من اندوهی بی‎یایان احساس میكنم

آوریل 12, 2008

مصاحبه ژاك دریدا با روزنامه دی ولت به مناسبت دریافت جایزه آدورنو (1)

  و در باره حملات تروریستی 11 سپتاممبر

  برگردان علی محمد طباطبائی

   

 

اینكه جایزه سالیانه بنیاد آدورنو به فیلسوف شالوده شكن فرانسوی ژاك دریدا تعلق گرفت برای كسی مسئله مناقشه آمیزی نبود. بین اردوی مكتب فرانكفورت و شالوده شكنان فرانسوی بالاخره هرچه نباشد از مدت ها پیش نوعی جنگ فلسفی در جریان بود. اما به هنگام اعطای جایزه در كلیسای پائولوس در فرانكفورت ژاك دریدا چهره آشتی جویانه ای از خود نشان داد. در گفتگوئی با روتارد اشتبلاین در رابطه با پیامدهای وقایع تروریتسی 11 سپتامبر وی چنین گفت:      

 س: شما موفق به دریافت جایزه آدورنو شده اید، آنهم در حالیكه به ندرت در آثار خود نامی از آدورنو برده اید. آیا باید پذیرفت كه در خفا به آدورنو می‎پردازید؟

  

ج: من با آدونو در مقاومت در برابر تمامی شكل های تمامیت خواهی و هرگونه تمامیتی سهیم هستم، همچنین در علاقه جستجوگرانه ام برای هگل، هنرها، ادبیات و موسیقی. اینكه من با احتیاط از او نامی برده ام یا كمتر علاقه ای برای اشاره آشكار به نام وی داشته ام علتش این است كه در خصوص اختلاف ها بسیار حساس هستم: نسبت ما دو نفر به هگل، و طبیعتا به هایدگر بسیار متفاوت است. از این رو من همیشه نوعی احترام ملاحظه كارانه نسبت به آدورنو را حفظ كرده ام.

 

س: در آخرین كتابهایتان دغدغه شما به طور پیوسته اروپا بود. یعنی در باره تصوری از اروپا كه والتر بنیامین، كسی كه به او مسلماً نزدیك تر هستید تا آدورنو، پرورده بود: اروپائی در شكل كشتی نوح كه توسط آن  نوشته ها و متن ها نجات داده می شود.

ج: من در جستجوی آن نقشی هستم كه فردا به اروپا تعلق می‎گیرد. نقشی كه چیزی بیشتر از قردادهای تجاری، گردش پول، یا یك اتحاد نظامی باشد، نقشی از اروپا كه فراتر از علائق اقتصادی، استراژیك و نظامی قرار می‎گیرد.  

  

س: شما حامی اروپای خارجی‎دوست هستید. این اندیشه هم اكنون توسط حملات تروریستی مختل شده است.

 

ج: آنچه در خصوص واقعه 11 سپتامبر بسیار هولناك و تهدید آمیز است، یعنی روزی كه از قضا روز تولد آدورنو نیز هست، این است که به عنوان یك جنگ واقعی مورد تفسیر قرار گیرد، یعنی جنگ صلیبی اروپای مسیحی (یا مسیحی ـ یهودی) با اسلام. باید از چنین نگرشی به دور باشیم. من با تمامی قربانیان این حمله وحشیانه اندوهی بی‎پایان و همدردی عظیمی احساس می‎كنم. آنچه در این میان نباید تحت تاثیر قرار گیرد، مسئولیت روشنفكران و فیلسوفان است: مایلم كه این همدردی بدون مرز مانع از آ ن نشود كه بتوانم هوشیاری خود را حفظ كرده و مسئولیت های یك خط و مشی سیاسی معین در برابر مابقی جهان را مورد قضاوت درست قرار دهم. بخصوص در برابر آن بخش از جهان كه ما آنرا به عنوان خاورمیانه می‎شناسیم. هنگامی كه پس از این وقایع اخیر خود را بر پاسخی كمتر یا بیشتر نظامی و كوركورانه محدود كنیم، قادر به تغییر چیزی نیستیم. ما نیاز به تغییری در خط و مش های سیاسی خود داریم. به خصوص در مورد مسئله فلسطین و اسرائیل. فقط یك تغییر مسیر سیاسی می تواند برای آینده برای بار دیگر چنین حمله غیر انسانی و وحشیانه ای را غیر ممكن سازد.

 

س: شما از مسئولیت آمریكا صحبت كردید. این مسئولیت در چه خلاصه می شود؟

 

ج: در این مورد نمی خواهم دست به سطحی نگری و ساده سازی بزنم. رابطه بین آمریكا و افغانستان بسیار پیچیده است. همین آمریكا بود كه برای مدتها طالبان را مورد حمایت خود قرار داد. بن لادن توسط آمریكا تعلیم دید. و آنوقت آمریكا به همان اندازه و به طور نامحدود اسرائیل را مورد حمایت خود قرار می دهد، آنهم با وجود قربانیان بیشمار فلسطینی. البته نمی خواهم اینجا مسئولیت قضیه را به تمامی به گردن آمریكائی ها بیندازم. اروپا هم در تمامی این قضایا سهم خود را دارد. اروپا به اندازه كافی تلاش نكرد تا وضعیت و به ویژه روابط اسرائیل ـ فلسطین را بهبود بخشد. این انفعال باعث ضایع شدن رابطه با كشورهای عربی شده است. البته به این ترتیب نمی‎خواهم بن لادن و دیگران را بی‎تقصر جلوه دهم. اینها قاتلین درنده خوئی بیش نیستند. لیكن نوعی محیط حمایتی عمومی برایشان فراهم شده است كه به سهم خود اوضاع را وخیم تر می‎كند.

 

س: آیا می توان شما را یك ضد آمریكائی دانست؟

 

ج: من به این آمریكاستیزی كه در فرانسه بیش از آلمان متداول شده است باوری ندارم، اما از نطق بوش بسیار نگران شدم. می‎دانم كه  بسیاری از آمریكائی ها نمی‎توانند نظر خود را به طور آشكار بیان كنند زیرا آنها نیز از این سخنرانی مضطرب شده اند. من هم پیمان این مردم هستم و البته طرفدار موضع عدالت خواهانه فلسطینی ها.

  

س: اكنون چگونه می توان با تروریسم مبارزه كرد؟

 

ج: یكی راه حل نظامی است و دیگری پلیسی ـ امنیتی. امنیت باید برقرار شود. اما این پاسخ تا زمانی كه خط مشی سیاسی ما تغییر نكرده است كارساز نخواهد بود، یعنی تا زمانی كه روابط بین كشورهای فقیر و غنی و غربی‎ ـ ‎آمریكائی با عربی ‎ـ اسلامی تغییر نكند. امریكائی ها این فرصت را از دست دادند كه بر اسرائیل نفوذ موثری اعمال كنند. اكنون اروپائی ها باید اسرائیل را مجبور نمایند تا به رابطه خودبا فلسطینی ها شكل عادلانه‎تری بدهد. اروپا باید صدای خود و مفاهیم روشنفكرانه اش را برای چنین منظوری به صحنه آورد.

 

1: تاریخ این مصاحبه باید به سال 2001 بازگردد که دریدا موفق به دریافت جایزه آدورنو دردانشگاه فرانکفورت گردید. من هرچه در بایگانی خود جستجو کردم نسخه آلمانی آن را برای مقایسه و تصحیح احتمالی پیدا نکردم. این ترجمه در همان زمان برای روزنامه نوروز ارسال شده بود که ظاهراً منتشر نشده است. ( در این لحظات آخرموفق به یافتن متن آلمانی آن در سایت روزنامه دی ولت شدم، هرچند امیدوارم که ترجمه من قابل قبول بوده و احتیاج به تصحیح نداشته باشد).  

 

http://www.welt.de/print-welt/article477479/Ich_fuehle_unendlicheTrauer.html

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: