اسلام و دموکراسی در ترکیه

مارس 15, 2008

نیلوفر گوله

برگردان علی محمد طباطبایی

    

در ترکیه ممنوعیت حجاب اسلامی توسط پارلمان لغو گردید، اما مجادله در عرصه عمومی همچنان ادامه دارد و جامعه ترکیه را به دو قطب کاملاً مخالف تقسیم کرده است. درحال حاضر در میان سکولارها این نگرانی افزایش می یابد که حقوق زنان نه فقط رعایت نشود که در زیر فشار امواج فزاینده فرهنگ دینی و محافظه کار به طور کامل نادیده گرفته شود

  

در ترکیه نبرد در حوزه عمومی میان گروه هایی با تفسیرهای متفاوت از سکولاریسم ادامه می یابد. حجاب اسلامی به عنوان آشکارترین نماد از اسلام گرایی در سه دهه گذشته برای سکولاریسم و برابری جنسی در حکم یک تهدید در آمده است، یعنی برای همان دو ارزشی که توسط کسانی گرامی داشته می شوند که نسبت به میراث مدرنیته جمهوری خواهانه آتاتورک وابستگی خالصانه دارند.

جنبه جنسیتی سکولاریسم ویژگی درونی نوگرایی در ترکیه است. لائیسیته (که از نوع فرانسوی آن الهام گرفته شده است) به معنای اراده قوی کشور جمهوری برای حمایت از یک عرصه عمومی است که درآن دین غایب است اما زنان حاضر.

چه اصلاحات فراهم آورنده حقوق قانونی بوده باشد (براندازی قانون شریعت و گزینش قانون مدنی خانواده) یا حقوق سیاسی (حق رای و امکان نمایندگی برای زنان) یا حقوق آموزشی (مدارس مختلط دخترانه و پسرانه) درهر حال تمامی این ها زیربنای پیوند جمهوری خواهانه سکولاریسم و حقوق زنان را تشکیل داده بود.

 

تغییر الگو

از ابتدای برقراری جمهوری در ترکیه، زنان سازندگان یک حوزه عمومی سکولار و یک شیوه ی جدید زندگی (بخوانید شیوه ی زندگی به سبک غرب) بودند. اما مسئله حجاب تصورات تثبیت شده از مدرن، سکولار و فمینیست را برهم زده است.

حجاب اسلامی (یا روسری) در یک نماد واحد، هم دینداری و پرهیزکاری شخصی و هم تاکید علنی بر متفاوت بودن اسلامی را با هم یکی میکند. تمایزگذاری میان معانی فرهنگی و سیاسی از معانی دینی دشوار است. کسانی که مخالف حجاب اسلامی هستند میان مسلمانان « خوب » که باورهای « اصیل » را به نمایش می گذارند و دیگرانی که نمادگرایی « سیاسی » آن را مورد بهره برداری قرار می دهند تفاوت قائل می شوند.

حجاب زنان کشاورز، زنان طبقه کارگر یا مادربزرگها به عنوان حجاب سنتی و پرهیزکارانه تلقی می شود و از این رو قابل پذیرش است. برعکس، حجاب زنان جوان احساسات، خشم و بیزاری شدید را برمی انگیزد آنهم تا درجه ای که تفکیک زمانی (دین به عنوان یادگاری از گذشته) و مکانی (دین در حاشیه) و تمایزگذاری های طبقاتی میان سکولار و دینی ناپدید می شود.

دستیابی زنان به آموزش بالاتر این ایده را که سکولاریسم همان مدرنیته است به چالش می گیرد. زنانی که از حامیان حجاب اسلامی هستند خود را از الگوهای سکولار آزادی فمینیستی دور می سازند، اما به همان اندازه نیز از تفسیرهای مردانه از قواعد اسلامی. آنها مظهری از گسست و جدایی از چهارچوب های خود تعین گرایی سکولار و فمینیستی و به همین ترتیب از نسخه های دینی مردانه هستند.

آنها خواهان دستیابی به آموزش سکولار هستند و مسیرهای زندگی جدید را که با تعین نقش های سنتی جنیسیتی مطابقت ندارد دنبال می کنند، شیوه ای که هم مدروز باشد و هم دیندارانه. آنها در تلاش برای عبور از مسیرهایی هستند که بتوانند هم مسلمان باشند و هم در عین حال مدرن و بتوانند هردوی آنها را دگرگون کنند.

 

حجاب اسلامی نشانه ای از قدرت گیری؟

معانی ریشه دار گذشته از نماد پوشش سر و صورت زنان در اسلام دستخوش تغییر و دگرگونی قرار گرفته است: از تسلیم زنان مسلمان که در کنج خانه ها منزوی هستند تا زنانی دارای اعتماد به نفس و فعال در محیط های بیرون از خانه. پوشش سر و صورت که پیشتر نشانه ای از ننگ و حقارت بود در پروسه ای در حال تحول به نشانه ای از قدرت و حیثیت زنان مسلمان تبدیل می شود. این یقیناً چالشی است نسبت به مفاهیم سکولار از آزادی و رهایی زنان اما همچنین نسبت به اسلام مردانه، که پوشش سر و صورت زنان را با تسلیم در برابر قدرت و اقتدار خود یکی می داند.       

  تظاهرات علنی برضد مصوبه جدید که تشکل های زنان آنها را به راه انداخته بودند چهره ی دیگر زنانه ی این بحث را نشان می دهد، یعنی همان چهره ی سکولاریسم  ترکیه را.  

آن شکل از سکولاریسم که به عنوان اصولی برای کشوری مبتنی بر نظام جمهوری به مرحله عمل درآمده است، غالباً به عنوان یک ایدئولوژی « از بالا به پائین » تلقی گردیده که با ریشه های سکولاریسم بیگانه است و در واقع ملهم از لائیسیته فرانسوی می باشد و تصور می شود که اگر قدرت ارتش از آن حمایت نکند محکوم به نابودی خواهد بود.

در دهه گذشته ما شاهد آن بودیم که سکولاریسم یک ارزش بومی است و توسط سازمان های اجتماعی زنان مورد حمایت قرار می گیرد و از سیاست های کشوری تا خیابانی در نوسان است. این ها همگی توسط تظاهرات مردمی که میلیون ها انسان را به دور خود جمع نموده و از یک شهر به شهر دیگری گسترش یافت و از جمله آنها تظاهرات در تابستان 2007 بود که بر ضد کاندیتاتوری ریاست جمهوری عبدالله گل به راه افتاده بود و آنهم به خاطر سوابق اسلامی او و زن محجبه اش به طور آشکار روشن شده است.

هرچند علی رغم این حمایت و پشتیبانی جامعه مدنی از سکولاریسم، شعارها و پرچم های ناسیونالیستی که به طور گسترده در این تظاهرات مورد استفاده قرار گرفت نیز ویژگی های ملیت گرایی و هدایت شده توسط حکومت از سکولاریسم ترکیه را فاش ساخته اند.

 

سکولاریست های « دموکرات » و « نه چندان دموکرات »

بحث در باره مسئله حجاب سکولاریسم را در معرض یک آزمون بزرگ قرار داده است و اختلاف نظر میان سکولاریست های لیبرال و مستبد را آشکار ساخته. در حالی که سکولاریست های افراطی مدعی برقراری مجدد نظم هستند (حتی اگر لازم باشد با نیروی نظامی) اما لیبرال ها میلیتاریسم سکولاریستی و ناسیونالیسم جمهوری خواهانه را مورد انتقاد قرار می دهند. آنها گسترش حقوق دموکراتیک و آزادی بیان را نشانه رفته و از اصلاحات دموکراتیک پیشین که برای عضویت ترکیه در اتحادیه اروپا انجام شده بود حمایت می کنند.

مصوبه جدید کسانی را فریب داده است که در انتظار مجموعه ای از قوانین مرتبط با هم بودند که می توانست تغییرات قانونی آزادی بیان را وسیع تر کند ـ برای مثال از طریق حذف قانونی برضد « اهانت به ملیت ترک ».

 

شدت گیری مطالبات اسلامی؟

قانون جدید مبتنی بر استدلال های دینی نیست، بلکه برعکس بر مباحثه های ضد تبعیض قرار دارد و در جهت دستیابی برابر به آموزش عالی است و علاوه برآن در هماهنگی با هنجارها و معیارهای اروپایی و آزادی در قواعد پوشش. لیکن در همه جا نمی تواند بر خط و مشی های وحشت و سوء ظن غالب شود. بسیاری از این می ترسند که پایان ممنوعیت حجاب در حکم اولین گامی است که راه را برای شدت گیری مطالبات اسلامی باز می کند و حجاب اسلامی را در مکان هایی به غیر از دانشگاه ها ـ مانند مدارس دولتی، پارلمان و در میان کارمندان دولت و اهل تخصص ـ گسترش می دهد.

مسئله دیگر آن که این هراس وجود دارد که حجاب نه فقط مشروعیت کسب خواهد کرد بلکه برای تقویت اسلام محافظه کارانه در برابر دیگران به ویژه در برابر دانش آموزان غیرمحجبه در دانشگاه های آناتولی مورد استفاده قرار خواهد گرفت. بیم آن می رود که چنانچه سکولاریست ها در موقعیت اقلیت قرار گیرند نه فقط رعایت حقوق زنان متوقف گردد که زنان تحت تاثیر موج فزاینده اسلام و نقش های سنتی جنسیت مرعوب گردیده و سرکوب شوند. « دختران آتاتورک » اکنون نگران آزادی دختران خود هستند.

از این رو بسیاری از سکولارها از مقاصد حزب عدالت و توسعه می ترسند ـ از حزبی که در آخرین انتخابات اکثریت را به دست آورده است ـ و از این که شاید آنها دارای یک برنامه پنهانی برای ارتقاء فرهنگ محافظه کارانه باشند.

 

غلبه بر سیاست وحشت

هیچ کدام از این استدلال ها را نمی توان غیر قابل طرح اعلام نمود، به ویژه در پرتوی قدرت اسلام سیاسی و روش های قهری در کشورهای همسایه. اصولا مسئله ی تاریخ، مهندسی اجتماعی نیست، و نیروی دموکراسی باید امکانات برای آینده را بگشاید و عمل و عکس العمل در میان نیروهای رقیب و در حال مجادله را افزایش دهد. لیکن تداوم پذیری دموکراسی مستلزم غلبه بر سیاست هراس و سوء ظن است و از جمله در میان زنان.

امروزه زنان بخشی از نیروهای کثرت گرایی هستند. ذهنیت ها و میانجی گری های آنها چه در خصوص زنان سکولار و چه دینی پویایی سیاسی در ترکیه را تحت تاثیر قرار می دهد. آنچه ما از ترکیه امروز می آموزیم این است که تنش ها میان سکولاریسم و اسلام خود را در قلمروی زندگی روزمره و سیاست های جنسیتی آشکار می سازد.

مسائل اسلام و سکولاریسم صرفا مسائل کشوری و سیاست های مردانه نیست، بلکه بیش از هر چیز تبدیل به مسائل زنان می شود. ما می توانیم امیدوار باشیم که حضور تضمین یافته زنان در عرصه عمومی و آزادی خود بتواند ضامن کثرت گرایی و تنوع باشد.      

  Islam and Democracy in Turkey by Niluefer Goele.http://www.qantara.de/webcom/show_article.php/_c-478/_nr-741/i.html 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: