به دقت پاسخ دهیم ما هزارها سند را مورد بررسی دقیق قرار دادیم.

شپیگل: بسیاری از ناظرین مقدمات آن دادگاه را بسیار بی نظم و آشفته توصیف كرده اند. آیا حقیقتاً همین طور بود؟

هریس: ترجیح می دهم كه این اصطلاح آشفته و بی نظم را به كار نبرم. البته ما مشكلاتی داشتیم زیرا برای اولین بار بود كه تلاشی برای یك دادگاه نظامی بین المللی انجام می شد. متفقین در تابستان 1945 گردهمایی در لندن داشتند تا تصمیم بگیرند كه دادگاه در كجا باید برگذار شود و موارد اتهامی چه باید باشد.

شپیگل: آیا تفاوت های ایدئولوژیك و رقابت های موجود میان متفقین صدمه ای به كار دادگاه وارد نمی ساخت؟

هریس: در بعضی موارد گفتگو میان متفقین دشوار بود. اما من مطمئن هستم كه آن اختلاف نظر ها تاثیر منفی بر جریان معمول دادگاه نداشت. برعكس: در برخی موارد مباحثه میان دادستان ها به جلوگیری از انجام خطاها طی جریان دادرسی كمك نمود.

شپیگل: رئیس آن زمان شما رابرت جكسون دادستان كل ایالات متحده به عنوان پدر معنوی و رهبر دادگاه نورنبرگ به شمار می آید. نقش او دقیقاً چه بود؟

هریس: عملاً همه بر این عقیده بودند كه جكسون رهبر واقعی آن دادرسی است. وی در نطق افتتاحیه ی خود لحن و مسیر كل دادگاه را معین نمود. این جكسون بود كه تعین كرد دادگاه باید تماماً بر شواهد قاطع و مصاحبه با شهود استوار گردد.

شپیگل: در روزی كه اعدام ها انجام شد وضعیت كلی چگونه بود؟

هریس: شدیداً متشنج. توجه رسانه ها بسیار بالا بود و هنگامی كه دانسته شد هرمان گورینگ در سلول خودش و با خوردن كبسول سیانور خودكشی كرده خیرنگاران به راستی از هیجان دیوانه شده بودند.

شپیگل: آیا خودكشی گورینگ را باید به عنوان یك آخرین پیروزی شخصی بر دادگاه بین المللی به حساب آورد؟

هریس: خب، او در دقایق آخر موفق شود كه از مرگ با طناب دار اجتناب كند و از مامور اجرای حكم بگریزد. احتمالاً او می خواست كه در آن آخرین لحظه انزجار خودش را نسبت به متفقین نشان دهد.

شپیگل: شما با تجربیاتی كه در دادگاه نورنبرگ به دست آورده بودید چه كردید؟

هریس: من در باره ی آن رویداد كتابی نوشتم و سپس به ایالات متحده به عنوان استاد حقوق بازگشتم. در آن زمان به خودم می گفتم: می خواهم پرونده ی این بخش از زندگی خود را برای همیشه به بایگانی بفرستم و دیگر نمی خواهم كه در آن باره فكر كنم، یا چیزی بنویسم. من نمی خواستم كه با خاطرات آن زندگی كنم. حدود 20 سال طول كشید تا بتوانم با آن رویداد كنار بیایم. حتی امروزه نیز این رویداد وحشتناك در تاریخ بشر حقیقتا مرا رنج می دهد. تمامی این جنایت های وحشتناك را نباید منحصراً پدیده ای آلمانی دانست.

شپیگل: بلكه؟

هریس: من كاملاً مطمئن هستم كه آدولف هیتلر صرفاً نامی بیش نبود كه بر فروپاشی مطلق اخلاقی در جهان قرن بیستم دلالت داشت. در واقع همه چیز در 1914 با جنگ جهانی اول هنگامی كه همه همدیگر را می كشتند و هیچ استاندارد اخلاقی باقی نمانده بود آغاز شد. انتقام دستور روز بود و هر عذری موجه. مگر كمونیست ها در روسیه چه كردند یا ژاپنی ها در چین؟

شپیگل: و امروز؟

هریس: امروز هنوز هم با همان مسائل روبر هستیم. كافی است كه تروریسم را مورد توجه قرار دهیم ـ هیچ كس نمی داند كه آخر آن به كجا ختم می شود. اگر خواهان آینده ای برای فرزندان خود هستیم، اگر می خواهیم كه باقی بمانیم جداً نیازمند آن هستیم كه نگرش های اخلاقی و سیاسی خود را مورد بررسی مجدد قرار دهیم.

شپیگل: از چه جهت؟

هریس: ما دیگر تاب تحمل جنگ در این جهان را نداریم. جنگ ها نه فقط برای جوامعی كه به طور مستقیم درگیر آنها هستند كه برای تمامی بشریت ویرانگراند.

شپیگل: آیا این شوخی تاریخ نیست كه در میان تمامی كشورهای جهان باید این ایالات متحده باشد كه از امضای مصوبات رم جهت رسمیت بخشیدن به دادگاه بین المللی جنایات جنگی لاهه سرباز می زند؟

هریس: من شخصاً از مدافعین پروپاقرص دادگاه بین المللی جنایات جنگی هستم و به هیچ وجه این را قابل پذیرش نمی دانم كه ایالات متحده هنوز هم آن مصوبه را امضا نكرده است. البته 40 سال طول كشید تا بالاخره ایالات متحده كنوانسیون سازمان ملل متحد برای منع كشتار جمعی را امضا كند. واقعاً چه نیازی به چنین زمان طولانی برای موضع گیری بر علیه كشتار جمعی بود؟ از آن بیم دارم كه برای امضای مصوبه رم نیز به زمان بسیاری نیاز باشد.

تاریخ انتشار اولیه سه شنبه 22 آذر 1384

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: