کاتولیک ها بیشتر از بقیه نسبت به من شکاک اند

فوریه 23, 2008

مصاحبه ی ولت آن لاین با محقق زیست شناسی تکاملی ریچارد داوکینز

برگردان علی محمد طباطبایی

 برای ریچارد داوکینز چه موضوع بحث در مورد تروریسم باشد و چه « آفرینش هوشمند » (1) فرقی نمیکند، آنها در هر حال حکایت از پیشروی بنیادگرایی دینی دارند. اما او کتابی بر علیه چنین وضعیتی به رشته تحریر در آورده است: « توهم خدا ». محقق علوم تکاملی با ولت آن لاین در باره ی باور به معجزه، بمب اتمی و بوربون های آمریکا سخن می گوید کتاب جدید او « توهم خدا » در آمریکا جزو پرفروش ترین ها بود و ترجمه ای از این کتاب اکنون در 31 زبان منتشر شده است. ریچارد داوکینز محقق بریتانیایی علوم تکاملی و متخصص جانور شناسی 30 سال پیش با کتاب خود « ژن خودخواه » انقلابی در زیست شناسی به راه انداخت. اما او در این اثر جدید خود با ادیان تسویه حساب می کند. برای این پروفسور آکسفورد باور به خدا با رویکرد علمی ناسازگار است. خداوند انجیل در نظر او یکی از ناخوشایند ترین چهره ی ادبیات جهان است

ولت: آقای داوکینز، چطور شد که اتفاقاً در یک چنین زمانه ای به نوشتن این کتاب پرداختید؟ 

داوکینز: هنگامی که من شش سال پیش برای اولین بار نوشتن چنین کتابی را مطرح ساختم، مسئول شرکت انتشاراتی که با آن کار می کنم یعنی جان بروکمان به من اندرز داد که: « کتابی که در آن خداوند مورد انتقاد قرار گیرد در آمریکا فروش چندانی نخواهد داشت ». حالا او تغییر عقیده داده است. کسی چه می داند، شاید علت آن شش سال ریاست جمهوری جورج دبلیو بوش باشد و شاید هم به این خاطر که جو عقیدتی در آمریکای پس از 11 سپتامبر دچار تغییر و تحول گردیده. 

 ولت: در باره ی همین جو موجود یا به قول ما آلمانی ها روح زمان صحبت کنیم. به نظر می رسد که در آمریکا مذهب قوی تر از همیشه است. آیا در مقایسه با آمریکا نمی توان گفت که دراروپا تعداد بیشتری از مردم نسبت به دین بی توجه و کم علاقه اند؟  

داوکینز: بله، این نظر درستی است. هرچند من احساس می کنم که حتی در آمریکا نیز تعصب دینی آن اندازه هم که تا می خواهند به ما بقبولانند محکم و قوی نیست. البته نمی توانم این ادعای خود را با نظر سنجی به اثبات برسانم. اما این احساس و برداشتی است که من در سفری که اخیراً برای تبلیغ کتاب خود به ایالات متحده داشتم به دست آوردم. از طرف دیگر در اروپا دین به همان اندازه ای که در آمریکا دارای اقتدار اجتماعی است نمی باشد، هرچند که در هر حال قدرت سیاسی خود را حفظ کرده است. دموکرات مسیحی ها در آلمان و ایتالیا نمی خواهند که زیاده از حد مسیحی به نظر آیند، اما به هر حال نوعی تبعیض و پیش داوری برای دین وجود دارد. در بریتانیا اسقف ها دارای مقام برابری با نمایندگان پارلمان هستند. در اسکاندیناوی مانند بعضی کشورهای دیگر اروپایی کلیسای دولتی وجود دارد. و حتی برخی حکایت های بارونکردنی را می شنویم مانند این که وزیر آموزش و پرورش هلند موافقت کرده بود در مدرسه های این کشور نظریه ی «  آفرینش هوشمند » تدریس شود.

ولت: چنین چیزی را ما در آلمان هم داشتیم، در ایالت هسن . . . 

داوکینز: خوب بفرمائید! 

ولت: اما حالا مورد روکو بوتیگلیونه (2) را در نظر گیریم که قرار بود کمیسر ایتالیا در اتحادیه اروپا شود. او به عنوان یک کاتولیک مومن گفته بود که همجنس گرایی یک گناه کبیره است، آنچه هر کاتولیکی ـ اگر البته بخواهد اصول عقاید دین خود را جدی بگیرد ـ باید به آن معتقد باشد. لیکن با وجودیکه او قول داده بود در مقام کمیسر اتحادیه اروپا از حقوق همجنس گرایان دفاع کند، اما نظر منفی او نسبت به همجنس گرایی به بهای از دست دادن پستی که قرار بود به دست آورد تمام شد. آیا می توان این را نشانه ای از وجود نوعی دیکتاتوری بی دینی در اروپا دانست؟ 

داوکینز: طبیعی است که هر سیاستمداری تمامی آن تجربیاتی را که در زندگی از تعلیم و تربیت آموخته در مقامی که به آن منصوب می شود همراه خود بیاورد و می توان گفت که باوردینی هم یکی از همین نوع تجربیات است. اما اتفاقاً همین کاتولیک ها در مقایسه با بقیه ادیان نگاه تردید آمیز تری نسبت به من دارند. واتیکان است که به آنها آنچه را که باید مورد توجه و اندیشه قرار دهند دیکته می کند، یعنی درست به همانگونه ای که پیشتر این وظیفه را مسکو برای کمونیست ها انجام می داد. من همیشه در حال مقایسه و تعمق بوده ام میان عقاید لیبرال خودم که به من می گویند کسی را نباید به علت دیدگاه های شخصی مجازات کرد و آن احساس ناخوشایند در یک سیاستمدار منتخب که تصمیمات خود را نه بر اساس وجدان شخصی یا دانش خود و یا خواسته ها و آرزوهای کسانی که آنها را انتخاب کرده اند، بلکه مطابق با آنچه واتیکان یا مسکو یا تهران یا هرجای دیگر برای آنها تعین کرده اند اتخاذ می کند. 

 ولت: بعضی پروتستان ها انتقاد مشابهی را متوجه جان اف کندی کرده بودند، البته قبل از این که او به ریاست جمهوری انتخاب شود. 

داوکینز: من اگر در دوره ی او می بودم به او رای می دادم زیرا بر این باورم که او کاتولیک واقعی نبود. اما یکی از نامزدهای فعلی یعنی Mitt Romney را در نظر بگیریم. او مورمون است و مورمونیسم ایده ی بسیار عجیب و غریبی است. شاید البته او دستورات خود را از Salt Like City نگیرد، اما کسی که خود را متعهد به دینی می داند که آن را یک شارلاتان بنیان نهاده باید انسان بسیار سطحی باشد، و این شخصی است که به هیچ وجه نباید اختیار شلیک موشک های اتمی به او سپرده شود. 

ولت: شما نه فقط ایمان دینی را بلکه « فقر لاادری گرایی » را نیز مورد حمله قرار می دهید. 

داوکینز: من خودم لاادری هستم. و البته به این دلیل که نمی توان صد در صد مطمئن بود که خدایی وجود ندارد. اما من فقط تا همان اندازه لاادری هستم که در مورد وجود جن و پری لاادری هستم. ما منحنی احتمالات 50 درصدی هم داریم، اما هیچ دلیلی وجود ندارد که برای وجود خداوند هم احتمالی در حد 50 درصد قائل شویم آنهم چون نمی توان عدم وجود آن را به اثبات رساند. هیچ کس بر این اعتقاد نیست که احتمال وجود تک شاخ یا جن و پری 50 درصد است آنهم چون نمی توان عدم وجود آنها را به اثبات رساند. احتمال این که خدایی وجود نداشته باشد چیزی در حدود 98 درصد است. 

 ولت: شما این دیدگاه را نیز مورد انتقاد قرار داده اید که معتقد است علم و دین هرکدام در باره ی حوزه های متفاوتی سخن می گویند و هیچ کدام از این دو حوزه با دیگری تماسی ندارد. آیا شما به این ترتیب    همزیستی دین و علم را زیر سوال نمی برید؟ 

داوکینز: تعداد اندکی از انسان های دیندار حاضرند که چنین مرز میان آن دو را مورد پذیرش قرار دهند. هر شخصی که به نوعی معجزه باور دارد، مبنایش این است که خداوند در رویدادهای جهان دخالت می کند و قوانین طبیعت را موقتاً بی اثر می سازد. و اکثریت قاطع انسان های دیندار نه فقط به معجزه باور دارند، بلکه از این رو دینداراند زیرا شدیداً تحت تاثیر عاطفی معجزات قرار می گیرند. وقتی شما یک انسان مومن را بتوانید پیدا کنید که این تمایز حوزه ها را بپذیرد در آن صورت کیفیت ایمان دینی او چنان رقیق شده و آبکی است که به جرئت می توان گفت هیچ اسقفی، اسقف اعظمی یا حتی یک پاپ حاضر به پذیرش ایمانی مشابه با آن نمی شود، چه رسد به مسیحیان اوانگلیک یا مسلمانان که امروزه تا این اندازه در رویدادهای جهان نقش مهم بازی می کنند.  

ولت: هنگامی که 30 سال پیش شما « ژن خودخواه » را نوشتید، آیا می توانستید تصور کنید که دین در قرن 21 حتی از آن زمان هم قدرت بیشتری کسب می کند؟

 داوکینز: خیر، در این باره چندان اندیشه نکرده بودم. اما البته این انتظار را داشتم که گرایش تاریخی بر ضد دین که در نگرش تاریخی یک دوره ی زمانی طولانی از آن کاملاً قابل مشاهده است ادامه می یافت. و من بر این باورم که آن گرایش همچنان ادامه خواهد یافت. اما هر گرایش تاریخی نوعی الگوی هلزونی را نشان  می دهد. ما البته خودمان آن زمان را تجربه نخواهیم کرد، اما در 150 سال دیگر اگر دین کاملاً محو نشده باشد، حد اقل در همه جای جهان مانند اروپای امروز اهمیت و ارزش خود را شدیداً از دست داده است. 

1: آفرینش هوشمند واژه ای است که به تازگی برای اصطلاح Intelligent Designاستفاده می شودو منظور از آن این است که تکامل به شکلی که زیست شناسان تکاملی ادعا می کنند روی نداده است، بلکه مطابق با آنچه در انجیل آمده خداوند جهان را در شش روز آفریده و هر موجودی از ابتدا به همین شکل امروزی بوده است.  

  2: ترجمه ای از مقاله ای اعتراض آمیز آقای بوتیگلیونه در مطبوعات غربی توسط اینجانب چند سال پیش ترجمه و در ایران امروز منتشر گردید. مترجم.  

        http://www.welt.de/kultur/article1187523/Besonders_bei_Katholiken_bin_ich_skeptisch.html

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: