بحران ترکیه و صلح جهانی

ژانویه 12, 2008

احمد آلتان

برگردان علی محمد طباطبایی

    

درترکیه ارتش و دولت در گیر مبارزه ای تمام و کمال برای قدرت شده اند. کشور عمیقاً به دو گروه تقسیم شده و آشکارا دچار بی ثباتی گردیده است. نویسنده ی  ترک احمد آلتان تناقض های کشورش را شرح داده  و از پیامدهای بالقوه هولناک آن هشدار می دهد 

 

ترکیه در حال حرکت به سوی یک تصفیه حساب بزرگ و احتمالاً نهایی است. لیکن آنچه در این مناقشه نقش اصلی را به عهده دارد اختلافات دینی یا نژادی نیست. این کشور توسط یک جدایی به مراتب بنیادین و خطر ناک تر است که اکنون زمین گیر شده. موضوع اینجاست که « جدایی فرهنگی » که در تمامی سال های جمهوری همچنان حاکم بود امروز به واقع بسیار عمیق تر شده است.

در حال حاضر در ترکیه در یک طرف توده ی عظیم انسان هایی قرار دارد که قبل از وارد شدن به منازل خود کفش هایشان را از پا در می آورند، بانوان آنها حجاب اسلامی به سر دارند و شوهران آنها با پیژامه در خیابانها می گردند، پسران جوان آنها اغلب اوقات خود را در قهوه خانه ها می گذرانند، آنهم در حالی که دختران آنها تحت یک قاعده ی شدیداً سرکوبگرانه زندگی می کنند، انسان هایی که روشنایی منازل آنها از لامپ های ارزان قیمت فلورسنت تامین می شود، موسیقی مورد علاقه شان چیزی میانه موسیقی محلی و عربی است و شاید آنها هرگز در عمر خود حتی یک کتاب هم نمی خوانند، زن و شوهر های این ها هرگز با هم به یک رستوران نمی روند و تئاتر برای آنها جایی بیگانه است، آنها از تحصیلات اندکی برخوردارند و دارای اعتقادات دینی قوی هستند.

اما در طرف دیگر کسانی قرار دارند که برای تحصیل به کالج های خارجی در استانبول سفر می کنند، کسانی که در جشن های کالج با جشن های عروسی در رقص ها شرکت کرده اند، آنها به سینما می روند، کتاب    می خوانند، هرچند نه خیلی زیاد و از تحصیلات بالایی برخوردارند، دامنه ی علاقه ی آنها در موسیقی از پاپ تا کلاسیک دارای تنوع است و دکوراسیون منازلشان نسبتاً از روی سلیقه انتخاب شده، کسانی که بانوانشان هرگز از حجاب اسلامی استفاده نمی کنند و اگر چه به دختران نوجوان خود اجازه قرار و مدار با دوست پسر خود را نمی دهند، اما اگر آنها چنین کنند آن را نادیده می گیرند و اهمیتی نمی دهند، کسانی که اگر چه به خدا باور دارند اما برای عبادت های دینی اهمیتی قائل نیستند، آنها اطلاعات زیادی در باره ی شراب ندارند اما در میهمانی های خود نوشابه های الکلی مصرف می کنند، روزنامه می خوانند و میزگردهای سیاسی تلویزیون را تعقیب می کنند، کسانی که احساس می کنند از آن گروه دیگر مترقی تر هستند و زندگی خود را تقریباً در پیروی از استاندارهای سبک زندگی غربی به جلو می برند.

 

عقاید متعارض

سبک زندگی این دو گروه با یکدیگر هیچ ارتباطی ندارد. بر خلاف غرب، جایی که یک حسن تشخیص جمعی تمامی طبقات را از عناصری مانند موسیقی کلیسایی، شمایل های دینی و داستان های انجیلی که حتی برای پرده ی سینما مورد استفاده قرار گرفته اند تغذیه می کند، در ترکیه زمینه فرهنگی وجود ندارد که بتواند این گروه های رقیب را با یکدیگر مرتبط سازد. زندگی های آنها، سلیقه هایشان و باورهای آنها کاملا از یکدیگر مستقل و حتی با یکدیگر متعارض است.

آن گروه اول در تمامی سالهای جمهوری مورد تحقیر و عدم پذیرش قرار گرفته و کنار زده شده است. اکنون همین گروه بزرگ دارای تشکیلات و قدرت سیاسی شده و در هر انتخاباتی شرکت کند در آن به پیروزی   می رسد.

گروه دوم در اقلیت قرار دارد و فعلاً شانس پیروزی در یک انتخابات دیگر را ندارد. و در همین نکته است که یک تناقض تاریخی سربرمی آورد: از آنجایی که گروه دوم و غرب گرا تر می داند که اگر اندیشه ی سیاسی غرب را رعایت کند نخواهد توانست تا برای بار دیگر به قدرت رسد، اکنون نسبت به ارزش های دموکراسی غربی مخالفت می ورزد.

لیکن آن گروه اول که ارزش هایش با ارزش های غربی مغایر است می داند که فقط چنانچه ملاک های غربی را رعایت کند می تواند به قدرت برسد. نتیجه این است که گروه اول در تلاش برای سازگار کردن خود با ارزش های غربی است و روابط خود را با غرب توسعه می دهد.

« ارتش » در این فروپاشی فرهنگی نقش مهمی بازی می کند. اگر از گروه اول حمایت کند و ملاک های غربی برای دموکراسی را رعایت نماید خودش نیز قدرتی را که فعلاً ازآن برخوردار است از دست خواهد داد. در واقع ارتش از فرزندان گروه اول تشکیل شده است که در حال همکاری با آن گروه دومی است که با ارزش های آنها مخالفت می ورزد، اما به این ترتیب در قدرت می ماند. از جهتی می توان گفت که ارتش به ریشه های خودش خیانت می کند. اکنون به نظر می رسد که این دو گروه در حال آماده شدن برای یک نبرد نهایی قدرت هستند.

 

اروپا هرگز از یک کودتا حمایت نمی کند  

 گروه اول اکنون به لحاظ اقتصادی نیز در وضعیت مطلوب و قدرتمندی به سر می برد. از آنجا که روابطش با « حکومت » خوب نیست، آنچه را که در آناتولی تولید می کند در خارج به فروش می رساند. این گروه با تلاش خود قدرت را برای خود فراهم آورده و از سازمان سیاسی خود حمایت کامل به عمل می آورد. اما گروه دوم فعلاً دچار کمبود سرمایه است.

حامیان گروه اول بورژوازی بزرگتر است که در خارج به تجارت مشغول است و در همان جا از اعتبارات مالی خوبی برخوردار است. این گروه یک بخش روشنفکر دارد که معتقد است ترکیه فقط هنگامی می تواند به حالت تعدل باز گردد که از شیوه های دموکراسی بهره گیرد و از یک بخش بوروکرات برخوردار است که می گوید ساختار کشور باید برای همکاری با جهان تغییر کند.

لیکن بخش های مهم نظام قضایی، ارتش و بوروکراسی کشور حامی گروه دوم هستند. از آنجا که گروه دوم می داند نمی تواند از طریق شیوه های سیاسی مبتنی بر دموکراسی در قدرت باقی بماند در حال حاضر در جستجوی یافتن راه حل های دیگری است.

انتخابات ریاست جمهوری برنامه ها و اهداف دو گروه را کاملاً آشکار نمود و نشان داد که تا چه اندازه مناقشه میان آنها حاد شده است.

گروه دوم که توسط ارتش حمایت می شود خواهان یک انتخابات دیگر نیست. هر روز که می گذرد شایعه یک کودتای احتمالی قوت می گیرد. صحبت از حکومت نظامیان است. اما اگر کودتایی انجام شود چه پیش خواهد آمد؟

گروهی که سبک زندگی اش غربی تر است با حمایت ارتش به قدرت بازخواهد گشت و در این حال حمایت غرب را از دست خواهد داد، زیرا اروپا از یک کودتا حمایت نمی کند.

از طرف دیگر آمریکای همیشه عمل گرا شاید در قبال حمایت از خط مشی هایش در شمال عراق و خاورمیانه از چنین کودتایی پشتیبانی کند، لیکن در این حال آمریکا با یک مانع جدی روبرو است. کشوری که عراق را اشغال کرده است و می گوید که با این عمل به آن کشور دموکراسی را خواهد آورد قادر نخواهد بود که به جهان توضیح دهد ـ یا به خودش ـ که چرا باید از یک کودتای غیر دموکراتیک حمایت کند. و پس از فاجعه ی عراق دیگر این قدرت را هم ندارد که مخالفت های بین المللی را نادیده بگیرد. بنابراین چه بخواهد و چه نخواهد باید با چنین کودتایی مخالفت ورزد.

اما کشوری که از غرب کمک های مالی دریافت می کند و از حمایت ارتشی برخوردار است که اسلحه ی خود را از غرب دریافت می کند چه خواهد کرد اگر راه خود را از راه غرب جدا کند؟ به باور من گروه دوم مدت ها است که در جستجوی یافتن پاسخ این اندیشه به تفکر پرداخته و بالاخره آن را یافته است.

اگر در ترکیه کودتایی به وقوع بپیوندد جهان با پدیده ای روبرو خواهد شد که قبل از آن هرگز شاهدش نبوده است. پس از چنین کودتایی ترکیه به جستجوی همکاری و مشارکت با روسیه و ایران خواهد رفت و سلاح ها، انرژی و کمک های مالی خود را از این کشور ها به دست خواهد آورد. گاز، نفت و سلاح های هسته ای از روسیه و ایران برای روی پانگاه داشتن ترکیه کفایت خواهد کرد، هرچند برای مدتی.

لیکن بلوکی که از روسیه، ترکیه و ایران تشکیل شده باشد می تواند تعادل جهانی را برهم زند. مثلاً این بلوک می تواند کنترل کاملی بر خاورمیانه اعمال نماید یا اروپا را در درون مرزهای قاره ی کوچکش زندانی کند. می تواند قفقاز، افغانستان و پاکستان را تحت سلطه ی خود درآورد و می تواند روابط نزدیکی با جهان اسلامی ایجاد کند، می تواند بر منابع نفت سلطه یابد و شاید حتی به شراکتی با چین دست یابد.

 

فقط یک شلیک کافی است

یک چنین تحولی به طور چشمگیری کارایی غرب متشکل از اروپا، آمریکا و تا حدودی ژاپن را کاهش خواهد داد. بلوک جدید به لحاظ نظامی، مالی و از جهت منابع انرژی قدرت بسیار زیادی در اختیار خواهد داشت. بنابراین شکاف فعلی در ترکیه می تواند به شکافی در سطح جهانی منجر شود. اگر قرار است که جنگ جهانی سومی در گیرد، به باور من از یک چنین جدایی بر خواهد خواست.

شاید بگوئید که « چنین چیزی هرگز روی نخواهد داد » . . . کسانی که با در دست داشتن داده های غیرقابل انکار نشان می دهند که چرا چنین چیزی روی نمی دهد با خیال راحت از نظریه خود دفاع کنند. لیکن اگر پیش بینی های من درست از آب درآید ـ که فکر می کنم احتمال زیادی برای آن وجود داشته باشد ـ آنوقت چه؟

در واقع به عقیده ی من این سناریو باید توسط تمامی کسانی که درگیر مسئله ی ترکیه هستند مورد توجه دقیق قرار گیرد: یعنی توسط کسانی که در ترکیه ی امروز گروه ها و تقسیم بندی ها را موجب می شوند، توسط اروپایی هایی که برای بیرون راندن ترکیه از اروپا تلاش می کنند و با بی شرمی با کشوری معامله می کنند که میراث امپراتوری اش با عظمت است و در عین حال رقت انگیز، اروپایی هایی که وانمود می کنند در حال راهنمایی و توصیه به ترکیه هستند و آنهم به جای عرضه ی همکاری واقعی، و آمریکایی که در سیاست خود در قبال ترکیه در یک زمان در دو نقش بازی می کند و تصور می کند که خیلی زرنگ اند.

یک مناقشه ی خونین مانند آن که به نظر می رسد در حال نزدیک تر شدن است می تواند تمامی جهان را به آتش بکشد. تصور نکینم که چنین جنگی بسیار دور و نامحتمل است. فراموش نکنیم که جنگ اول جهانی فقط با یک گلوله ی تنها آغاز گردید. 

 

احمد آلتان یکی از موفق ترین نویسندگان ترکیه است و یک روزنامه نویس مشهور. او حرفه ی خود را به عنوان یک روزنامه نگار آغاز کرد و پیوسته با حکومت ترکیه مشکل دارد. آلتان رمان ها و مقاله های بسیاری منتشر کرده است که بسیاری از آنها جزو پرفروشترین آثار ترکیه هستند. وی در استانبول زندگی و فعالیت  می کند. 

The Turkish Threat to World Peace

Ahmet Altan

 http://www.spiegel.de/international/world/0,1518,druck-488843,00.html  

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: