روزهای سکوت در برمه

فوریه 12, 2008

واسلاو هاول

برگردان علی محمد طباطبایی

  

در روزهای آینده ـ و حتی شاید ساعت هایی که در پیش است ـ فرجام برمه (کشوری که سابق بر این میانمار خوانده می شد) و سرنوشت بیش از پنجاه میلیون شهروند برمه ای معین خواهد شد. بحرانی که امروز شاهد آن هستیم سالها است که در حال تکوین و شکل گرفتن است. البته هیچکس نمی توانست دقیقاً پیش بینی کند که چه هنگام یک شورش علنی بر علیه دیکتاتور نظامی برمه فوران خواهد کرد.

 

اینکه به استثنای فقط چند مورد، بیشتر کشورهای دیگر یکبار دیگر از جریان سریع رویدادهای اخیر برمه شدیداً متعجب و غافلگیر شده اند بسیار باعث تاسف و ناراحتی است. به این ترتیب به نظر می رسد که جهان به طور کامل برای یک چنین بحرانی آماده نبوده و از این جهت که برای آن چه می توان کرد ناتوان و عاجر مانده است.

موضوع اینجاست که چنین رویدادها و حوادث تاسف باری به دفعات در کشورهای مختلف روی داده است. و آنچه هنوز هم شرم آور تر است کشورهایی هستند که روی خود را از سکوت مرگباری که در آن مردم برمه تصمیم به نشان دادن وضعیت خود به جهان گرفته اند بر می گردانند و گوش های خود را می گیرند.

در برمه راهب های بودایی تحصیل کرده ـ انسان هایی غیر مسلح و ذاتاً صلح دوست ـ بر علیه رژیم نظامی به حرکت در آمده اند. برای کسانی که مدت ها است اوضاع و احوال برمه را تعقیب می کنند تعحب آور نیست که چرا راهب های بودایی رهبری این اعتراضات را به عهده گرفته اند.

تعداد قابل توجه از راهب های بودایی برمه به این نتیجه رسیده اند که کنار آمدن با تلاش های دولت های محلی و مرکزی در به تباهی کشانیدن نظام رهبانی آنها و سوء استفاده از الگوی خویشتن داری های فردی راهب ها برای افزودن بر فشار بر کسانی که اعتقادات دیگری دارند غیر ممکن است. البته بدون حمایت های سیاسی، اقتصادی و رسانه ای هماهنگ شده در سطح جهان از این راهب های شجاع، به احتمال زیاد تحولات اخیر در برمه به زودی به وضعیت 20 سال گذشته ی خود باز می گردد.

روزانه از تعداد بیشماری همایش های جهانی و دانشگاهی در کشورهای مختلف مطلع می شویم که در آنها مباحثات علمی و فرهنگی در باره ی حقوق بشر مطرح می شوند و بیانیه های عاطفی در دفاع از آنها صادر می گردد. بنابراین چگونه ممکن است که جامعه بین المللی در واکنش موثر برای جلوگیری از فشار فزاینده ای که حاکمان نظامی برمه در رانگون و معابد بودایی وارد می کنند ناتوان باشد؟

چندین دهه است که جامعه بین المللی در این باره که چگونه باید سازمان ملل را اصلاح کند تا آن نهاد بتواند شان و منزلت انسانی را در مواجهه با مناقشه هایی مانند آنچه در برمه، دارفور یا سودان در جریان است به طور موثرتری مورد دفاع قرار دهد در حال مباحثه است. این قربانی های بیگناه سرکوب نظام های دیکتاتوری نیستند که شان و منزلت خود را از دست می دهند، بلکه در درجه ی اول جامعه بین المللی است که کوتاهی و ناتوانی اش در اقدام مناسب به معنای ماندن در عجز و درماندگی و صرفاً نظاره گر شدن آن است که چگونه قربانیان سرکوب به سرنوشت شوم خود واگذار می شوند.

البته دیکتاتورهای باقی مانده در جهان نیز دقیقاً می دانند که چگونه از ضعف اراده ی جهانی و ناتوانی جامعه بین المللی در انجام اقدامات هماهنگ و موثر به نفع خود بهره برداری کنند. آنها چه تفسیر دیگری می توانند از وضعیت فعلی داشته باشند مگر تائید کامل وضعیت موجود توسط قدرت های جهانی و توانایی خود در این که می توانند همچنان با فرار از هر گونه مجازات نهادهای بین المللی به شیوه های سرکوب خود ادامه دهند.

Silent Burmese Days by Vaclav Havel

 Project Syndicate 2007

  

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: