مصاحبه با فیلسوف فرانسوی

دسامبر 2, 2007

پاکستان کانون اسلام گرایی

مصاحبه با فیلسوف فرانسوی برنارد هنری لویی

برگردان علی محمد طباطبایی

    

فیلسوف فرانسوی جهان را دسته بندی می کند: جهادیسم آسیا را به تصرف در آورده است، جنگ عراق اشتباه بوده است، سیاست سارکوزی با ایالات متحده عاقلانه استو آیان هیرسی علی باید شهروند افتخاری فرانسه شود   دی ولت: شما پاکستان را خیلی خوب می شناسید، به ویژه از زمان کتاب خود « چه کسی دانیل پیرل را به قتل رساند؟ ». این اغتشاش ها و ناآرامی های امروز پاکستان را چکونه ارزیابی میکنید؟  

 

 

هنری لویی: بالاخره معلوم شد که در رابطه با تحلیل بدبینانه ای که آن زمان در مورد پاکستان داشتم، یعنی این که پاکستان مجهز به سلاح اتمی در واقع یک بمب ساعتی است حق با من بود. فعلاً بمب سیاسی منفجر شده است. این بحران دارای سه مولفه است: نیروهای جهادی در مراکز مرزی با افغانستان و حتی در نقاط داخلی فعال تر و قوی تر می شوند، آنها موفق شده اند که نه تا اندازه ای بلکه به مقدار بسیار زیادی به درون سازمان اطلاعات و امنیت پاکستان یعنی ISI نفوذ کنند ـ همانگونه که در کتاب خود نیز قبلاً شرح داده بودم ـ و مشرف نمی تواند با کمک شیوه های دیگری مگر روش های مستبدانه واکنش موثر به آنها نشان دهد. من از آن بیم دارم که یک انفجار بسیار عظیم قریب الوقوع باشد.در غرب دشمنان دیکتاتوری بر روی شرکت وسیع تر جامعه مدنی پاکستان و از جمله حزب بی نظیر بوتو برای خاتمه یافتن این بحران حساب می کنند. هرچند که این ها نمی توانند آن نتیجه ی مورد نظر را به بارآورند. مطابق با یک نظر سنجی 84 درصد پاکستانی ها مخالف ایالات متحده آمریکا هستند (فقط 16 درصد آمریکا را قدرت مثبتی می دانند) و اسامه بن لادن هنوز هم مانند گذشته بسیار محبوب است. 

 چنانچه یک چنین نظر سنجی در اتحاد شوروی انجام شده بود به نتیجه ی مشابهی می رسیدیم. ارزش هایی مانند مدارا، دموکراسی و گشودگی در برابر غرب را فقط در تعداد اندکی از افراد شجاع می توانستیم ببینیم. در پاکستان برعکس فقط تعداد اندکی از انسان ها چنین نیستند. یقیناً پاکستان مانند افغانستان نیست، جایی که فرمانده های نظامی بر نخبگان ضعیف حاکم هستند. در پاکستان یک قشر کارآمد و تحصیل کرده و کاملاً مترقی متشکل از وکلا، روزنامه نگاران و حتی بخش هایی از ارتش وجود دارد. شاید این ها امروز از حمایت اکثریت مردم برخوردار نباشند، اما به عنوان یک اقلیت فعال به اندازه ی کافی نفوذ دارند تا برای مثال قانونی بر ضد قتل های ناموسی را به تصویب برسانند و حتی تحت حکومتی مانند مشرف.  پاکستان نیازمند برداشتن چنین قدمی بود. در پاکستان یک طبقه متوسط که تاثیر مهارکننده و ملایم کننده ای از خود در جامعه بر جای می گذارد وجود دارد که بوتو مظهر آنها است و نیروی بسیار مهم برای پیشرفت به حساب می آید. از این جهت باید شهامت فردی بی نظیر بوتو را تحسین کنیم، کسی که در برابر نیروهای استبداد و جهادی ها ایستاده است. البته شهامت همیشه یک مورد غیر منتظره بوده است. اما این شجاعت او به تنهایی نیست، بوتو احساس می کند که وضعیت در حال تغییر است. لیکن آیا این تغییرات به اندازه کافی سریع خواهد بود؟ من در این مورد چندان مطمئن نیستم. 

ولت: شما خاطر نشان کرده اید که جهادی ها قوی تر شده اند. بیشتر کسانی که حمله های تروریستی از لندن تا آلمان را برنامه ریزی و طراحی کردند در پاکستان تعلیم دیده بودند.   

هنری لویی: نتیجه گیری در کتاب من در باره ی دانیل پیرل این گونه بود که که ما هنگامی که وارد به جنگ با عراق شدیم احتمالاً مجنون شده بودیم. خطر اسلامی پاکستان بود. پایگاه اصلی القاعده نه در تورابورا بود و نه حتی در نواحی قبیله های پاکستان، بلکه در کراچی و اسلام آباد قرار داشت، یعنی در نزدیکی بی واسطه ی سلاح های هسته ای و مقر اصلیISIقرار داشت. القاعده به قول معروف یک ماهی چریک در آب شهرهای پاکستان است. برای مثال خالد شیخ محمد که یکی از مغز های اصلی القاعده بود و حمله های 11 سپتامبر را طراحی کرده و خود ادعا کرده بود که دانیل پیرل را با دستان خودش به قتل رسانده (هرچند من در این مورد مطمئن نیستم) در راول پندی دستگیر شد، یعنی فقط به  فاصله 2 مایل از مقر اصلی ارتش. مشرف هم البته همه ی اینها را می داند. او این گروه ها را تحمل می کند تا تعادل پیچیده ای که قدرت را برای او مطمئن می سازد حفظ کند. اگر بخواهد با خشونت تمام مانند آنچه بر علیه مدافعین حقوق مدنی انجام می دهد جلو برود دچار مشکلات بزرگ خواهد شد. بنابراین برای پاکستان فقط این امید وجود دارد که حضور بوتو تعادل قدرت را چنان جابجا کند که مشرف و ارتش یا سقوط کنند و یا مجبور بشوند که در مسیر بوتو حرکت کنند و مصالحه موقت با القاعده و متحدین آنها در ISI  را کنار گذارند. به همین دلیل وضعیت اضطراری فعلی یک نشانه ی بسیار بد است و معنایش این خواهد بود که مشرف به طور کامل از بوتو جدا شده است.   ولت: آیا می توان پاکستان را جبه ی « جنگ بر علیه ترو » دانست؟  

هنری لویی: بله. از نظر من کاملاً روشن است که کانون بنیادگرایی اسلامی از جهان عرب به جهان آسیایی تغیر جا داده است. وی اس نایپل در کتابش « سفری اسلامی » نشان می دهد که آتش شور و حرارت تازه مسلمان شده ها در خارج از جهان عربی زبانه میکشد. شما فقط باید با چشمان اسامه بن لاردن به روی نقشه نگاه کنید تا تشخیص دهید که کشمیر به مرکز جهان اسلامی نزدیک تر است تا فلسطین. برای بیشتر جهادی ها کشمیر فلسطین واقعی است. از این جهت جنگ عراق نه فقط ابلهانه که یک جنایت اخلاقی هم بود، زیرا نگاه و نیروها را از معضل اصلی منحرف ساخت. پس از 11 سپتامبر عدم تمرکز بر روی پاکستان و به جای آن باز کردن حساب بر روی مشرف یک اشتباه استراتژیک بزرگ بود. این اشتباه در رویارویی با بنیادگرایی اسلامی با دو اشتباه دیگر متناسب بود: اول حمایت بدون شرط از مقاومت افغانها در برابر شوروی در دهه 80 که در آن میان هسته های بنیادگرای موجود در القاعده (گروه حکمتیار) و نیروهای دموکرات فرمانده اتحاد شمال مسعود تفاوت گذاشته نمی شد و دوم مدارای خطرناک آمریکا با وهابیسم عربستان سعودی در معامله با نفت.  

ولت: آیا ایالات متحده آمریکا پی به اشتباه خود برده است؟ 

هنری لویی: هنگامی که کوندالیزارایس برای دیدار رسمی به پاریس آمده بود من به اتفاق دو نفر از دوستان در سفارت آمریکا جلسه ای با او داشتم. او دوست داشتنی، باهوش و در مقایسه با دیگر وزرای امورخارجه ای که من تا به حال دیده ام صریح تر بود و رک و پوست کنده سوال های ما در هر موردی را پاسخ می داد، حتی در باره ی جنگ عراق. و سپس من از او پرسیدم آیا اتحاد با مشرف بالاخره روزی به عنوان یک اشتباه بزرگ به اثبات نخواهد رسید؟ و او به ناگهان با سکوت معنا داری پاسخ ما را داد. 

ولت: آیا شما با روابط جدید میان آمریکا و فرانسه به ویژه در مورد مسئله ایران موافق هستید؟ 

هنری لویی: صد در صد. من به سارکوزی رای ندادم و در باره مسائل شخصی دوستم برنارد کوشنر نگرانم، کسی که « خانواده » یعنی سوسیالیست ها را به نفع سارکوزی ترک کرد و به این ترتیب یک مخاطره بزرگ را پذیرا شد. اما من یک فرقه گرا نیستم. آنها در تجدید روابط با آمریکا و همچنین در رویارویی با ایران کارهای بی نظیری انجام می دهند. سخنرانی که سارکوزی در کنگره آمریکا انجام داد بسیار عالی بود. درست برعکس سخنرانی « مرشد » او Henri Guaino  در داکار هنگامی که او در باره ی انسان آفریقایی سخن می گفت، انسانی که از نظر او در وضعیتی نیست که بتواند خودش به تنهایی خود را از شرایط طبیعی که گرفتارآن شده است نجات دهد. او ذهنیتی ضد آمریکایی دارد و ملیت گرا است و گرایش به نژادپرستی دارد و از آن گذشته چندان فرد باهوشی هم نیست. حدس می زنم که سارکوزی به آهستگی در خواهد یافت که او به عنوان یک رئیس جمهور نباید با چنین اشخاصی روابط نزدیک داشته باشد.  

  ولت: ایا به عقیده شما سارکوزی و کوشنر به این نتیجه رسیده اند که ایران به نفع ساختن بمب اتمی به تصمیمی استراتژیک رسیده است، با صرف نظر از آنچه IAEA می گوید؟    

هنری لویی: بله، احمدی نژاد و باند او به یک تصمیم استراتژیک رسیده اند. سارکوزی و کوشنر عمل درستی انجام می دهند که هیچ امکانی را در این مناقشه منتفی نمی دانند. البته نباید این گونه تعبیر شود که آنها به مذاکره خاتمه داده اند. کاملاً برعکس، درست هنگامی که انسان آماده است تا تمامی راه های ممکن را طی کند، می توان امید به آن داشت که مذاکرات به موفقیت برسند. در چنین شرایطی قوی ترین ابزار فشار در اختیار است و فرانسه امروز در چنین جایگاهی ایستاده است. 

ولت: شما و بعضی از روشنفکران برجسته دیگر فرانسوی پیشنهاد کرده اید که آیان هیرسی علی به عنوان شهروند افتخاری فرانسه نامیده شود.  

هنری لویی: فرانسه مهد اندیشه روشنگری است و ما باید از این میراث خود به درستی حراست کنیم. آیان هیرسی علی مظهری است از آزادی جهانشمول خرد و برای آن جان خود را به خطر انداخته است. ما باید اصل حق محافظت را در مورد او در ورای مرز های خود به اجرا درآوریم. امیدوارم که سارکوزی موافقت کند او به عنوان شهروند افتخاری فرانسه انتخاب شود. به این ترتیب در تمامی اتحادیه اروپا حق محافظت از او معتبر خواهد بود. بالاخره او یک شهروند اروپایی است!  بعضی از ما ـ مثلا فیلیپ وال سردبیر نشریه فرانسوی Charlie Hebdo که تنها نشریه ای بود که جرئت کرده و آن کاریکاتورهای مشهور دانمارکی را منتشر کرد ـ برای انجام آن بسیار مصمم هستند. ما باید از هیرسی علی دفاع کنیم، همانگونه که ما در جنگ سرد از ساخاروف یا سولژنیتسین حمایت کردیم. جنگی برابر در سرزمینی دیگر. 

  ولت: آیا با این عقیده موافقید که در « جنگ بر علیه ترور » دو جبهه وجود دارد؟ پاکستان و آیان هیرسی علی؟ 

هنری لویی: از جهت خاصی بله. پاکستان مقر اصلی القاعده است. هیرسی علی به عنوان فرد برای خودش نوعی جبهه است. او در خطر دائمی از دست دادن جانش زندگی می کند، زیرا از ایده های تمدن لیبرال حمایت کرده است.           http://www.welt.de/welt_print/article1387258/Pakistan_ist_das_Epizentrum_des_Islamismus.html

 

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: