هلال ماه و صلیب شکسته

آوریل 28, 2008

نگاهی به کتابی در باره امین الحسین مفتی اعظم اورشلیم 

برگردان علی محمد طباطبایی

 

  

در اواخر قرن نوزدهم فلسطین یکی از بخش های بسیار کم جمعیت امپراتوری عثمانی بود که در مجموع سکنه ی آن به نیم میلیون هم نمی رسید. بیشتر این مردم را اعراب سنی تشکیل می دادند اما گروه های کوچکتری از اعراب مسیحی و حدود 25 هزار یهودی جدایی طلب نیز در فلسطین زندگی می کردند. این که درصد جمعیت یهودی از دهه 1880 به طور مستمر افزایش می یافت و بالاخره پس از جنگ جهانی دوم موفق به تشکیل کشور اسرائیل گردید از یک طرف با یهود ستیزی در اروپا مرتبط بود و از طرف دیگر با فروپاشی امپراتوری عثمانی و جنایت های ناسیونال سوسیالیست ها در مورد یهودیان. کلاوس میشائیل مالمان و مارتین کووپرز با مدارک و شواهد مستند بسیار نشان می دهند که چگونه یهودی ها طی دوره پیش از جنگ دوم و در خود جنگ در پیامد « نزدیکی میان ناسیونال سوسیالیسم و جهان عرب » در میان دو جبهه ی بسیار مخاطره آمیز گرفتار آمدند. 

اولین گرایش بزرگ برای مهاجرت قبل از 1914 به کشتار جمعی در روسیه باز می گردد. آن 70 هزار یهودی که به فلسطین آمدند یقیناً مایل بودند که در میهن خود در اروپای شرقی باقی بمانند تا این که در شرایط بسیار دشوار و آب و هوایی ناآشنا و به سرزمینی که خاکی کم بازده داشت مهاجرت کنند. پس از جنگ جهانی اول که قیمومیت فلسطین به بریتانیای کبیر واگذار شد، این کشور خود را با درخواست برای انجام وعده ای روبرو می دید که وزیر امور خارجه بالفور در 1917 داده بود. در بیانیه بالفور دولت بریتانیا خود را علاقمند ایجاد یک کشور ملی برای یهودیان در فلسطین نشان داده بود. این اظهار نظر که به طور مبهم تدوین شده بود توسط صهیونیست هایی که از اواخر قرن نوزدهم به فعالیت می پرداختند برای اهداف خود مورد بهره برداری قرار گرفت. برای آنها مهاجرت یهودیان به فلسطین در درجه اول به عنوان حرکتی برای فرار از آزار و تعقیب یهودستیزان نبود، بلکه آنها در این عمل خود طرحی کلی و اولیه با اهداف سیاسی معین را می دیدند. و این که تئودور هرتسل بانی صهیونیسم هیچ اهمیت و توجهی به جمعیت عرب حاضر در فلسطین نداده بود برای نویسندگان این کتاب ارزش یک اشاره جانبی را داشته است.

در آغاز دهه 1920 با توجه به یهودستیزی بسیار شدید در اوکراین و لهستان اولین امواج مهاجرت آغاز گشت، آنچه از طرف اعراب با اعمال خشونت انگیزی بر علیه یهودیان پاسخ داده شد. مقامات انگلیسی برای تحت کنترل قرار دادن این وضعیت به سهمیه بندی مهاجرت یهودیان پرداختند. در اوایل دهه 1930 در فلسطین حدود 180 هزار یهودی در کنار 771 هزار مسلمانی که تمایلی به آنها نداشته و اغلب با خصومت به آنها می نگریستند زندگی می کردند. دیدگاه ستیزه جویانه اکثریت جمعیت عرب به نحوی ایدئولوژیک بر افکار امین الحسینی تاثیر خود را گذارد. بریتانیایی ها در 1921 و بدون توجه به درخواست او از اعراب جهت انجام اقدامات خشونت طلبانه بر علیه یهودیان وی را به عنوان مفتی اورشلیم تعین کردند، یعنی در واقع او را به بالاترین مقام یک قاضی اسلامی در فلسطین رسانیدند که می توانست بالاترین تصمیمات حقوقی را اتخاذ کند. مفتی اعظم نیز کمترین فرصتی را برای رد کردن همزیستی مسالمت آمیز میان اعراب و یهودی ها از دست نداد و به این ترتیب امیدهای بسیاری از اعراب و یهودی های منطقه در نطفه خفه شد. این که چرا عرب هایی که آماده همزیستی با یهودی ها بودند برای یهودی هایی مانند مارتین بوبر که در جستجوی تفاهمی سازنده به عنوان « شریک گفتگو » بود به جایی نرسید در این کتاب مورد بحث قرار نمی گیرد. نویسندگان این اثر توجه خود را بیشتر معطوف به همزیستی میان ناسیونالیسم عربی، یهودی ستیزی و اسلام گرایی که در افکار امین الحسینی تجسم یافته بود کرده اند. به عقیده نویسندگان این کتاب به این ترتیب « توانایی های بالقوه یک دین بزرگ جهانی برای تساهل و مدارا » در خاورمیانه مسدود گردید. در نیمه دههه 1930 تبلیغات اعراب نه فقط بر علیه جمعیت یهودی که همچنین در یک انتفاضه اولیه سمت و سوی خود را متوجه حاکمیت بریتانیا کرد. آنچه مفتی در پی آن بود کمتر از استقلال و آزادی کامل برای هرگونه اقدام بر علیه یهودیان نبود. او در 1936 نام کشوری را برد که می توانست به آن استناد کند و در نهایت از همان کشور نیز حمایت های بسیاری به دست آورد. هنگامی که 60 میلیون آلمانی 600 هزار یهودی را در میان خود تحمل نمی کردند، چگونه ممکن بود کسی انتظار داشته باشد که اعراب با این 400 هزار یهودی کنار آیند، یعنی یهودیانی که تقریباً یک سوم جمعیت کل را تشکیل می دادند.     

مدتی بعد بریتانیایی ها با قاطعیت درگیر مبارزه با محافل رهبری اعراب ستیزه جو شدند، زیرا « ترور » آنها صرفا متوجه یهودی ها نبود. علاوه بر آن بریتانیایی ها در نظر داشتند که « تحول به سوی جامعه مدنی » در بخش عربی فلسطین را به شدت متوقف سازند. مفتی که در این میان از قدرت به زیر کشیده شده بود موفق به فرار گردید و از راه های مختلف بالاخره توانست خودش را در اواخر سال 1941 به آلمان برساند. این که چگونه در پیامد گسترش جنگ به یونان و شمال آفریقا در همان اوایل 1941 « پیمان شیطانی » آلمان با نیروهای ضد بریتانیایی و ضد یهود در جهان عرب منعقد گردید، و آنهم در همان حالی که « رایش سوم » که با جنگ های غافلگیرکننده بد عادت شده بود به عرب ها وعده استقلال می داد، در این کتاب توسط نویسندگان به نحو زنده و گویایی توضیح داده شده است ـ همین طور نقشه های آلمان برای گسترش تعقیب یهودی ها در بخش شرقی منطقه مدیترانه. هنگامی که در 1941 هیتلر امین الحسینی را به حضور پذیرفت ملاقات آنها به اظهار همدلی های کلی هیتلر برای اعراب و درخواست آنها برای استقلال محدود ماند. بی نتیجه ماندن قیام در عراق که حتی با کمک و حمایت نیروی هوایی آلمان به جایی نرسید از خاطر هیتلر نرفته بود. او تلویحاً به طرف مقابل خود فهماند که هدف او « نابودی یهودیانی است که در جهان عرب و تحت حفاظت قدرت بریتانیا هنوز زندگی می کنند ».

این که سخنان رد و بدل شده در آن ملاقات صرفاً به نیت های خشک و خالی محدود نماند را پیشروی مارشال رومل به مصر در 1942 نشان داد، عملیاتی که با اقدامات تبلیغاتی ضد بریتانیایی و یهودستیزانه ی پرهزینه و همینطور با اعزام گروه های ویژه ی اس اس به منطقه همراه گردید. وظیفه آنها قتل عام برنامه ریزی شده ی یهودی ها در فلسطین و بخش های دیگر خاورمیانه بود. در این کتاب رهبران گروه های ضربت همانقدر به دقت و موشکافانه مورد بررسی قرار می گیرند که موفقیت های شغلی تک به تک افراد اس اس پس از پایان جنگ در جمهوری فدرال آلمان و در آمریکای جنوبی. البته فصل های مربوط به عملیات گازانبری که همزمان از طریق قفقاز و مصر می بایست پیشروی به خاورمیانه را ادامه داده و به فتح کانال سوئز ختم شود تا به این ترتیب آلمان ها بتوانند به موقعیت کلیدی استراتژیک در منطقه دست یابند مطالب جدیدی در برندارند. پس از آن که نتیجه این عملیات شکست در منطقه العلمین در 100 کیلومتری غرب اسکندریه از آب درآمد و بقیه نیروهای رومل در پائیز 1942 به اروپا بازگشتند نیروهای اس اس توجه خود را متوجه تونس کردند که به عنوان پل ارتباطی هدایت جنگ توسط آلمان و ایتالیا تا ماه می 1943 همچنان در تسلط آنها باقی ماند. هم زمان یهودی ها نیز در فلسطین به تشکل و سازماندهی نیروهایی برای دفاع از خود پرداختند و مفتی از خاک آلمان ناسیونالیسم عربی را رهبری می کرد و با سخنانش واحدی های اس اس تشکیل شده از اعراب مسلمان را دلگرم نگاه می داشت. الحسینی تنفری را که از یهودی ها داشت حتی پس از 1945 همچنان حفظ نمود. هنگامی که او در 1974 در بیروت از جهان رفت و در حالی که قبل از آن با حمایت هایی که کرده بود باعث بالا آمدن و مطرح شدن یاسر عرفات گردید جمعیت زیادی مراسم باشکوهی برای او ترتیب داده و آن را به یک تظاهرات یهودستیزانه تبدیل کردند.

 

 

برای اطلاعات بیشتر به این نشانی ها مراجعه کنید:

 

http://en.wikipedia.org/wiki/Mohammad_Amin_al-Husayni

http://www.palestinefacts.org/pf_mandate_grand_mufti.php

http://histclo.com/essay/war/ww2/cou/pal/gmhah.html

Frankfurter Allgemeine Zeitung, 01.12.2006, S. 8

Teufelspakt mit dem Mufti von Jerusalem
Das «Dritte Reich» wollte 1941 die Judenverfolgung auf den östlichen Mittelmeerraum ausdehnen

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: