از طبقه ی متوسط حمایت کنیم

ژانویه 3, 2008

تورکی الحمد

 برگردان علی محمد طباطبایی 

    

موضوع بحث ما طبقه ی متوسط در کشورهای عربی است. علی رغم آنچه بعضی ها در رابطه با بازار سهام به عنوان تاثیری مثبت بر بازارهای سرمایه اشاره کرده اند، بازار سهام در حالی در ثروتمند تر ساختن یک اقلیت نقش بازی کرده است که بنیه ی مالی بسیاری دیگر را در آنچه مسابقه ای جنون آسا به سوی رویای ثروتمند شدن سریع بود تحلیل برده است. و گاهی طولی نمی کشد که آن رویا به کابوس هولناکی تبدیل گردیده و بازار سهام بسیاری از انسان ها را به فقر مطلق بسیار نزدیک می سازد.

البته بهتر است که این موضوعات را به کارشناسان و اهل فن بسپاریم، اما آنچه ارزش بررسی بیشتری دارد تاثیری است که چنین سقوط های مالی و نوسانات اقتصادی بر طبقه ی متوسط می گذارند ـ به ویژه در جهان عرب، مثلا در عربستان سعودی جایی که تاثیر چنین نوسان هایی در ثبات اجتماعی در عین حال بر ثبات سیاسی نیز موثر واقع می شود.

استفاده از واژه ی « طبقه ی متوسط » مشخص کننده ی یک بخش کاملا همانند از جامعه نیست، زیرا این اصطلاح به قشرهای اجتماعی متعددی اشاره می کند که ذیل عنوان طبقه ی متوسط قرار گرفته اند. فصل مشترک این قشرها این است که هیچ کدام از آنها به طبقه ی بالای جامعه تعلق ندارند، اما به نحوی مشابه نمی توان آنها را به عنوان بخشی از طبقه ی پائین جامعه به حساب آورد. این طبقه بندی از مارکس، وبر یا هر جامعه شناس دیگری تبعیت نمی کند، بلکه بیشتر یک مقوله سازی مقدماتی است که هدفش معین کردن مرزهای تمایزگذاری میان سه بخش هرم اجتماعی است.

در نگاه از یک چنین زاویه ای می توان گفت که طبقه ی متوسط به عنوان دریچه ی اطمینان برای تمامی جوامع است. این طبقه ای است که به هم پیوستگی هرم اجتماعی به آن وابسته است و یا آن حلقه ی اتصالی  است که به کمک آن طبقه های بالایی و پائینی جامعه به هم مرتبط می شوند. هنگامی که این طبقه گسترش می یابد و مقام و منزلتش ثبات می یابد و هنگامی که دیگر توسط ابهام آینده در خطر قرار ندارد، این وضعیت در نهایت دلالت بر یک ثبات اجتماعی و سیاسی دارد که قابل دوام است.

اما عکس آن نیز صحیح است. جوامعی که دارای تاریخ طولانی از ثبات اجتماعی و سیاسی هستند جوامعی هستند که در آنها طبقه ی متوسط، یا بلکه طبقات متوسط، بزرگترین بخش جامعه را تشکیل می دهد. خطر واقعی در وضعیتی نهفته است که در آن طبقه های متوسط به قاعده ی زیرین هرم اجتماعی می پیوندند تا به بزرگترین قشر در جامعه تبدیل شوند. در یک چنین سناریویی راس هرم توسط یک الیگارشی اقلیت نمایندگی می شود (دقیق تر گفته شود توسط یک قشر نخبه ی مالی) که از بقیه ی قشرهای جامعه منزوی و دور است (1). این همان هنگامی است که اگر به راستی آینده ی جامعه باید مورد توجه و رسیدگی قرار گیرد نشانه های هشدار دهنده آغاز به آشکارشدن می کنند. هنگامی که وسعت طبقه ی متوسط آغاز به کوچک تر شدن می کند، تمامی جامعه در مواجهه با یک خطر واقعی قرار می گیرد، خطری که در آن اثرات هشدار دهنده برای آن که آشکار شوند به سپری شدن زمان بیشتر نیازمند هستند.

جامعه ی محنت زده یا فقر به خودی خود مسئله ی اصلی نیستند، یعنی هنگامی که فقر وضعیتی است که جامعه از همان آغاز بر اساس آن بنیان نهاده شده است. کشورهای بسیار فقیری وجود دارد که مردم فقیر آنها به سهم خود موجب فقر بیشتر می شوند و با این وجود دچار معضلاتی نمی گردند که به ثبات سیاسی یا اجتماعی مربوط است. مسئله ی اصلی در تغییر شرایط نهفته است. جامعه مرفه ای را در نظر گیریم که در آن طبقه ی متوسط با تمامی سطوح متفاوتش بزرگترین بخش آن را تشکیل می دهد. و حال تصور کنیم که به ناگهان یک بازگشت سریع و غیر منتظره روی دهد و طبقه ی متوسط به یکی شدن با طبقه ی تحتانی جامعه میل کند. معنای آن این خواهد بود که چنین جامعه ای اکنون نسبت به تغییر شکل های اجتماعی آسیب پذیرتر و شکننده تر شده و این شرایطی است که می تواند شورش های سیاسی بالقوه را موجب شود.

انسان های که در فقر به دنیا می آیند با آن مشکلی ندارند به همان نحوی که وقتی شخصی نابینا به دنیا آید با نقص مادرزادی خود کنار می آید ـ به این معنا که شما چیزی را که هرگز نداشته اید از دست هم نمی دهید. مشکل هنگامی خود را می نمایاند که انسان فقیر به طبقه ی بالای اجتماعی می رود و سپس به قشر اجتماعی پائین تر باز می گردد. آنچه به مراتب بدتر است هنگامی است که عضوی از طبقه ی متوسط که همیشه بخشی از آن بوده است به قاعده ی هرم اجتماعی سقوط می کند تا به طبقه ی پائین جامعه بپیوندد. این عمل باعث عدم تعادل واقعی در آن جامعه می شود و اگر هدف ثبات بلند مدت جامعه است باید به آن رسیدگی شود.

جابجایی از ثروت به فقر و سقوط افراد از یک جایگاه بخصوص اجتماعی به مکانی پائین تر باعث گسترش احساسات خشم، ناامیدی، نفرت، تنش و احساسی از شکست می شود. این احساسات باعث درست شدن یک بمب ساعتی اجتماعی می گردد که می تواند در هر لحظه ای منفجر شود. این حالت را می توان در ایدئولوژی های افراطی متعددی یافت که در آنها این احساسات مورد تاکید و حمایت قرار می گیرند، چه در ایدئولوژی های چپ و چه راست به یک اندازه یا در یک ایدئولوژی غیر متعارف که زائیده شرایط است و به طور اجتناب ناپذیری در رویکردهای خود دچار افراط گرایی می شود. شکوفایی اقتصادی که پس از آن دوره ای از زوال روی دهد زمینه ای را تشکیل می دهد که آغازگر جرقه های بی ثباتی است، چه بی ثباتی جامعه یا کشور یا هر دو. 

در این مورد می توان گفت که رهبران کشورها، یعنی کسانی که ثبات طولانی مدت جامعه و کشور خود را معین می کنند به عنوان هدف اصلی خود باید به دقت نوسانات جامعه را مورد توجه و بررسی قرار دهند، به ویژه هنگامی که موضوع این نوسانات طبقه ی متوسط است. هم امنیت کشور و هم جامعه نمی تواند از طریق کنترل شدید خود امنیت به دست آید و از طریق بالاتر بردن سطح نظم و انضباط اجتماعی هم چنین چیزی به تنهای مقدور نیست. لیکن تمامی این عناصر لازم و ضروری اند. هرچند آنچه مهم تر از بقیه است این که ایجاد نظم و انضباط باید همراه با تلاش برای تجدید بنای تعادل اجتماعی باشد، بخصوص هرگاه که این تعادل پس از دوره های بخصوص از شکوفایی اقتصادی آغاز به ته کشیدن می کند. جامعه ای که به سوی ایجاد یک طبقه ی اولیگارش که همه چیز را به انحصار خود درآورده  حرکت می کند، جایی که هر روز تعداد بیشتری از انسان ها مجبور به تلاش برای گذران معاش روزانه هستند، و از جمله ی آنها تعداد اندکی که به طبقه ی متوسط آسیب پذیر متعلق هستند، چنین وضعیتی را باید به عنوان تهدیدی برای امنیت اجتماعی درازمدت به حساب آورد ـ حتی اگر چنین وضعیتی در کوتاه مدت بسیار موثر به نظر آید. امنیت و ثبات اجتماعی و آنچه آنها از انواع دیگر ثبات و امنیت به همراه خود می آورند سازوکاری است که اجزاء تکمیلی متعددی در بردارد. هرچند این به قوت خود باقی خواهد ماند که تعادل اجتماعی و قاعده ی طبقه ی متوسط از تمامی این عناصر مهم تر هستند و بدون آنها تمامی آنچه باقی می ماند چیزی جز تکه های بی اهمیت در زیربنا نخواهد بود.  

1: مشابه آنچه برای اول بار در دهه ی 50 در ایران قبل از انقلاب مشاهده شد. مترجم.  

Protecting the Middle Class

Turki al-Hamad

http://www.asharq-e.com/

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: