وداع با دالایی لاما

آوریل 6, 2008

لوئیز بایارد

برگردان علی محمد طباطبایی

  

 

از اوضاع و احوال این چند هفته چنین به نظر می رسد که دالایی لاما هم باید به دنبال یک مشغولیت جدید برای خود باشد. تظاهرات خشونت انگیز تبتی ها بر ضد حاکمیت چین باعث به راه افتادن واکنش های متقابل دولت چین شده است. صدها نفر از کسانی که گفته می شد در تظاهرات شرکت داشته اند به زندان افتاده اند. تبتی های درتبعید از سازمان ملل درخواست بررسی جنایت های فعلی و پیشین دولت چین را نموده و فریادهایی برای تحریم بازی های المپیک تابستانه پکن بلند تر می شود.

وضعیت فعلی بسیار حساس است و می تواند هرلحظه وخیم تر شود، درحالی که رهبر دینی تبت مانند سابق همچنان بر روی راه میانه تاکید دارد و هم رفتار تظاهرکنندگان را تقبیح می کند و هم نیروهای پلیس چینی را. و همه این ها در حالی که حکومت چین از این که دالایی لاما را به عنوان باعث و بانی این شورش ها معرفی کند خسته نمی شود. و هر روز روشن تر می شود که تاچه اندازه اندک افراط گرایان جوان تبتی علاقمند نقطه نظرت دالایی لاما هستند.

آینده تبت و مردمش شاید دیگر در دستان دالایی لاما قرار نداشته باشد و این شاید بتواند برای آن که سرنوشت این بخش از جهان از آنچه بسیاری از دوستداران تبت تصور می کنند تحول خجسته تری را از سر بگذراند کمک موثری باشد. در سالهای گذشته دالایی لاما پیوسته از استعفای خود سخن گفته و حتی به طور تلویحی اشاره کرده است که شاید این زندگی فعلی او در این جهان مطابق با عقاید بودائیان آخرین مرحله از زندگی او باشد.

هنگامی که دالایی لاما از میان عینکش ما را با نگاه گرمی نظاره می کند انسان به سهولت نظرات نه چندان وسوسه انگیزش را فراموش می کند: حمایت او از سلاح های اتمی هند، این واقعیت که او از تروریست های ژاپنی کمک مالی دریافت کرده بود. انسان حتی چنانچه در برابر او از خود بی خود شود شاید بپندارد که او جهان را تغییر داده است.

اما این واقعیتی انکار ناپذیر است که در همان حالی که او شاهد و ناظر بود یکی از بزرگترین مراکز بودایی عملاً از نقشه جهان حذف گردید. دولت در تبعید تبت را هیچ کدام از کشورهای دیگر به رسمیت نشناخته اند و پس از سالیان دراز از سیاست سازگاری و انفعال او، اکنون اشغال کنندگان حتی میلیمتری هم عقب نشینی نکرده اند.  

دالایی لاما خواستار یک کشور تبتی جداگانه نیست، بلکه در پی همزیستی مسالمت آمیز با چین است ـ هرچند نباید این شکست را تنها در کارنامه یک نفر جستجو کرد. می توان گفت که تبت از همان لحظه ای محکوم به زوال گردید که ریچارد نیکسون و مائوتسه تنگ در 1972 به یکدیکر دست دوستی دادند ـ یعنی شناسایی رسمی جمهوری خلق چین توسط ایالات متحده. شاید هم البته کاملا بی اهمیت باشد که آیا دالایی لاما اصلا واکنشی نشان می دهد و اگر چنین است باید چگونه واکنشی باشد: هرچقدر او کلی تر و مبهم ترسخن می گوید ما هم بیشتر او را تحسین می کنیم.  

علت آن البته می تواند این باشد که او از ما توقع چندانی ندارد. برای مخاطبین غربی در پیام او چیزی بیشتر از یک اندرز انسانی نمی توان یافت: مهربان باشید و سعادتمند زندگی کنید. هیچ گونه وابستگی بخصوص ایمانی از طرف او درخواست نمی شود، حتی به نظر می رسد که ایمان واقعی آنقدر ها هم برای او اهمیت ندارد. او از کسی نمی خواهد که [برای استقلال تبت] جان فشانی کند. همین که پرچم « تبت آزاد » جلوی یکی از سفارتخانه های چین به اهتزاز درآورده شود کفایت می کند. همه آنچه او از شش میلیون جمعیت تبت که زیر یوغ چینی ها زندگی می کنند می خواهد چیز زیادی نیست. اما وقتی خود او جمهوری خلق چین را بخشیده است دیگران چه می توانند بکنند؟ وی می گوید:« دشمنان واقعی ما همان عادت های زشت ما هستند که ما را به این اندیشه وامی دارند که ما دشمنانی هم داریم . . . وحشتی که ما از سر می گذرانیم را خودمان بوجود آورده ایم ». 

لیکن با تمامی احترامی که برای او قائلیم ـ و با عرض پوزش از پیش داوری های غربی ام ـ آنچه او می گوید سزاوار بدترین واکنش های ما است! و شاید درواقع نوعی توهین به تمامی قربانیان بی گناه رژیم ترور چینی. آیا دالایی لاما جرئت آن را دارد که اندرزهای خردمندانه اش را برای میلیون ها مردم تبت صادر کند که در پی تهاجم نیروهای چینی به قتل رسیده اند؟ تمامی آن انسان هایی که مورد تجاور قرار گرفته، با شک الکتریکی شکنجه شده و عقیم گردیده اند؟ و در باره آن والدین تبتی چه باید گفت که مجبور به ابراز احساسات شده بودند آنهم در همان حالی که کودکانشان را در برابرشان اعدام می کردند؟ اگر آنچه دالایی لاما موعظه می کند به راستی بودیسم است، آنگاه این پرسش در ذهن انسان مطرح می شود که آیا واقعاً یک راهب فرد مناسبی برای ایجاد تحول سیاسی در یک جهان خطرناک و بغرنج است.

 در این میان به نظر می رسد که بعضی از طرفداران او دچار تردید شده اند. یک راهب 28 ساله از کاتماندو به یک گزارشگر تلویزیونی گفته بود: « من تبتی هستم اما هرگز آنجا را ندیده ام. تمام عمر خود را به تظاهرات پرداخته ام. اما پس از این همه سال به چه چیزی رسیده ایم »؟ نویسنده تبتی جامیانگ نوربو می گوید: « هیچ کس راه آشتی جویانه را جدی نمی گیرد. این دیگر ارتباطی با پرهیز از خشونت ندارد، بلکه چیزی جز سیاست مماشات نیست ».

ما البته می توانیم تصور کنیم که دالایی لاما به این سخن چگونه پاسخ می داد: « تغییرات به کندی روی می دهند. دولت ها از این هم آهسته تر تغییر می کنند ». بسیاری از مردم تبت   نمی توانند تا این اندازه خوشبین باشند. انسان تعجب می کند که دالایی لاما تا چه اندازه می تواند پیوسته مطمئن باشد. البته او انسان خوبی است. او نیز مثل دیگران مشاهده می کند که موطنش از دست رفته است، جهان از این که مجموعه ای صلح آمیز باشد بسیار فاصله گرفته و پیام شادی آورش به سهولت در روان هایی که بیش از همه به آن نیاز دارند جای   نمی گیرد. پس از آن که او موفق به دریافت جایزه صلح نوبل گردید از خود پرسید: « آیا زحمات من کافی بوده است »؟ او با لحنی نه چندان دور از انتظار، سخن از آن گفت که در آینده تلاش هایش را کمی کاهش دهد و با آرامش بیشتری به مسائل بپردازد.

اگر چنین چیزی روی دهد در آن صورت فرصت آن را خواهیم داشت به این مسئله بپردازیم که دالایی لاما حقیقتاً چه نوع پدیده ای است. ما به خاطر می آوریم قبل از این که راهب ها قداست را در او کشف کنند چه کسی بود: پسربچه ای معمولی مانند بقیه کودکان دیگر. تصویری تکان دهنده از او وجود دارد که بلافاصله پس از کشف او گرفته شده و او را در حالی نشان می دهد که درلباس بودایی همچون زره نشسته و به دوربین زل زده است. نقش خدا را بازی کردن برای یک کودک مسئولیت بسیار سنگینی است و چه وظیفه سنگینی برای یک پیرمرد که یک بازمانده است. در تمامی این سالها ما به سخنان او دل بستیم و هرکلمه ای که از دهان او بیرون می آمد را موبه مو پذیرفتیم. اما چرا حالا نباید همین کار را کرده و دست از او برداریم تا به آرامش خود برسد؟

 

  http://www.fr-online.de/in_und_ausland/kultur_und_medien/feuilleton/?em_cnt=1309831

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: