اخلاقیات انقلابی در تحقیقات جنینی

آوریل 26, 2008

 پتر سینگر

برگردان علی محمد طباطبایی

 

 آنچه به عنوان مهمترین پیشرفت علمی سال 2005 شناخته شده بود در حال حاضر زیر فشار شدید منتقدین قرار گرفته است. در ماه جون 2005 نشریه ی بسیار معتبر ساینس مقاله ای از دانشمند كره ی جنوبی وو ـ سوك هوانگ منتشر نمود كه در آن تیمی بین المللی از نویسندگان شرح می داد كه چگونه آنها عملاً لاین های بنیادین سلول های پایه از یك فرد بالغ را از طریق همانند سازی ژنتیكی ایجاد كرده اند. با وجودیكه صحت و اعتبار علمی تحقیقات آنها در حال حاضر خود موضوع چندین تحقیق جداگانه است (1)، اما استلزام های ضمنی اخلاقی این قیبل دستاوردهای علمی نیز از اهمیت بخصوصی برخوردار خواهد بود.

هوانگ و همكارانش ادعا كرده اند كه هسته ی یك تخمك تلقیح نشده را با هسته ای از یك سلول معمولی كه از شخص دیگری گرفته شده جایگزین كرده اند و به این طریق لاین های سلول های پایه را از جنینی كه به این ترتیب تكامل یافته بود به دست آورده اند كه با دی ان ای فردی مطابق دارد كه تامین كننده ی آن سلول معمولی است (2). به نظر می رسد كه این پیشرفت علمی ما را به نحو قابل توجهی به جهانی نزدیك تر می كند كه در آن می توان به بیماران سلول هایی منتقل نمود یا بافت هایی پیوند زد، آن هم بدون آن كه بدن آنها آن سلول ها یا بافت ها را طرد كند، زیرا مواد زیست شناختی كه از خود بیماران همانند سازی      می شود جفت كاملاً مناسب و بی عیب و نقصی با بدن خود آنها خواهد بود.

در آغاز دسامبر گذشته هوانگ فاش ساخت كه بعضی از تخمك ها از دو زنی گرفته شده است كه در آن آزمایشگاه كار می كرده اند و این كه دیگر « اهدا كنندگان » تخمك ها پول دریافت كرده اند ـ تجاوزی آشكار به رهنمون های اخلاقی كه با درستی و صحت علمی نقطه ی اشتراكی ندارد. اما طولی نكشید كه همكاران هوانگ صحت خود آزمایش را به زیر سوال بردند و هوانگ به نشریه ی ساینس اطلاع داد كه مایل است آن مقاله را پس بگیرد. در زمانی كه این مطلب تحریر می شود او هنوز هم از صحت آزمایشات خود دفاع می كند، در حالی كه وجود بعضی « خطاهای انسانی » را در نگهداری و حفظ لاین های سلول پایه   می پذیرد، و البته همینطور وجود بعضی آلودگی های قارچی را. مطابق با بعضی گزارشات خبری او حتی اشاره كرده است كه احتمال دارد بعضی از سلول های دستكاری شده باشند.

تا زمانی كه بالاخره بررسی های علمی در خصوص تحقیقات هوانگ كامل نشود نخواهیم دانست كه تا چه اندازه به تولید لاین هایی از سلول پایه ای كه برای هر فرد به طور جداگانه و مطابق با مشخصات ژنتیكی خود او تولید می شود فاصله داریم. با این حال شاید فقط تعداد اندكی از محققین باشند كه در این باره دچار تردید شوند كه هرگز در آینده نمی توان به موفقیتی كه هوانگ و همكارانش مدعی رسیدن به آن هستند دست یافت. اگر هوانگ اولین فرد در رسیدن به آن نباشد، بالاخره دانشمند دیگری راه رسیدن به چنین فن آوری را پیدا خواهد كرد، و همین كه بتوان به طور قابل اطمینان چنین عملی را انجام داد، در آن صورت مسیر موفقیت های بسیار مهم در علم پزشكی هموار خواهد شد.

لیكن اهمیت اخلاقی چنین تحقیقاتی به مراتب از اهمیت غیر قابل تردید در نجات جان كسانی كه دچار بیماری های حاد هستند فراتر می رود. اثبات آن كه می توان هسته ی یك سلول معمولی از بدن انسان را همانند سازی كرد مباحثه در باره ی ارزش بالقوه ی زندگی بشری را به كلی تغییر خواهد داد، زیرا ما را به این نتیجه خواهد رسانید كه ما می توانیم آن « حیات بالقوه ی بشری » را در هر كدام از سلول های بدن های خود و دیگران پیدا كنیم.

برای مثال هنگامی كه جورج دبلیو بوش در سال 2001 اعلام نمود كه دولت ایالات متحده به تحقیقات در یافتن لاین های جدید سلول پایه كه از جنین های انسان گرفته می شوند كمك مالی نخواهد كرد این استدلال را مورد استفاده قرار داد: « همچون یك دانه ی برف هر كدام از این جنین ها نیز بی مانند است و تمامی آن امكانات نهفته ی ژنتیكی منحصر در هركدام از ما را در خود دارد ».

اما دقیقاً همین نوع از استدلال است كه توسط آنچه هوانگ و گروهش ادعای رسیدن به آن را دارند در تنگنا قرار گرفته است. اگر این بی مانندی و یكتایی جنین های انسانی است كه باعث می شود از بین بردن آنها كار خطایی باشد، پس هیچ گونه استدلال الزام آوری نیز وجود ندارد كه چرا نباید برای رسیدن به سلول های پایه یك سلول از یك جنین را انتخاب نمود و باقی آن را از بین برد، زیرا امكان بالقوه ی ژنتیكی جنین كه منحصر به خود اوست به این ترتیب می تواند حفظ شود (زیرا در هر حال یك سلول از آن انتخاب می شود و باقی می ماند).

این كه چنین امكانی هم می تواند وجود داشته باشد ضعف این استدلال را آشكار می سازد كه معتقد است سقط جنین نیز اشتباه است زیرا یك موجود انسانی بی مانند را نابود می كند. زنی كه خود را در یك زمان نامناسب باردار می یابد، می تواند چنانچه یك سلول از آن جنین را حفظ كند به سقط جنین مبادرت ورزد، زیرا آن یك سلول نگه داشته شده تضمینی است برای آن كه توان بالقوه ی ژنتیكی كه در انحصار همان جنین بخصوص است به این ترتیب محفوظ می ماند.

اما به نظر می رسد كه چنین استدلالی نیز نمی تواند در درستی و اخلاقی بودن سقط جنین تغییری ایجاد كند. اگر آن زن مدت زمانی پس از آن بخواهد فرزند داشته باشد، چرا او باید دی ان ای جنین اولی و سقط شده را مورد استفاده قرار دهد و نه باردار شدن به روش معمول را؟ هر جنینی، همانی كه او سقط می كند و همانی كه او بعداً از طریق آمیزش جنسی باردار می شود، هركدام دی ان ای « بی مانند » خود را دارند. هنگامی كه انگیزه ی بخصوصی وجود نداشته باشد، مثلاً تعویض شریك جنسی، به نظر نمی رسد كه دلیلی وجود داشته باشد كه چرا باید زندگی یك كودك را به دیگری ترجیح داد.

شاید بعضی همانگونه كه مخالفان سقط جنین نیز غالباً می گویند این گونه فرض می كنند كه جنین سقط شده دارای توان ژنتیكی تبدیل شدن به یك بتهوون یا یك آینشتاین است. اما تا آنجا كه فعلاً دانش بشری اجازه می دهد، شاید این همان جنین بعدی كه آن زن باردار می شود است كه به یك بتهوون یا به یك آینشتاین تبدیل می شود و نه جنینی كه او سقط كرده. بنابراین چرا باید یك توان ژنتیكی را بر دیگری ترجیح دهیم؟

همین كه استدلال هایی را كنار گذاریم كه بر امكان بالقوه متكی هستند، این ادعا كه كشتن جنین ها كار خطایی است باید كه بر پایه ی طبیعت خود آن وجود ها استوار گردد ـ یعنی این كه آنها موجودات انسانی واقعی هستند و هم اكنون در حالت جنینی دارای خصوصیاتی هستند كه كشتن آنها را به كار خطایی تبدیل می كند.

اما از آنجا كه جنین ها حد اقل در مرحله ای از تكامل خود كه معمولاً در آن سقط می شوند هنوز هم هرگونه شكلی از آگاهی را فاقد هستند، به نظر معقول می رسد كه پایان دادن به زندگی آنها به مراتب از حساسیت و اهمیت كمتری برخوردار باشد تا از كشتن یك انسان معمولی. اگر این استدلال درست باشد، پس برای جنین ها به مراتب از اعتبار بیشتری برخوردار است.

تاریخ انتشار اولیه دوشنبه 26 دی 1384

پتر سینگر پروفسور اخلاق زیستی در دانشگاه پرینستون است. كتاب های اخیر او « نوشتارهایی در باره ی زندگی اخلاقی » و « یك جهان » است وی در حال حاضر مشغول نگارش كتاب جدیدی در باره ی مواد غذایی و اخلاق است.

1: The Revolutionary Ethics of Embryo Research by Peter Singer.

Project Syndicate 2005.

1: آخرین گزارشات خبری از سایت بی بی سی حكایت از آن داشت كه اكنون جعلی بودن ادعا های هوانگ وو ـ سوك به طور كامل ثابت شده است: « یك هیات تحقیق در كره جنوبی گفته است كه دانشمند بدنام شده این كشور برخلاف ادعاهایش حتی یك سلول پایه منحصر به بیماران منفرد تولید نكرده است. هیات تحقیق دانشگاه ملی سئول گفت معتقد است كه دكتر وو ـ سوك هوانگ هرگز داده هایی كه ادعا می كرد در این زمینه در اختیار دارد را نداشته است. دكتر هوانگ هفته گذشته پس از آنكه این هیات نتیجه گیری كرد حداقل بخشی از تحقیقات ژنتیكی او به روی سلول های پایه، تقلبی بوده است از این دانشگاه استعفا كرد ». به نقل از بی بی سی. مترجم.

2: اصل خبر بی بی سی در آن ایام به این ترتیب بود: « دانشمندان كره جنوبی می گویند برای نخستین بار نوعی سلول پایه كه به صورت منحصر به فرد برای هر بیمار طراحی می شود تولید كرده اند. هر یك از این 11 مجموعه سلول پایه با استخراج مواد ژنتیكی از بیمار و قرار دادن آن در تخمك های اهدایی آفریده شده است. سلولی كه به این ترتیب تولید شد صددرصد با مشخصات سلولی بیمار همخوانی دارد و بدان معنی است كه می توان از آن تولید نخستین سلول پایه منحصر فرد برای بیماران برای معالجه بیماری هایی مانند دیابت استفاده كرد بی آنكه خطر طرد بافت های تازه توسط بدن وجود داشته باشد. اما پژوهشگران به مجله «ساینس» گفتند كه هنوز موانعی هست كه باید برطرف شود ». مترجم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: