آزادي بيان، محمد و هولوكاوست

مارس 21, 2008

پتر سينگر

برگردان علي محمد طباطبايي

  

 زمان محكوميت و زنداني شدن ديويد اروينگ براي انكار هولوكاوست از اين بدتر نمي توانست باشد. پس از مرگ حد اقل 30 نفر در سوريه، لبنان، افغانستان، ليبي، نيجريه و ساير كشورهاي اسلامي طي تظاهرات بر ضد كاريكاتورهايي كه پيامبر اسلام را مورد استهزا قرار داده بودند، محكوميت ديويد اروينگ اين ادعا را كه در كشورهاي دموكراتيك آزادي بيان يك حق اساسي است به باد تمسخر مي گيرد.

ما نمي توانيم پيوسته از اين نظريه به دفاع برخيزيم كه كاريكاتوريست ها در ريشخند كردن چهره هاي ديني محق هستند اما نكار وجود هولوكاوست يك عمل مجرمانه است. من بر اين عقيده ام كه وظيفه ي ما همواره دفاع از آزادي بيان است، اما معناي آن اين خواهد بود كه ديويد اروينگ هم بايد آزاد شود.

قبل از آن كه من به عدم درك صحيح از حساسيت قرباني هاي هولوكاوست يا سرشت يهود ستيزي در اتريش متهم شوم بايد بگويم كه والدين من از يهودي هاي اتريش بودند كه به موقع توانستند از اتريش جان به در برند، اما پدربزرگ ها و مادربزرگ هايم موفق به ترك اتريش نشدند.

هر چهار نفر آنها به گتوهايي در لهستان و چكسلواكي تبعيد شدند. دو نفر از آنها به Lodz  در لهستان فرستاده شدند و سپس احتمالاً با دي اكسيد كربن در اردوگاه Chelmno به قتل رسيدند. از دو نفر ديگر يكي بيمار شد و در گتوي پرازدحام Theresienstadt كه زنداني ها در آن دچار سوء تغذيه شديد بودند درگذشت و ديگري، مادر بزرگ مادري من تنها كسي بود كه بالاخره از ميان آنها جان به در برد.

بنابراين من با انكار نامعقول هولوكاوست توسط ديويد اروينگ كمترين همدلي ندارم ـ هرچند كه البته وي اكنون مدعي است كه در اين عقيده ي خود دچار اشتباه شده بوده است. من هرگونه تلاش براي جلوگيري از بازگشت نازيسم به اتريش يا هرجاي ديگر را جداً مورد حمايت قرار مي دهم، اما درك نمي كنم كه ممنوعيت انكار هولوكاوست از چه جهت بايد در خدمت آرمان حقيقت باشد. اگر هنوز هم انسان هايي تا اين اندازه نادان وجود داشته باشد كه هولوكاوست را انكار كنند، آيا آنها با به زندان محكوم شدن كساني چون ديويد اروينگ كه چنين ديدگاهي را علناً بر زبان مي آورند هرگز عقيده ي خود را تغيير هم خواهند داد؟ برعكس، احتمال بيشتري دارد كه آنها اين گونه بينديشند كه چون ديدگاهي كه آن افراد بيان كرده اند با برهان و شواهد صرف غير قابل ابطال است پس به همين خاطر بايد به زندان محكوم شوند.

جان استوارت ميل در دفاع خود از آزادي بيان در « در باره ي آزادي » مي نويسد كه اگر يك ديدگاه « به حد كفايت، به دفعات و بي هيچ واهمه اي مورد بحث قرار نگيرد » آن ديدگاه به « يك عقيده ي جزمي و نه يك حقيقت زنده » تبديل مي شود. وجود هولوكاوست بايد يك حقيقت زنده باقي بماند، و كساني كه از وسعت فجايع نازي ها ترديد دارند بايد در برابر شواهد موجود از آن واقعه قرار داده شوند.

در پيامد جنگ جهاني دوم، هنگامي كه جمهوري اتريش در تلاش يراي تثبيت خود به عنوان يك دموكراسي بود، معقول اين بود كه دموكرات هاي اتريش به عنوان يك اقدام اضطراري و موقتي ايده ي نازيسم و تبليغات آنها را فرونشانند. اما اين خطر اكنون مربوط به گذشته هاي دور است. اتريش يك دموكراسي است و عضوي از اتحاديه ي اروپا. علي رغم بازگشت ديدگاه هاي نژادپرستانه و ضد مهاجرين ـ رويدادي كه به طور تاسف انگيزي به كشورهايي با گذشته ي فاشيستي محدود نمي باشد ـ ديگر خطر جدي هرگونه بازگشت نازيسم در اتريش وجود ندارد.

برعكس، آزادي بيان براي رژيم هاي دموكراتيك يك امر ضروري است و بايد به آن آزادي به زبان آوردن آنچه را كه ديگران تصور مي كنند اشتباه است و حتي آنچه بسياري آن را جريحه دار كننده مي يابند بيفزاييم. ما بايد در انكار وجود خدا آزاد باشيم و بتوانيم تعاليم مسيح، موسي، محمد و بودا را مورد نقد قرار دهيم، يعني آنجه توسط ميليون ها انسان به عنوان متن هاي مقدس به شمار مي آيند. بدون چنين آزادي، پيشرفت انسان هميشه با يك مانع جدي و بزرگ روبرو خواهد بود. 

بند 10 از كنوانسيون حقوق بشر و آزادي هاي مبنايي اروپا اظهار مي دارد كه: « هركس داراي حق آزادي بيان است. اين حق شامل آزادي دفاع از عقايد و دريافت و انتقال اطلاعات و افكار بدون دخالت مراجع عمومي و بدون توجه به مرزهاي ملي است ».

اتريش براي سازگار بودن با اين بيانيه ي كاملاً روشن ـ و بدون محدويت هاي مبهم از بند 11 كه مي تواند آن را به بيانيه اي بي معنا تبديل كند ـ بايد قانون خود را در برابر انكار هولوكاوست لغو كند. ساير كشورهاي اروپايي با قوانين مشابه ـ براي مثال آلمان، فرانسه، ايتاليا و لهستان ـ نيز بايد همين تدبير را در دستور كار خود قرار دهند، آنهم در حالي كه تلاش هاي خود جهت آگاه نمودن شهروندانشان از واقعيت هولوكاوست و اين كه چرا ايدئولوژي هاي نژادپرستانه به هولوكاوست منتهي شدند را ادامه داده و تقويت كنند.

قوانين بر عليه تحريك تنفر نژادي، ديني و قومي در شرايطي كه هدف از چنين تحريكاتي ايجاد خشونت يا ساير اعمال تبهكارانه است ـ يا پيش بيني ارتكاب آنها ـ مواردي ديگري هستند كه با حفظ و برقراري آزادي بيان هرگونه ديدگاهي در كل سازگارند.  

فقط هنگامي كه ديويد اروينگ آزاد باشد براي اروپايي ها مقدور خواهد بود كه به مردمي كه در تظاهرات اسلام گرايان شركت مي كنند روي آورده و چنين بگويند: « ما اصول آزادي بيان را به اجرا مي گذاريم حتي اگر باعث جريحه دار كردن مسلمان ها، مسيحي ها، يهودي ها و يا هر كس ديگري بشود ».   پتر سينگر پروفسور اخلاق زيستي در دانشگاه پرينستون است و نويسنده ي كتاب هاي بسياري است از جمله « پدر بزرگ من و تراژدي يهوديان وين ».  

1: Free Speech, Muhammad and the Holocaust by Peter Singer.

Project Syndicate 2006.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: