به نام فلسطین، به کام . . .

ژانویه 5, 2008

عبدالرحمان الراشد

برگردان علی محمد طباطبایی

 

 یکبار طی یک گردهمایی آنچه به دنبال می آید را من به عنوان موضوع بحث پیشنهاد کردم: شما جهان عرب را در 2010  بدون مناقشه ی عربی ـ اسرائیلی چگونه می بینید، و آنهم با این فرض که اصل مناقشه مطابق با طرحی که برای طرف عربی قابل قبول است حل شده باشد؟

پیشنهاد من چندان مورد استقبال قرار نگرفت، نه به این خاطر که یک آرزوی غیر قابل پذیرش بود، بلکه به این علت که تصورش دشوار بود. چگونه یک ملت که برای هفت دهه با یک دشمن آشکار زندگی کرده می تواند مسئله ای را که برای او مهم تر از هر چیز دیگر شده بود به ناگهان فراموش کند؟

واقعیت این است که من در این باره که کل منطقه می تواند بدون همراه شدن با یک دشمن ضروری توجه خود را از مناقشه های منطقه ای و ناحیه ای به سوی دیگری متوجه کند شدیداً دچار تردید شدم. دشمن اسرائیلی پیوسته یک هدف دروغین برای رژیم ها و سازمان ها بود و آزادی فلسطین به عنوان پروژه ای باقی ماند که در راس تمامی موضوعات دیگر قرار داشت. به نام اسرائیل و فلسطین جنایت های بسیاری به وقوع پیوست، زندگی مدنی مختل شد و دوره های ماندن در حکومت و قدرت رژیم ها طولانی تر گشت. به نام چنین هدف و آرمانی حقوق شهروندان زیر پا گذارده شد و جنگ ها میدان ها را به تصرف درآوردند. صدام کویت را مورد تهاجم قرار داد (از طرف جنوب) و آنهم به نام فلسطین (در طرف شرق). افزون بر آن و باز هم به نام فلسطین شرایط محلی در اردن و لبنان مورد سوء استفاده قرار گرفتند. تظاهرات در صنعا برای غذا سرکوب شد. رژیم اضطراری سوریه باقی ماند و بیانیه های حکومتی در کشورهای عربی از بحرین گرفته تا مراکش با وعده هایی برای مقابله ی نظامی با اسرائیل پرمایه تر شدند. تمامی موضوعات جانبی به نام فلسطین ارتباط داده شد. انجمن ها و کانون های حرفه ای علناً وظایف خود را به نام مسئله ی فلسطین به فراموشی سپردند و آنها وجود، مواضع، رهبری و ادبیات خود را بر مبنای دشمن قرار دادند. چگونه می توانیم تصور کنیم که آن تشکیلات می توانند خود را هنگامی تعدیل کنند که دیگر هیچ دشمنی وجود نداشته باشد؟

ما خصومت و دشمنی را تا چنان درجه ای مغتنم شمرده ایم که تقریباً هرچیز دیگری غیر ممکن است. خصومت و دشمنی به یک تشکیلات کامل گسترش یافت که بدون آن حیات غیر ممکن گردید. این خصومتی جعل شده نیست که معتقد است اسرائیل یک حکومت صلح طلب نیست و در برابر چشم مردم جهان خود را به زور در مناطق اشغالی جا داده و چهار دهه است که در برابر پس دادن آنها همچنان مقاومت کرده است. اسرائیل خودش نیز از وضعیت دشمنی با اعراب سود می برد و آنهم با متحد ساختن یهودیان و با استفاده از حمایت های غرب به نام مقابله با دشمن عربی.

ما می توانیم طرفداری اسرائیل از سیاست دشمنی را درک کنیم، زیرا می خواهد به این ترتیب زمین به سرقت برده را حفظ کند و سالیانه 3 میلیارد دلار از ایالات متحده کمک دریافت کند و به دریافت حمایت یهودی ها از سراسر جهان ادامه دهد. این ها تماماً منفعت های اسرائیل است که ساختن مترسکی از دشمن را توجیه  می کند، حتی در شرایطی که می تواند یک قرارداد صلح امضا کند که بر پس دادن مناطق اشغالی و خاتمه دادن به تمامی بحران و آنهم در یک روز و نه 40 سال مبتنی است.

لیکن نمی توانیم منطق اعراب را در پشت نگهداشتن این دشمنی دریابیم. عرب ها که نه در مبارزه برای آزادسازی مناطق خود موفق شده اند و نه برای صلح تلاش کرده اند تا این مناطق را دوباره به دست آورند برای چه به مبارزه جویی با دشمن ادامه می دهند؟ از این رو این مناطق در سه کشور عربی همچنان تحت اشغال باقی مانده است، همراه با یک میلیون آواره در اردوگاه ها و دو میلیون دیگر که به نقاط دیگر جهان نقل مکان کرده اند و همگی رنج و عذابی روزانه را تجربه می کنند. امروز، 40 سال پس از شکست در جنگ شش روزه ما هیچ منطقی را نمی توانیم در کار کسانی بیابیم که صلح را رد می کنند و تمامی تقصیرها را در مورد مسئله ی فلسطین به گردن اسرائیلی ها می اندازند.   

   

In the Name of Palestine

Abdul Rahman Al-Rashed

http://www.asharq-e.com/news.asp?section=2&id=9202

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: