بیم های نادرست و امید های واهی

مارس 13, 2008

کوزوو به عنوان یک کشور اسلامی

کنراد کلوینگ

برگردان علی محمد طباطبایی

 

  اعلام استقلال کوزوو با جمعیتی که 90 درصد آن مسلمان است باعث ایجاد یک کشور جدید در اروپا شده است. هرچند اسلام در خط و مشی های سیاسی این کشور نقش و تاثیری ندارد. کارشناس مسائل بالکان و کوزوو کونراد کلوینگ توضیح می دهد که چرا چنین است 

جدیدترین عضو در جامعه کشورها یعنی کوزوو با خودش امید ها و شادی های بسیاری همراه آورده است، اما به همان اندازه نیز گرفتاری ها و نگرانی های فراوان.

امیدها بر روی این باور متمرکز است که بالاخره یک خط روشن در خصوص مناقشه طولانی مدت در منطقه ای میان اکثریت آلبانی تبار و صرب ها کشیده شده است ـ مناقشه ای که از هر دو طرف مخاصمه تلفات بسیاری به بار آورده.

البته شادی های ایجاد شده هم منحصر به خود کوزوو است، جایی که در 17 فوریه اعلامیه استقلال را 95 درصد مردم این کشور مورد استقبال قرار دادند. اما گرفتاری و ناراحتی در این حال در بلگراد و صربستان است که می جوشد، زیرا در این مکان ها احساس می شود که بخشی مهم از سرزمین مادری آنها دزدیده شده است.  

در این رابطه در سراسر جهان نگرانی هایی به چشم می خورد و علت آن عواقب و عکس العمل های احتمالی در قوانین بین المللی است، آنهم اگر معلوم شود که این وضعیت جدید با توجه به حق تعین سرنوشت و به هزینه اختیاری که قوانین کشورها بر یکپارچگی منطقه ای دارند می تواند در واقع در حکم یک رسم و روال جدید مطرح شود.

از جهت دیگری نیز نگرانی هایی به چشم می خورد، یعنی در رابطه با پیامدهای احتمالی برای دیپلوماسی بین المللی و برای هراس از ضعف و فقدان در توان کشور و با توجه به نتایج احتمالی در خود صربستان و آخر از همه ظهور کوزوو به عنوان یک کشور اسلامی.

 

ترور اسلامی یا اسلام دموکرات؟

در اینجا و در مرکز اروپا یک دژ و پناهگاه آتی برای اسلام گرایی در حال شکل گرفتن است، و این همان چیزی است که می تواند به عنوان تخته پرشی به سوی ترور اسلامی عمل می کند. یک چنین ادعاهایی را که بسیاری به آن باور دارند نه فقط می توان در بلگراد شنید که در حتی در کشورهای همسایه ای مانند رومانی و در جلسات بحث و تبادل نظر اینترنتی در آلمان.

از طرف دیگر امیدهای بسیار متفاوت تری با توجه به یک کوزووی « اسلامی » در معرض قضاوت گذاشته شده است. برای مثال در روزنامه فرانکفورتر روندشاو در تاریخ 20 فوریه آوی پریمور سفیر پیشین اسرائیل در آلمان این بینش را مطرح ساخته است که کوزوو می تواند در مفهوم و برداشتی غربی تبدیل به اولین کشورمسلمان شود که حقیقتاً دموکراتیک و سکولار است و تبدیل به الگویی برای تمامی اقلیت های اسلامی در غرب اروپا.

دولت ایالات متحده امیدوار است که همچون ده سال پیش، هنگامی که حمایت خود را نثار مسلمانان بوسنی کرد اکنون نیز اقداماتش در کوزوو به مسلمانان در تمامی جهان نشان دهد که واشنگتن به هیچ وجه ضداسلام و ضد مسلمان نیست.

 

اکثریت مسلمانان کوزوو

لیکن هم نگرانی ها و هم امیدهایی که پیرامون « کشور اسلامی » در جریان است هر دو به یک اندازه اشتباه هستند. این یقیناً درست است که بیش از 90 درصد جمعیت کوزوو خود را مسلمان یا حداقل به عنوان انسان هایی با پیشینه ی اسلامی می داند. کوزوو های آلبانی تبار که 90 درصد جمعیت این کشور را تشکیل می دهند تقریباً به طور کامل در این دسته جای می گیرند، آنهم با وجود یک اقلیت کوچک کاتولیک در آنجا.

در میان اقلیت های محلی فقط صرب ها هستند که مسلمان نیستند. از طرف دیگر گروه بندی های کوچکتر ترکها، بوسنیایی ها و دیگر مسلمانانی که به زبان اسلاو سخن می گویند در مفهوم و برداشت مرسوم جزو پیروان اسلام به حساب می آیند.

 

یک پروژه ی ملی و نه مذهبی

هرچند برخلاف توهمات جامعه بین المللی کشور کوزوو اساساً یک کشور چند قومی نیست و طرح تشکیل کشوری که کوزوو خوانده می شود یقینا نمی تواند به عنوان چیزی مگر یک پروژه آلبانیایی فهمیده شود.

در پاراگراف 2 بیانیه استقلال کوزوو این کشور خود را نه فقط به عنوان کشوری « دموکراتیک » که همچنین کشوری « سکولار » تلقی می کند و تناقضی که در صحنه باشکوهی که در 17 فوریه در آن رئیس جمهور هاشم تاچی به همراه مفتی نعیم ترناوا مشاهده شد و به نظر یک تناقض آمد بیشتر ظاهری بود و نه واقعی، زیرا در حالی که در یک طرف تاچی مفتی ایستاده بود در طرف دیگر او اسقف کاتولیک کوزوو دیده می شد. این درواقع نشانه ی روشنی است که منظور از آن ارائه یک تصویر برای مقابله با این گرایش متداول میان صرب ها بود که آلبانی ها را با مسلمانان « خطرناگ » معمولاً یکی می گیرند.   

اول ملت، دوم دین

با این وجود این صحنه به مورد بنیادین دیگری نیز اشاره دارد. موضوع فقط این نیست که مسلمانان کوزوو معمولاً ـ و به درستی ـ به عنوان کسانی که عمیقاً دیندارنیستند تلقی می شوند و یا این که آنها را به عنوان کسانی درنظر می گیرند که دستوارت و آداب دینی را با جدیت و به طور دقیق به جا نمی آورند یا این که مشاهده می شود مسجد ها معمولاً خالی هستند و کمتر کسی در آنها دیده می شود.

خیر. مسئله در اینجا است که تمامی ملت سازی معاصر آلبانی از همان آغاز خود در اواخر عصر عثمانی در داخل و خارج قلمروی کشور آلبانی به طور کاملاً روشنی بر این اصل مبتنی بود که ملت در جایگاه به مراتب بالاتری از دین قرار می گیرد. 

یکی از مبانی اصلی این کشور سازی که در فضای دینی و با توجه به جمعیتی متشکل از 80 درصد مسلمان (سنی ها و چندین گروه قومی) و 20 درصد مسیحی (ارتدکس ها در جنوب، کاتولیک ها در شمال ناحیه آلبانی زبان) بوقوع پیوسته، این بود ـ و هنوز هم این است ـ که جوهر و اصل کشور اسلامی نیست و سایر اقلیت های غیراسلامی قرار نیست که صرفاً به عنوان جریاناتی حاشیه ای تحمل شوند.

بنابراین به نظر می رسد که آلبانی در جهان اسلامی حقیقتاً یک مورد ویژه است، زیرا هرگاه وابستگی دینی وفاداری ملی را به مخاطره انداخته، اهمیت جایگاه دین از طریق مدافعین جماعت آلبانی تبار به حاشیه رانده شده است. از این جهت آلبانیایی ها را نمی توان یک کشور « اسلامی » تلقی کرد، یعنی نه آن کشور و یا ملتی که دین در آنجا و نزد آنها نقش اصلی را به عهده دارد.

واقعیت این کشور بیشتر به این ترتیب است که تمامی سه (یا چهار) مذهب مرسوم به عنوان مذاهبی که ارزش و اهمیت برابر با یکدیگر در کشور دارند نگریسته می شوند (و یا طی دوره دیکتاتوری ضد دینی کمونیست ها به یک اندازه ضد ملی تلقی می شدند).

 

اسلام تشکل یافته

نمایندگان اسلام تشکل یافته آلبانیایی که در سرتاسر آلبانی، کوزوو و مقدونیه پخش شده اند، هرگاه که می خواهند به کوزوو اشاره کنند نقطه نظرات خود را در اصطلاحات ملی و نه دینی بیان می کنند.

سلیمان رکسهپی بالاترین مرجع دینی مقدونیه در اولین دیدار خود از کوزوو یا دقیقتر گفته شود از جامعه اسلامی جدیدالتاسیس در کشور همسایه شادباش های خود را در رابطه با استقلال « کشور جدید آلبانیایی » بیان کرد و آن را به عنوان تحقق « قرن ها رویای دیرینه که مردم آلبانی سزاوار تحقق یافتن آن بودند » مورد ستایش قرار داد. در اینجا هیچ اشاره ای هم به اسلام دیده نمی شود.

و با وجودی که از 1999 پول اعراب به نحو روزافزونی به عنوان منبعی برای فشار یا برای تشویق اعلان نگرشی از اسلام به سبک « خاورمیانه ای » به کوزوو سرازیر شده است، احتمال اندکی وجود دارد که چنین خواسته ای بتواند به تفوق ملیت گرایی در سالهای آینده صدمه ای وارد آورد.     

 

چشم انداز آینده

شاید همه این ها مایه دلگرمی برای اروپا باشد، لیکن این که کمک و یاری اروپا و آمریکا برای کوزوو بتواند اعتبار و اهمیت غرب را در نگاه مسلمانان به نحو قابل توجهی بهبود بخشد چندان روشن نیست و جزء اسلامی مسئله کوزوو همچنان در حاشیه قرار دارد.

اما مورد دیگری که احتمال بیشتری برای آن وجود دارد این است که شاید اکثریت مسلمانان سکولار در کوزوو موفق شوند درکشورهای همسایه خود در اروپا این تصور را ایجاد کنند که اسلام ـ همچون در کشور خودشان ـ آنقدر ها هم که تصور می شود تاثیر نافذ و فراگیر بر زندگی و رفتار سیاسی تمامی مسلمانان ندارد.

     http://www.qantara.de/webcom/show_article.php/_c-476/_nr-935/i.html 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: